اشاره: علامه سید محمدحسین فضل‏ الله (2010ـ1935م/ تیرماه 1389ش)، عالم مجاهد و مجتهد لبنانی بود که همه اهتمامش مسایل امت و مقابله با استعمارگران و تحقق اسلام در زندگی مسلمانان به عنوان یک شیوه زندگی بود و خود را خادم خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول الله می‏دانست. علامه فضل الله به عنوان پدری مهربان، راهنمای همه جنبش‌های اسلامی در کشورهای اسلامی و عربی بود و همه اهتمام علامه فضل الله مسایل جهان اسلام و به ویژه قضیه فلسطین بود.

در بخشی از پیام تسلیت مقام معظم رهبری در پی درگذشت علامه فضل‌الله آمده است: «این عالم بزرگوار و سخت کوش، در عرصه دین و سیاست، شخصیتی اثرگذار بود و لبنان تا سال‌های طولانی، خدمات و برکات او را از یاد نخواهد برد... ایشان همچنین برای جمهوری اسلامی یاوری با اخلاص و صمیمی به شمار می‌رفت و در همه دوران سی ساله همواره در زبان و عمل، وفاداری خود را به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی به اثبات رسانید.»

به مناسبت سومین سالگرد درگذشت ایشان گفتگویی درباره زندگی و اندیشه های این عالم برجسته داشته‏ایم که در زیر می آید:

 

* در ابتدای گفتگو بد نیست به جایگاه شخصیت علمی، فرهنگی و سیاسی علامه فضل ‏اله بپردازید تا مخاطب علامه را بهتر بشناسد؟

بسم الله الرحمن الرحیم. مجله «پیام زن» در مقدمه اش بر بر ترجمه کتاب «تأملات اسلامیه حول امرأه» که تحت عنوان «اسلام، زن و جستاری تازه» منتشر کرده، نوشته است: «نام آیت الله فضل ‏الله عالم و اندیشمند اسلامی معاصر، برای کسانی که دغدغه حضور دین در دنیای معاصر را دارند، نامی آشناست.» به نظرم این یکی از دقیق‏ترین توصیفات درباره نقش و جایگاه علامه فضل‏ الله است؛ یعنی اندیشمندی که دغدغه حضور دین در دنیای معاصر را دارد.

بی‏ شک شخصیت علمی و فرهنگی و حتی سیاسی علامه فضل ‏الله و آوازه بین‏المللی او از ایشان یک شخصیت مبارز، روشن، میانه‎رو و تأثیرگذار در جامعه متکثر لبنان و کشورهای عربی ساخته است.

بارزترین چهره مرحوم علامه فضل‏ الله برایم، یک مجاهدی نواندیش یا روشنفکر است. ما عالمان مجاهد داریم، اما مجاهدانی که نواندیش و روشنفکر باشند کم داریم. علامه فضل ‏الله برای من همواره به عنوان یک عالم مجاهد مطرح بوده است. شاید در تاریخ معاصر معدود افرادی داشته باشیم که در هر دو جنبه نواندیشی و جهاد در راه خدا و پیکار با دشمنان خدا و اسلام و مسلمین، فعال باشند و علامه فضل‏الله از جمله این معدود افراد است. غالباً روشنفکران و نواندیشان دینی از عرصه جهاد فاصله داشتند. امثال امام خمینی(ره)، شهید صدر، امام موسی صدر و... در تاریخ شیعه و حتی جهان اسلام معاصر کم داریم. لذا همواره این جنبه از زندگی و سیره علامه فضل‏الله برایم پُررنگ‏تر است.

 در نگاه های بعدی او یک فعال برجسته حقوق بشری و انسان‏دوستانه است که حمایت‏هایش از مقاومت اسلامی لبنان و انقلاب اسلامی ایران و مقابله‏اش با تکفیری‏ها، صهیونیست‏ها و نظام سلطه در جهان فراموش نشدنی است. او انسانی والا، دل رحم، مهربان و دارای فکری جهانی بود.

اگرچه او مواضع خود را به صراحت و به سرعت در قبال مسائل مختلف بین‏المللی بیان می کرد و همین باعث توجه رسانه ها و مردم انقلابی دنیا و به ویژه مسلمان جهان عرب به او شده بود، امّا اخلاق و خوش خلقی و نیز چگونگی پاسخ به سئوالات و دغدغه های جوانان و زنان نیز در جذب مخاطبان به اسلام و تشیع بسیار موثر بود. سعه صدر و اخلاق والا و برخوردهای کریمانه وی با دیگران و حتی پیروان دیگر ادیان و مذاهب در لبنان و سوریه و دیگر کشورهای اسلامی باعث شد که او محبوب بسیاری از قلوب شود و هیچ کس وی از این منظر مورد نکوهش و سرزنش بدهد. او اخلاق خویش را از پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) آموخت و اینکه چگونه با مردم و مخالفان و منتقدانش سخن بگوید و همین اخلاق و خوش رفتاری و سعدصدر را جذب مخالفان به تشیع و اسلام بسیار موثر می داند.

 او شدیداً معتقد به اخلاق علمی و اخلاق نقد بود و در این زمینه بسیار دغدغه داشت. او در پاسخ به سؤال فصلنامه «هفت آسمان» درباره بهترین راه تبادل اندیشه میان عالمان شیعی برای رشد و تعالی فرهنگ شیعه می گوید: «بهترین راه آن است که ما در کاربرد ساز و کارهای نقد علمی به اخلاق علمی آراسته باشیم و در گفته ها و موضع گیری ها و همه رفتارهایمان از تعصب دوری کنیم و از تقوایی برخوردار شویم که ما را به درنگ و تأمل در گفته های خودمان و دیگران وادارد.»

علامه معتقد بود که جامعه اسلامی ما ـ یعنی جهان اسلام ـ از عقب‏ماندگی فکری و تعصب های غیرمنطقی رنج می‏برد. نکته بعدی اینکه علامه به شدت معتقد به بازخوانی تاریخ بود. البته بازخوانی نه به قصد تحریف و نادیده گرفتن حقایق تاریخی، همچنان که معتقد بود هر نسلی باید قرآن و روایات قطعی الصدور را از نگاهی نو ـ و نه از روی عقده نوخواهی و نوجویی ـ مورد بازخوانی قرار دهد تا حقایق اسلام را بر مبنایی علمی و فرهنگی و بر اساس دستاوردهای فکری باز شناسد. او معتقد است که ما باید از همه دیدگاهها و اندیشه های اجتهادی در فهم قرآن و سنت یا در برداشت برخی از این منابع، قداست‏زدایی کنیم. چرا که تقدّس‏گرایی افکار گذشتگان، راه را بر تفکر می بندد. البته او منکر آثار و اندیشه های گذشتگان نیست.

او با همین نگاه وارد تاریخ می شود. وی معتقد است که باید تاریخ را از نو بفهمیم. از بازنویسی و بازخوانی تاریخ سخن می‏گوید. او می‏گوید اینکه ما از بازنویسی تاریخ سخن می‏گوییم در پی تغییر محتوای تاریخ و ساختن دوباره آن نیستیم، بلکه در پی فهم دوباره تاریخ هستیم. لذا اگرچه نیت او در برخی بازخوانی مسائل تاریخ صدر اسلام خیر بود، اما به علل مختلف، دچار اشتباهاتی شد که به وی و رویکرد تقریبی‏اش ضربه زد و تأثیرگذاری‏اش را در جهان تشیع کاهش داد.

او معتقد است که کاری که کرده نو، بدیع و بی‏سابقه در تاریخ تفکر اسلامی نیست. اما همگان می‏دانند که او شجاعانه مسائل را مطرح می‏کرد و تلاش داشت حتماً به مشکلات و معضلات پاسخ بدهد، هر چند پاسخ هایش ممکن بود آن جامعیت لازم را نداشته باشد. او سؤالات را بی‏پاسخ نمی‏گذاشت و برای رفع و شبهات فکری و مشکلات جامعه خود را موظف و مسئول پاسخگویی می‏دانست. لذا طرح بحث‏هایی که کرده بود باعث ایجاد نوآوری‏هایی در فقه شد و علمای دیگر توانستند از این فضای ایجاد شده راحت تر موضع خود را بیان کنند. البته انتظار این است که علاقمندان علامه فضل‏اله، آرای او را وحی منزل ندانند و مطلع باشند که اگر علامه زنده بودند ممکن بود با تتبعات و تأملات بیشتر، نظرات جدیدی بیان کنند که تکمیل‏کننده و تصحیح‏کننده و حتی ردکننده نظریات قبلی خود ایشان بوده باشد. علامه به دنبال کشف حقیقت بود و اگر احیاناً اشتباهی داشته، از سوی قصد و غَرَض نبوده، بلکه از روی صداقت بوده است.

 

* در بررسی زندگی علامه در می یابیم که گفتگو در اندیشه وی، جایگاه بلندی دارد تا حدی که او را می‏توان معروفترین عالم شیعی معاصر در گفتگو با پیروان ادیان مختلف نامید.

به نکته خوبی اشاره کردید. واقعاً هم همین طور است. ناگفته نماند که امام موسی صدر هم در این زمینه بسیار فعال بود. گفتگو با مردم، گفتگو با پیروان مذاهب اسلامی و ادیان و مکاتب مختلف در سیره مرحوم علامه بسیار پُررنگ است. این سنت گفتگو را شیوه پیامبران و اولیا می دانست، البته گفتگویی اخلاق مدارانه و برای دریافت و انتقال حقیقت.

موضوع گفتگوی ادیان و مذاهب در آثار علمی و مکتوب ایشان هم جایگاه، ویژه ای دارد. ایشان در کتاب های بسیاری مانند «الحوار فی القرآن». «فی آفاق الحوار الاسلامی المسیحی»، «الاسلام و المسیحیه»، «اسلوب الدعوه فی القرآن»، «حوارات فی الفکر و الاجتماع و السیاسه» و «حرکه النبوه فی مواجهه الانحراف» به موضوع گفتگو پرداخته‏اند که متأسفانه جز کتاب اول، بقیه آثار او به زبان فارسی ترجمه نشده است. ای کاش مراکز تحقیقاتی و پژوهشی به جای تحقیقات ضعیف یا تکراری که بسیار مشاهده می‏شود، به ترجمه آثار ایشان و دیگر متفکران برجسته شیعی جهان عرب مانند شیخ محمدمهدی آصفی، علامه عبدالهادی الفضلی، شیخ محمدمهدی شمس‏الدین و... روی بیاورند که قطعاً برکاتی برای حوزه ها و اندیشه و فرهنگ شیعی و اسلامی در کشورمان خواهد داشت. البته این جای تأسف هست که هنوز بسیاری از آثار این متفکران در کشور ما ترجمه نشده است و نهادهای فرهنگی و علمی خود را باید مورد انتقاد دهند که چرا اینگونه است؟!

 

* وی با اهل سنت و مذاهب اسلامی چه رویکردی را اتخاذ کرده است؟

سیره او درباره اهل سنت و دیگر پیروان مذاهب اسلامی روشن است. او محور وحدت در لبنان و مورد توجه همه پیروان مذاهب اسلامی بود. شخصیت و سیره آن چنان مورد توجه بود که پس از رحلت ایشان غالب گروههای شیعه و سنی در جهان اسلام از فلسطین و اردن و مصر گرفته تا افغانستان و پاکستان و هندوستان حتی در دور است، مسلمانان کشورهای آفریقایی و آمریکا لایتن و اروپا و آمریکا هم واکنش نشان دادند. اگر این بیانیه ها و پیام های تسلیت جمع آوری شود، خود بهتر نشان دهنده اهمیت و جایگاه علامه فضل‏اله در جهان اسلام و معاصر است.

او معتقد است که روابط پیروان مذاهب شیعه و سنی با یکدیگر بر اساس آگاهی و درک صحیح نیست. ما برای تعامل و مباحثه در مورد حل مشکلات فرهنگی و اعتقادی نیاز به روحیه علمی و بی طرف کامل داریم تا بتوانیم اسلام را به خوبی درک کنیم. او همواره تأکید می‏کرد که دشمنان بیش از هر کس دیگر از اختلافات مذهبی ما سوءاستفاده می کنند. او به صراحت می‏گوید: متأسفانه ما از مسائل مربوط به عدالت و آزادی در کشورهایمان غافل شده‏ایم؛ لذا اختلافاتی که بین شیعه و سنی در هند یا پاکستان یا افغانستان یا در کشورهای عربی رخ می‏دهد، سبب استحکام پایه‏های حکومت‏های ستمگری که استکبار جهانی در کشورهای اسلامی بنیان گذاشته است، گردیده است.

 

* در نظر علامه فضل‏اله موانع وحدت بین مسلمانان چیست؟

 بخشی از جواب این سؤال شما را قبلاً عرض کردم. اما جهت تأکید بیشتر باید بیان کنم علامه مهمترین مانع وحدت را «عدم شناخت شیعه و سنی از همدیگر» می داند و رفتارهایی که برخی پیروان این مذهب انجام می دهند. او هم دو طرف مارا را می بیند و می گوید شیعه درصدد تضعیف و تخریب اهل سنت است و سنی نیز در کار تخریب و تکفیر شیعه. همین اختلافات در کشورمان اسلامی باعث شده است که ما از دشمنان اصلی که دیکتاتورهای و حکام ستمگر و منحرف و وابسته استکبار جهانی و صهیونیسم غافل بشویم. در نظر علامه، آمریکا و صهیونیسم در رأس استکبار جهانی از طریق حکام و علمای وابسته به خود در کشورهای اسلامی عمل می کند و با تمام توان و از تمام ظرفیت های رسانه ای و تبلیغی خود کمک می گیرد تا به مانع تحقق وحدت و شناخت صحیح مذاهب اسلامی از همدیگر شود.

ایشان، نکته‏ای را در این زمینه بارها بیان کرده است و بیش از 20 سال پیش، در کنفرانس وحدت یا اندیشه اسلامی هم آن را ذکر کرده‏اند. ایشان خطاب به مسلمانان و علمای جهان اسلام می گوید ای کسانی که اختلافات را تجربه کردید و طرفی از آن نبستید، بیایید این بار وحدت اسلامی را در مسیر مسائل کلی و مشترک تجربه کنید.

علامه فضل‏اله سعی داشت حرف خود را در عمل نیز پیاده کند و این گونه نیز عمل کرد. او علاوه بر این که یک شخصیت تقریبی برجسته محسوب می‏شود در عرصه عمل هم دستاوردهای زیادی برای جهان اسلام و جامعه شیعی خصوصاً جامعه شیعی لبنان به دست آورد و پایگاه بسیاری از مسلمان و مبارزان و انقلابیون از فرقه های مختلف شد.

 

* وی در برخورد با مسیحیان چگونه برخورد می‏کرد؟

او رفتاری انسانی با پیروان ادیان و مذاهب داشت. البته این رفتار انسانی وی باعث نمی‏شد که اگر اشتباهاتی از آنها می‏بیند یا در تاریخ وجود داشت، از آنها بگذرد. برای نمونه وقتی او به دعوت «باشگاه صلح و حقوق بشر» برای سخنرانی درباره گفتگوی اسلام و مسیحیت به دانشگاه آمریکایی بیروت دعوت می‏شود، بحث‏های  کاربردی و مفیدی درباره چگونگی گفتگو می کند و در بخشی از سخنانشان می‏گویند: «مسیحیت می گوید خدا یعنی محبت، ولی در بسیاری از گام‏هایی که به نام مسیحیت برداشته می شود، بدترین نوع بغض، کینه و برتری جویی و مانند آنها یافته می‎شود.»

او اولین گام برای گفتگو را عقلانی کردن ایمان و خاستگاههای ایمانی می داند تا در برابر همه اندیشه‏های دینی و حتی غیردینی، گشاده‏دل و با سعه صدر باشیم و بدون آن نمی توانیم به دیدار و گفتگو با یکدیگر نایل شویم و اینکه با عقل های مردم با آنها سخن بگوییم چرا که پیامبران عقل های مردم را مخاطب قرار می دهند و آنها در پی عرضه افکارشان با شیوه عقلانی و واقع بینانه بودند.

ایشان از تبلیغات رسانه های غربی انتقاد می‏کند و می‏گوید که در غرب ما کسانی را می یابیم که در پی القای این تصور در افکار عمومی غربیان هستند که مسلمانان یک بار دیگر بر ضد مسیحیان برخاسته اند؛ گویا رویارویی با حکومت آمریکا با فرانسه یا انگلستان رویارویی با مسیحیت است. ایشان نکته جالبی در ادامه همین بحث شان می آورند و می گویند: «ما می‏دانیم که حضرت مسیح(ع) نه در کاخ سفید و نه در این حکومت یا آن حکومت جایی ندارد، ولی تبلیغات رسانه‏ای به این گونه عمل می کنند.»

ایشان می‏گوید «ما باید به دینداران این آگاهی را بدهیم که درگیری سیاسی میان مستکبران و مستضعفان، درگیری استکبار و استضعاف است و از این رو مستکبران گاهی بر مناطق مسیحی‏نشین بیشتر از برخی مناطق مسلمان‏نشین فشار می‏آورند. آیا مردم آمریکای لاتین مردمانی مسلمان‏اند؟ آیا بسیاری از مردمان تحت فشار غرب مثل هند، مسلمان‏اند؟»

 

نظر علامه فضل‏الله درباره انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب چه بود؟

مرحوم علامه فضل‏اله به انقلاب اسلامی اعتقاد داشت و در حمایت از امام و رهبری از کوششی دریغ نکرد. ایشان یاور صادقی برای رهبری معظم انقلاب بودند که در پیام ایشان به مناسبت ارتحال علامه فضل‏اله هم بر این نکته تأکید شده است. اخیراً کتاب «فقیه و امت» که توسط انتشارات سپیده باوران مشهد منتشر شده، دیدگاههای علامه فضل‏اله درباره امام و شیوه‏های اجتهادی ایشان آماده است. جالب است که مرحوم علامه فضل‏اله در مقدمه کتاب از امام به عنوان «یک شخصیت کامل اسلامی» یاد می‏کند. متأسفانه این کتاب آن‏طور که باید دیده شود، دیده نشد. و خود موسسه تنظیم آثار امام هم در معرفی این کتاب به جامعه علمی کشور کوتاهی کرده است.

علامه فضل‏اله معتقد است که امام به امکانات ناچیزی که در اختیار داشت، توانست معادلات سیاسی منطقه و معیارها و نقشه قدرت‏ها در میان وحشت و ناباوری جهانیان به هم بریزد. مصطفی الشوکی، گردآورنده کتاب که از شاگردان و علاقمندان علامه فضل‏اله است در مقدمه‏اش بر این کتاب می‏نویسد که علامه فضل‏اله از روز نخست در کنار این مبارزه بود و امروز هم به پشتیبانی این انقلاب می‏پردازد. چنانکه، چه در کلام و چه در موضع‏گیری در مقابل دشمنان و چه در ارزیابی دقیق او از شخصیت امام(ره) در دیدگاه فقهی و روش اجتهادی و اندیشه مبارزاتی و سیاسی وی همیشه در کنار امام بود.

علامه فضل‏الله به نظریه ولایت فقیه اعتقاد داشت و بیان می کند که سخن امام درباره ولایت فقیه از بررسی و مطالعه دقیق دین اسلام به عنوان یک دین کامل در زندگی بشر نشأت می‏گیرد و پاسخ مخالفان نظریه ولایت فقیه را می‏دهد. علامه درباره امام می‏گویند: امام شخصیت مبارزی بود که در انقلاب خود از حدود اسلام خارج نشد و مجتهدی بود که در فتواهای خود کورکورانه از نظرات قدما استفاده نکرد.

علامه فضل‏الله به نظریه ولایت فقیه معتقد بود و آن را نظریه‏ای علمی، پیشرفته و کاملاً سازگار با تمدن امروزی می‏داند که شورا و ولایت را در کنار هم قرار داده است. او ولایت فقیه را از باب حفظ نظام عام ـ اگر حفظ نظام متوقف بر آن باشد ـ پذیرفت و نه مستندات نصوص دینی.

سخنان علامه فضل‏الله دربارۀ امام بسیار جالب توجه است و اگر کس دیگری غیر از علامه فضل‏اله درباره امام گفته بود، از سوی رسانه‏ها در بوق و کُرنا می‏شد. ایشان سخنان بسیار مهم و ارزشمندی درباره امام، نقش و جایگاه او در دورۀ کنونی و اثراتش بر نهضت‏های اسلامی زده است که متأسفانه تاکنون کمتر بدان توجه شده است.

مثلاً علامه فضل‏الله معتقد است که سخن درباره اندیشه سیاسی حضرت امام بسیار مشکل یا غیرممکن است و هیچ‏گاه نمی‏توان به صورت گسترده و کامل درباره تفکرات سیاسی ایشان اظهار نظر کرد، چرا که زمینه فعالیت‏ها و مبارزات او محدود به دایره‏ای خاص نبود و بر اساس اندیشه‏های اسلامی به سرتاسر جهان گسترش یافت.

او دربارۀ امام معتقد است که امام با اجتهاد خویش در مقابل مسائل جهان ایستادگی کرد. او نمی‏خواست فقط مجتهدی باشد که در صحنه جهاد و زندگی به صدور فتوا بسنده کند، بلکه مسئولیت، خطرات، تهدیدها، دشنام‏ها و تهمت‏های این مسیر را به جان خرید.

علامه نگاه جهانی امام و نگاه غیرفرقه‏ای انقلاب اسلامی را می‏ستاید و در این باره می‏گوید: گفتندکه انقلاب  او، انقلابی فرقه‏ای است که در آن جایی برای مسیحیان و بوداییان و پیروان دیگر مذاهب نیست، اما امام با ندای «ای مستضعفان جهان متحد شوید» ثابت کرد که انقلاب او انقلابی انسانی است؛ زیرا اسلام دین انسانیت است. انقلاب اسلامی بدون آن که از خط اسلام خارج شود، انقلابی انسانی است؛ زیرا اسلام مسئولیت تمام بشریت را بر عهده دارد.

علامه می‏گوید وقتی امام شعار «نه غربی، نه شرقی، جمهوری اسلامی» را سر داد، در واقع بُعد جهانی حرکت انقلاب را به جهانیان معرفی کرد.

علامه فضل‏اله بزرگترین دستاورد نهضت امام خمینی را آشنایی جهانیان با اسلام اصیل می‏داند. و می‏گوید: امام جان و دل جهانیان را تسخیر کرد و این دین مبین را از جمود و ایستایی سیاسی و فرهنگی حاکم بر جوامع اسلامی نجات داد و به واسطه انقلاب مهدی گونه خویش، ندای اسلام را بر بام جهان طنین انداز ساخت.

او رهاورد دیگر امام را موفقیت ایشان در تأسیس و پایه‏گذاری دولت اسلامی می‏داند که بیداری و هوشیاری افکار عمومی مسلمانان جهان را در پی داشت و حرکت‏ها و نهضت‏های کوچک و ناپیوسته اسلامی، در اثر ندای امام، به جریان عظیم و فراگیر مبدل شد.

ایشان جایگاه رهبر معظم انقلاب را در راستای امام خمینی تبیین می‏کند و درباره ایشان می‏فرماید: رهبری کنونی انقلاب اسلامی، آیت‏الله خامنه‏ای، شخصیتی بیدار و آشنا به تمام مسائل جهان معاصر است؛ خصوصاً که ایشان علاوه بر حضور در مراحل مختلف نهضت و انقلاب در منصب ریاست جمهوری تجربیات ارزشمندی را کسب کرده است.

ایشان رهبر معظم انقلاب را پیگیر تمامی مسائل و مشکلات مسلمانان جهان می‏داند و به عنوان سدّ محکمی که در برابر امواج طوفنده، ایستادگی می‏کند قلمداد می‏کند؛ امواجی که ممکن است امّت اسلامی را دچار ضعف نماید.

علامه معتقد است رهبر معظم انقلاب توانست مواضع انقلاب را با صراحت اعلام نماید و مسیری را که حضرت امام برای نهضت معین نموده، ادامه دهد.

 

* توجه به مسائل جوانان در آثار و تعامل با آنها در رویکرد علامه دیده می‏شود. فکر می‏کنید ایشان چه انتظاراتی از جوانان داشتند؟

علامه مانند دیگر بزرگان و عالمان به مسائل جوانان توجه داشته‏اند با این تفاوت که نگاه تربیتی ولی در این عاملات بسیار مهم و ارزشمند است. نگاه تربیتی به انسان در آثار او هم موج می زند. اگر تفسیر «من الوحی القرآن» را تورقی بکنید در می‏یابید که یک تفسیری تربیتی ـ جهادی یا تفسیری تربیتی ـ اجتماعی است. این که علامه از جوانان چه انتظاری داشتند به طور مستوفی در آثار ایشان آمده است به ویژه کتاب «دنیا الشباب» که تحت عنوان «دنیای جوانان» به فارسی هم ترجمه شده است. یا مجموعه «حوارات» که در بیش از 20 جلد از ایشان منتشر شده است. کتاب «دنیای جوانان» ایشان بسیار خواندنی است و من پیشنهاد می کنم که آثار اجتماعی و تربیتی علامه فضل‏الله به ویژه «دنیای جوانان» را خوب بخوانید. این کتاب که به صورت گفتگو با ایشان است یکنواختی و خستگی کتاب های معمولی را ندارد و به بسیاری از سؤالات و نیازهای فکری و عقیدتی جوانان در زمینه‏های مختلف پاسخ می ‏هد. علامه در این کتاب مباحث ارزشمندی درباره جوان و شیوه های تربیتی نسل جوان عرضه کرده‏ است که ما کمتر کتابی با این جامعیت، داریم.

علامه فضل‏اله در پایان همین کتاب، سفارشاتی به نسل جوان دارند که بسیار خواندنی است. بخشی از سفارشات ایشان این است که جوانان باید نقاط ضعف و قوت تجربیات ما نسل قبل را بررسی و مطالعه کنند. شخصیت ها و اشخاص نسل ما را مطالعه نکنند، بلکه افکار و تجربیات ما را مطالعه کنند تا با استفاده از آن با موانع و مشکلات روبه رو شوند. ایشان در ادامه می‏گویند دوست دارم به همه عزیزانم بگویم که اسلام امانتی است در دست شما و بر ما فرض است که در هیچ مرحله‏ای متوقف نشویم. سعی کنید که به رهبران تاریخی خویش احترام بگذارید؟ امّا در حد آنان توقف نکنید. تجربه گذشتگان تجربه شما را غنا می‏بخشد، اما شما باید تجربه خودتان را داشته باشید.

ایشان نسل جدید و جوانان امروز را «نسل رنج» قلمداد می‏کند. چرا که نسلی است کهبا کفر جهانی روبرو است و آرزو می‏کند که این نسل مهم اشتباهاتش کمتر باشد و از دسیسه‏ها و توطئه ها آگاه باشند. ایشان توصیه‏های اخلاقی و معرفتی می‏کنند مانند اینکه آگاه باشید. دلشان را به خدا محکم کنند و از احدی نترسند. با خدا انس بگیرند. با رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) ارتباط معنوی داشته باشند تا نمونه اخلاق و قدرت و چگونگی ارتباط با انسان و حیات را از آنها بگیرند.

اما مطالعه این کتاب لطف دیگری دارد. چرا که علامه در این کتاب، به پرسش‏ها و دغدغه‏های فکری و عقیدتی جوانان پاسخ‏های روشن و واضح داده است.

 

* از آثار علامه چه کتاب‏هایی به زبان فارسی ترجمه شده است که ما برای آشنایی با اندیشه‏های ایشان مطالعه کنیم؟

آقای مجید مرادی از پژوهشگران حوزه اندیشه سیاسی اسلام که در معرفی اندیشمندان جهان عرب دغدغه ارزشمندی دارند. تاکنون بیش از چهار کتاب از علامه ترجمه کرده است و خودش نیز قرار است کتابی با عنوان «اندیشه سیاسی علامه فضل‏اله» را بنگارد. ایشان کتاب های «دنیای جوانان»، «دنیای زن»، و «اسلام، زن و جستاری نو» و «فقه زندگی» و مقالات و گفتگوهای متعددی از علامه به زبان فارسی ترجمه کرده است که سه تا اول آن از سوی بوستان کتاب قم منتشر شده است.

غالب مقالات و گفتگوهای ترجمه شده ایشان هم در مجلاتی چون پگاه حوزه، فصلنامه هفت آسمان(ش 7)، فصلنامه میثاق امین، خردنامه همشهری و... است. آقای محسن عابدی که استاد دانشگاه شاهد هستند نیز کتاب «الحرکه الاسلامیه؛ هموم و قضایا» علامه را به فارسی ترجمه و انتشارات خانه اندیشه جوان آن را با عنوان «کیمیای نظر: تأملاتی در مبانی نظری جنبش‏های اسلامی»، در سال 1378 منتشر کرده است که البته خود دفتر علامه فضل‏الله در قم انتقادات فراوانی به ترجمه ایشان داشتند و آن جور که انتظار داشتند، نبود.

آیت‎الله دکتر احمد بهشتی هم ترجمه‏ای آزاد از کتاب «خطوات علی طریق الاسلام» علامه را در سال 67 ترجمه کرده که انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی وقت آن را با عنوان «گام‏هایی در راه تبلیغ» منتشر کرده است که اخیراً تجدیدچاپ شده است. آقای حمیدرضا آژیر کتاب «علل قیام امام حسین(ع)» را از ایشان ترجمه و شرکت به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) آن را منتشر کرده است. آقای میردامادی هم کتاب «گفتگو در قرآن» ایشان را ترجمه و انتشارات هرمس تهران آن را منتشر کرده است. سیره اهل بیت(ع) کتاب دیگر ایشان است. اخیراً هم کتاب «فقیه و امت» درباره اندیشه سیاسی و انقلابی امام خمینی با ترجمه سید هاشم عبداللهی توسط انتشارات سپیده باوران مشهد منتشر شده است. ضمناً مقاله مفصلی درباره اندیشه سیاسی علامه فضل‏اله  در جلد هجدهم «اندیشه سیاسی متفکران» آمده است که پژوهشکده مطالعات انسانی وزارت علوم منتشر کرده است. از سویی یکی از محققان موسسه امام خمینی قم هم کتابی درباره روش تفسیری علامه فضل‏اله نوشته است که می‏تواند مورد توجه اهل علم قرار بگیرد. لذا تا آنجایی که اطلاع دارم اینها عمده کتاب های ترجمه شده علامه به زبان فارسی هستند و غیر از کتب فقهی و اصولی ایشان، حدود 40 کتاب اجتماعی، تربیتی، سیاسی و فکری ارزشمند ایشان علامه به زبان فارسی ترجمه نشده‏اند که جا دارد دوستداران و محققان و علاقمندان به ایشان جهت نیاز فکری جامعه و حوزه‏های و دانشگاههای ما به افکار ایشان، آثار ایشان را به سرعت ترجمه و در اختیار مخاطبان قرار بدهند.

 

اگر نکته‏ای باقیمانده درباره علامه دارید بفرمایید.

علامه فضل‏الله در کتاب «فقیه و امت» می‏آورد: «آنچه گذشتگان گفته‏اند مقدس نیست؛ زیرا ممکن است فقهای گذشته تحت تأثیر برخی عواملی قرار گرفته باشند که فهم آنها را تحت الشعاع قرار داده باشد.» لذا این امکان و احتمال برای خود علامه هم ممکن است پیش آمده باشد و ایشان با توجه به اقتضائات و شرایط جامعه لبنان، مباحث یا فتاوایی را صادر کرده باشند که علاقمندان ایشان نباید آن نظرات را مقدس و غیرقابل تغییر بدانند. علامه شخصیت بزرگ و ارزشمندی است و همگان این مسأله را می‏دانند، اما از برخی مواضع دفتر ایشان و هواداران فکری‏اش اینگونه برداشت می‏شود که درصدد مقدس سازی علامه و آرایش هستند، که به نظرم رویکرد صحیحی نیست.

 

 

* با تشکر از شما که وقت‏تان را در اختیار ما گذاشتید.

من هم از اهتمام و توجه شما به این عالم مجاهد قدردانی می‏کنم. باشد که این گفتگو جرقه‏ای در اذهان مخاطبان و محققان بزند تا آثار او ترجمه و در جامعه اسلامی و حوزه‏ها و دانشگاههای ما نشر پیدا کند. انشاءاله که خدا او را رحمت کند و با اولیای طاهرینش محشور بگرداند.