در ايران اين‌طور جا افتاده كه دولت پول مملكت را که مي‌توانسته همين‌جا خرج كند، در آمريكاي لاتين خرج كرده است. غربي‌ها هم در رسانه‌هايشان رقم‌هاي اغراق‌آميز و نجومي مي‌دهند كه ايران آنجا در حال انجام چه کارهايي است  تا مردم آنجا را از ما بترساند. البته شايد اين نوع تبليغات از جهاتي به نفع ما باشد و قدرت و نفوذ ما را گسترش ‌دهد.

ما در چند حوزه در آمريکاي لاتين  كار كرده‌ايم. در ارتباط با خانه‌سازي، بيش از يك ميليارد تومان پروژه خانه‌سازي داشتيم. اين‌ها را ما به صورت "پيمان‌كار" با پول كارفرمايان ونزوئلايي ساختيم و از اين طرق صدها شغل براي مهندسين و كاردان‌هاي ايراني و هزاران شغل هم براي ونزوئلايي‌ها ايجاد كرديم. تكنولوژي‌هاي جديد را به آن‌جا برديم. سرعت كار را هم بالا برديم. شركت سازنده مدعي است كه با سرعت‌ترين طرح هاي خانه سازي را اجرامي کند و واقعا هم اجرا مي‌کند. نمونه عكس‌هايي كه از خانه‌سازي‌ها هزاران كارگر ونزوئلايي را هم توانسته آموزش بدهد. اين يك سود دو طرفه است. ما خدمات مهندسي صادر کرده‌ايم و پولش را گرفته‌ايم، ونزوئلا هم از ورود شركت ساختمان‌سازي ايراني متنفع شده است. چهار پنج كشور (چين، برزيل، اكوادور و ...) در ونزوئلا خانه‌سازي مي‌كنند. خانه‌هايي كه مهندسان ايراني ساخته‌اند از نظر كيفيت، قيمت و زيبايي، از همه آن‌ها جلوتر است.

براي ساخت تراكتور يك شركت مشترك راه‌اندازي كرده‌ايم. قطعات از ايران مي‌رود. برخي از قطعات هم در ونزوئلا ساخته مي شود و در آن‌جا مونتاژ مي‌شود. تا الآن از ونزوئلا به شش كشور منطقه تراكتور صادر شده است.

زماني كه قرار بود دستگاه‌هايي كه سيب‌زميني را در فصل برداشت از زير زمين در مي‌آورد، از ايران به بوليوي رفت، اوو مورالس رئيس جمهور بوليوي مي‌گفت من منتظرم كه اين دستگاه‌ها بيايد خودم پشت تراكتور بنشينم و با آن از زير زمين سيب‌زميني در بياورم.

در زمينه استخراج و اكتشاف نفت، شركت ايراني پتروپارس در تخمين مخازن شركت كرده است و توانسته كارنامه خوبي از خودش باقي بگذارد. نزد ونزوئلايي‌ها از شركت‌هاي مشابه برزيلي، روسي و هندي بيشتر مورد توجه قرار گرفته است.

ما عمدتاً به‌عنوان پيمان‌كار و آن‌ها به عنوان كارفرما و سرمايه‌گذار فعاليت‌ اقتصادي و صنعتي مشترک داريم. در موارد خاصي مانند ساخت تراكتور، ما سرمايه‌گذاري كرديم و به‌صورت مشترك داريم تراكتور توليد مي‌كنيم. تاكنون از اين شركت چندين ميليون دلار سود به ايران برگشته و چندين ميليون دلار هم آن‌ها سود كردند.

دوچرخه اتمي

رسانه‌هاي غربي سياه‌نمايي مي‌كنند. حضور ما را در آمريکاي لاتين به تروريسم و فعاليت اتمي مرتبط مي کنند تا مردم آن‌جا را از ما بترسانند. زماني كه ما مي‌خواستيم در ونزوئلا كارخانه توليد دوچرخه راه‌اندازي بكنيم، تبليغات كردند كه ايراني‌ها مي‌خواهند در ونزوئلا تاسيسات اتمي راه بياندازند. روزي كه هوگو چاوز مي‌خواست اين كارخانه توليد دوچرخه را افتتاح كند٬ روي يکي از دوچرخه نشست و با خنده گفت با پا زدن روي اين دوچرخه، داريم  اورانيوم غني‌سازي مي‌كنيم.

تبليغات عليه ما شديدا منفي است. اما وقتي مردم آمريکاي لاتين مي‌بينند ايران ماشين مي‌آورد، تراكتور مي‌آورد، كارخانه سيمان مي‌زند، خانه‌سازي مي‌كند توانايي‌هاي ما را مي بينند. نظر شان درباره كشوري كه قبلاً شنيده بودند بياباني بيش نيست، عوض شده است. با فعاليت‌هاي ماست كه آن تبليغات منفي رنگ مي‌بازد. وزير امورخارجه برزيل، پس از 16 سال كه هيچ يک از مقامات ارشد برزيلي به ايران نيامده بودند٬ به ايران آمد. گفت تعجب مي‌كنم. من اصلاً چنين تصوري از ايران نداشتم.

ما وارد منطقه‌اي شده‌ايم و داريم به کشورهايش كالاي صنعتي و خدمات فني‌مهندسي صادر مي‌كنيم كه ساليان دراز حياط خلوت آمريكا بوده. اين براي آمريكا که سال‌ها به دنبال اين است كه ما را تحريم كند، قطعاً خوشايند  نيست.  

چه تروريستهاي خوبي!

بايد حضورمان را در آن منطقه عميق كنيم و پروژه‌هايي را که گرفته‌ايم به نحو احسن انجام بدهيم. ما خودروي سمند را با نام و برند ونزوئلايي «سيمتار» توليد مي‌كنيم. اخيراً در نمايشگاهي در كوبا، ونزوئلا آن را به عنوان كالايي ونزوئلايي ارائه كرد. اگر ما بتوانيم کارمان را با كيفيت خوب و قيمت مناسب عرضه کنيم ، خودبه‌خود اين محصول از ونزوئلا به بقيه كشورها مي‌رود و اين تبليغات بزرگي براي كشور ماست و راهي براي مبارزه با تبليغات منفي غرب. مردم بوليوي با حضور آقاي احمدي‌نژاد به صورت خودجوش تظاهرات كردند. براي چه؟ براي اين كه شنيده بودند كه ايران تروريست است. اما فهميدند كه همان ايران تروريست! زمينه صدور تراكتور به بوليوي را فراهم كرده است و به مردم تراكتور مي‌رساند. مي‌گفتند عجب تروريست خوبي است!

وقتي كارخانه تراكتور را در ونزوئلا افتتاح كرديم، خبرنگاري پرسيد: شما اينجا كار نظامي مي‌كنيد ؟! گفتم: بله! ما تانك مي‌سازيم. تانكهاي ما همين تراكتورها هستند و مي‌خواهيم به جنگ فقر و بدبختي برويم.

هر قدر بتوانيم كارهايي كه ارائه مي‌دهيم پاك، تميز، درست، اصولي و به‌موقع انجام شود، تبليغات عليه ما خنثي مي‌شود. اگر اسير جو تبليغات و برخي خراب‌كاري‌ها يا ضعف‌هايي كه ناخودآگاه پيش مي‌آيد باشيم، قافيه را مي‌بازيم. زمينه بسيار زياد و آماده‌اي براي ما در آمريکاي لاتين هست. شايد هنوز از 95 درصد ظرفيت‌مان در آمريكاي لاتين استفاده نكرده‌ايم.

شخصيتها و فرهنگ ايراني در آمريکاي لاتين

در آمريکا لاتين مقام معظم رهبري شناخته شده هستند. آقاي احمدي‌نژاد و همچنين آقاي خاتمي كه در زمان رياست‌جمهوري، سفري به منطقه داشت، كاملاً شناخته شده هستند. اما درباره معرفي شخصيتهاي علمي كمتر كار شده است. اما شخصيت‌هاي جهاني ما مثل ابوعلي‌سينا در كشورهاي منطقه كاملاً شناخته شده هستند.  

از فيلم‌هاي ايراني استقبال مي‌كنند. از موسيقي ايراني هم خوب استقبال كردند. چند ماه پيش وزير علوم و تحقيقات ما در ونزوئلا بود و درصدديم سمينارهاي علمي در اين كشورها داشته باشيم.

در آن‌جا كمتر به ايران پرداخته شده است. اما چند شبكه تلويزيوني هستند كه  با ما هم‌سو هستند. اسم ايران اين روزها بيش از گذشته مطرح مي‌شود. اما شخصيت‌هاي ايراني، آن‌طور كه بايد و شايد، هنوز در آمريكاي لاتين شناخته شده نيستند.

تمدن پرسپوليس در آن‌جا كاملاً شناخته شده است. اگر نام ايران يا جمهوري اسلامي ايران برده شود شايد تعداد زيادي نشناسند اما اگر بگوييم "پرسا" بيشتر مي‌شناسند. خودشان كه مي‌خواستند ما را به همديگر معرفي كنند مي‌گفتند فلاني سفير پرسا هستند.

نسل جديد ايراني ها در آمريکا لاتين

روابط ما با كشورهاي منطقه، جديد است. قبلا در آمريكاي لاتين به‌جز دفاتر خريدي وزارت بازرگاني يا سفارت‌خانه‌هاي داير در برخي كشورها، دفتر ثابتي نداشتيم. الان آژانس هواپيمايي ما به آن‌جا پرواز و شريك تجاري دارند. آن‌جا بانك داريم. شركت‌هاي اقتصادي وابسته بازرگاني دفاتر بيشتري داير كرده‌اند. در بيشتر كشورهاي منطقه جمعيت هاي ايراني داريم. گروههايي از ايراني‌ها، قبل و بعد از انقلاب، از آمريكا و اروپا به كشورهاي منطقه رفته‌اند. اما نسل جديدي از جامعه ايراني در كشورهاي منطقه در حال شكل‌گيري است. به مرور و طي زمان شاهد خواهيم بود كه اين‌ها فرهنگ ايراني را با خود به آمريکاي لاتين مي‌برند.

خوشبختانه شركت‌هاي غيردولتي هم سفرهايي کرده اند و سمينارها و برنامه‌هايي داشتند. اين ارتباطات بايد دو طرفه باشد. سخنراني‌ها، بازديدها، گردهمايي‌هاي دانشگاهي و مردمي و هنري هم مي‌تواند به صورت دو طرفه انجام بشود. تعاملات ما با آمريکاي لاتين به اندازه كشورهاي همسايه و كشورهايي كه سال‌هاست رابطه مناسب داريم، نبوده است ولي اين روابط دارد شكل مي‌گيرد. قبلاً به ندرت دانشجوي ايراني در آمريکاي لاتين داشتيم. اما الآن تعدادي دانشجوي ايراني در آن‌جا داريم. از ونزوئلا و كوبا قرار دانشجوياني به صورت بورسيه بپذيريم. الآن هم تعدادي داريم. اخيراً كلمبيا و مكزيك بورسيه‌هاي تحصيلي به ما داده‌اند.

شنونده زياد داريم

در زمينه تعامل شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي ايران و آمريکاي لاتين كاري زيادي نشده است. چهار پنج سال پيش آقاي عميد زنجاني، به عنوان استاد دانشگاه تهران و نه به‌عنوان رئيس، سفري به دانشگاه‌هاي منطقه داشتند كه بسيار مورد توجه رسانه‌ها و دانشگاهيان آن‌جا قرار گرفتند. سفرشان بسيار موفق بود. خيلي دوست داشتم كه آقاي عميد زنجاني اگر وضعيت سلامتي‌شان اجازه مي‌داد دوباره به منطقه سفر كند. اين‌گونه سفرها و حضور در منطقه خيلي مي‌تواند موفق باشد. بحثي بود كه آقاي رحيم‌پور ازغدي در كشورهاي منطقه و دانشگاه‌ها سخنراني داشته باشد كه نمي‌دانم اين بحث به كجا رسيد. حرف‌هاي ما آن‌جا شنونده زياد دارد. بايد بيشتر كار كنيم. عمده فعاليت‌هايمان تاکنون سياسي و اقتصادي بوده. در زمينه علمي آن‌طور كه بايد و شايد، كار نشده است ولي زمينه هست و بايد بيشتر كار كرد.

کتابخانه ايران در آمريکاي لاتين

كتاب‌ها و رمان‌هاي زيادي از آمريكاي لاتين در ايران، ترجمه و منتشر شده است. از اين طرف هم كتاب‌هايي به زبان اسپانيولي ترجمه شده است. غير از برزيل كه زبان‌ مردمش پرتغالي است، اكثريت منطقه اسپانيولي هستند. در ونزوئلا در سال‌هاي اخير، كتاب «زندگي‌نامه امام‌خميني» توسط وزارت خارجه ونزوئلا، ترجمه و منتشر شده است. كتاب «گفت‌وگوي تمدن‌هاي آقاي خاتمي» توسط وزارت نفت آن‌جا ترجمه و منتشر شده است. «نامه امام علي به مالك اشتر» و معرفي ايران به زبان اسپانيولي را سفارت ايران در ونزوئلا منتشر کرده است. كتاب‌هاي اسپانيولي زيادي در قم براي آن منطقه ترجمه شده ولي همچنان بايد بيشتر كار بكنيم. صحبتي بود که در  دانشگاه‌هاي آن‌جا، كتابخانه‌اي تحت‌عنوان «ايران» داشته باشيم. در دانشگاه‌هاي ايران هم به نام «كشورهاي آمريكاي لاتين» كتاب‌خانه داشته باشيم.

 آمريکاي لاتين غيرانقلابي

طرف ما در آمريكاي لاتين فقط كشورهاي انقلابي مثل ونزوئلا و بوليوي نيستند. روابط ما با اين کشورها بيشتر از لحاظ سياسي، سر و صدا كرد. با بقيه كشورها هم رابطه قوي داريم و براي روابط‌مان تعريف جديدي را داريم ارائه مي‌كنيم. سال‌هاست كه خريدار  مواد غذايي از آرژانتين و برزيل هستيم. الان داريم فكر مي‌كنيم كه كشاورزان ما بتوانند بروند در آن‌جا و در مقياسي وسيع، در سطح چند هزار هكتار، زمين بگيرند و خودشان محصول توليد كنند و به‌جاي اين که مواد غذايي را از واسطه‌ها تهيه كنيم خودشان مواد غذايي را به كشور بياورند.

آرژانتين و برزيل در زمينه كشاورزي تحقيقات بسيار وسيعي دارند و ما مي‌توانيم از آن‌ها استفاده كنيم. در زمينه صنعتي هم برزيل يك غول صنعتي است و جزو ده كشور قدرتمند دنياست و رقيب مهمي براي كشورهاي اروپايي است. اگر تابه‌حال روابط سياسي ما با كشورهاي هم‌سو در منطقه بوده تلاش داريم سطح مناسبات سياسي با كشورهاي غيرهم‌سو را گسترش بدهيم.

فرصتهای علمي و کشاورزي

سازمان زمين‌شناسي ما دارد در منطقه كارهاي اكتشافي انجام مي‌دهد. کارشناسان اين‌ سازمان هرگز درباره جنگل‌هاي انبوه آمازون با آن سبك و سياق، كار نكرده بودند. اين کارشناسان حالا که در آن منطقه كارهاي اكتشافي انجام مي دهند از سطح منطقه‌اي درآمده‌اند و قاره جديدي را بررسي مي‌كنند. اين‌ها علمي را مي‌برند و با علم بومي آن‌جا آشنا مي‌شوند و در نتيجه تخصص‌شان بالا مي‌رود. جوان‌هاي ايراني هم كه براي تخمين مخازن نفت و گاز به آنجا رفتند، در فعاليت‌هاي علمي و صنعتي شان  تجارب جديدي از آن‌جا به دست مي‌آورند.

اين فعاليت سود دو طرفه دارد. بسياري از مواقع آن‌ها  براي ما خدمات و آشنايي با علوم به همراه دارند. الآن برزيل بسياري از قطعات ماشين‌ها و اتوبوس‌هاي ما را تأمين مي‌كند. در صنعت برق و صنعت آلومنيوم، پيشرفت‌هاي زيادي کرده اند. توانسته‌اند صنعت پالايش خون را بومي كنند. آرژانتين، مكزيك، برزيل و حتي ونزوئلا صنايع پيش‌رفته‌اي دارند و در خيلي از صنايع مي‌توانند مكمل صنعت ما باشند. در برخي صنايع، هم‌وزن هستيم و اين تعاملات مي‌تواند دانش‌هايمان را تكميل كند.

صنايع ما به توليد انبوه رسيده‌اند و طوري شده‌اند كه اگر صادرات نكنيم و به بازارهاي بيرون نگاه نكنيم در داخل دچار مشكل مي‌شويم. و دو بازار خيلي خوب به نظرم، آمريكاي لاتين و آفريقاست كه ما بايد به آن توجه بكنيم.

 

منبع: نشريه فرهنگي تحليلي راه / سال ۱۳۸۷