گفت‌وگو با مهندس داوود جعفري، از فعالان اوائل انقلاب اسلامي در كشمير و پايه گذاران انجمن اسلامي دانشجويان ايراني دانشگاه كشمير هند درباره اوضاع كشمير در اوائل پيروزي انقلاب اسلامي

 

من قبل از انقلاب به هندوستان رفتم. چند ماه قبل از پيروزي ايران آمدم. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با پيشنهاد دکتر دانش جعفري، به دانشكده عمران دانشگاه كشمير انتقال پيدا كرديم و گفت: كشمير منطقه مستعدي است، شيعيان مخلصي هم دارد، آن‌جا هم مي‌توانيد كارهاي انقلابي را انجام بدهيد، درستان را هم بخوانيد. ارديبهشت يا خرداد سال 1358 وارد كشمير شديم و تا سال 63 آن‌جا بوديم. خود آقاي دانش جعفري در دانشگاه كشمير تحصيل مي‌كرد.

اساس كار بايد فرهنگي باشد

دانشجويان انجمن اسلامي توانستند در بحث صدور انقلاب و آشنايي با انقلاب اسلامي مؤثر باشند و نفوذ خوبي هم در بين گروههاي مختلف كرده بوديم. آن‌جا هم مثل ايران اوايل انقلاب، ديدگاه‌هاي انقلابي، خيلي انقلابي و سفت و سخت، محافظه‌كارانه، تند يا حتي مبارزه مسلحانه وجود داشت ولي آنهايي كه مشي مبارزه مسلحانه در كشمير را اتخاذ كرده بودند، سريع‌تر توسط دولت هند جمع و جور شدند و نتيجه هم نگرفتند. از طريق نهضت‌هاي آزادي‌بخش كه حتي سيدمهدي هاشمي در رأسش بود، عواملشان مي‌آمدند آنجا و فعاليت مي‌كردند. مشي آنها اين بود كه ما گروه‌هاي مبارزاتي مناطق مختلف را شناسايي كنيم، تقويت و پشتيباني كنيم براي شكل‌گيري انقلاب اسلامي در كشمير. آنهايي كه در كشمير منتظر حمايت نظامي يا مسلحانه بودند، مضمحل شدند و نماندند. در صورتي كه روحانيت مانده است. كار فرهنگي مانده است. همان زمان هم ديدگاه‌هاي ما اين بود كه كشمير آماده كار انقلابي سريع نيست.

تناقض سياستها و عملكردهاي مسئولان ايراني

 يك سفري كه آقاي مهدوي كني و آقاي فخرالدين حجازي – كه سخنران انقلابي معروفي بودند- به كشمير آمدند، در مدت يك هفته‌اي كه در خدمت‌شان بودم همان تناقض در سياست‌هاي اين دو بزرگوار مشخص بودند. آقاي حجازي با سخنراني‌هايي كه مي‌كردند مردم را تشويق به انقلاب و مبارزه مسلحانه بر عليه دولت مي‌كرد ولي آقاي مهدوي كني مي گفت: بنده مسئول اين هيأت و گروهم، شما نبايد سياست و استراتژي تعيين كنيد. يكي از مشكلات عمده، هماهنگ نبودن سياست خارجي‌مان در رابطه با كشورهاي اسلامي يا مناطق اين چنيني بود. وزارت خارجه ساز خود را مي‌زد، سازمان تبليغات ساز خود را مي‌زد. دفتر آيت‌الله منتظري حوزه علميه هم به يك روش ديگر عمل مي‌كرد كه به عوامل سيدمهدي هاشمي در آن‌جا برمي‌گشت. روش‌هاي آنها هم خيلي تند بود.

كارهاي ما در انجمن اسلامي

روشي كه انجمن اسلامي در كشمير داشت بيشتر كار فرهنگي بود. سعي مي‌كرديم نشرياتي كه از ايران مي‌آيد را به شكل مناسبي توزيع بكنيم. سخنراني‌هاي مختلفي داشتيم. بازديد از شهرها و روستاهاي مختلف منطقه را داشتيم. يك بار يك سفري را براي نمايش فيلم پيروزي انقلاب به منطقه كارگيل كه در شمال كشمير جزو سلسله جبال هيماليا و در مرز چين واقع است رفتيم. كارگيل منطقه‌اي است با مردم كاملاً مخلص از شيعيان. استقبال‌هايي پرشوري از ما مي شد. طاق نصرت مي بستند. ده به ده و روستا به روستا مي‌رفتيم. مردم اظهار ارادت‌هاي زيادي مي‌كردند كه آن هم نشان دهنده ابعاد خارجي انقلاب اسلامي در منطقه بود.

چهار پنج نفر بوديم. همين چند نفر با هم ديگر انجمن اسلامي تشكيل داديم و طرفداران و حاميان ما هم، مردم كشمير بودند. با انجمن اسلامي‌هاي ديگر ايالتها در ارتباط بوديم. فيلم‌هايي را هم كه خانه فرهنگ مي‌آورد نشان مي‌داديم. حتي نخست وزير ايالتي ما را مي‌شناخت و گاهاً در جلساتي كه تشكيل مي‌دادند از ما هم دعوت مي‌كردند. يادم مي‌آيد شب شعري داشتند و آقاي فاروق پسر شيخ عبدالله، نخست وزير ايالتي را هم دعوت كرده بودند براي سخنراني ابتداي مراسم، ما را انتخاب كرده بودند. يادم نمي‌رود كه ما شب شعر آنها را كه راجع به امام حسين(ع) در آغاز ماه محرم بود، تبديل به ميتينگ سياسي كرديم. نخست وزير ايالتي هم خيلي ناراحت شد و درباره جنگ ايران و عراق گفت: آن تعداد از عراقي‌ها كه در اين جنگ كشته مي‌شوند، را هم نمي‌توانيم بگوييم كه شهيد نيستند، آن‌ها هم شهيدند. ما به عنوان اعتراض جلسه را ترك كرديم. اين كار ما سروصداي زيادي به پا كرد. روزنامه‌هاي محلي و منطقه‌اي با ما مصاحبه مي‌كردند و حتي در صفحه اولشان كار مي‌كردند. آن‌جا تقاضا براي اطلاع از انقلاب اسلامي خيلي شديد بود.

ضرورت اولويت بندي در دشمن شناسي

 فكر مي‌كنم در حوزه سياست خارجي براي جمهوري اسلامي و همين‌طور جهان اسلام اولويت بندي لازم است. اين تجربه را آن زمان نداشتيم ولي الآن مي‌خواهم بگويم كه بايد در دشمن‌شناسي اولويت‌بندي بكنيم. ببينيم كه اولين دشمن موجود جهان اسلام كيست؟ اگر همه مخصوصاً كشميري‌ها در اوليت‌بندي دشمنان جهان اسلام كه دارند، اولين دشمنان را مشخص كنند، آيا اولين دشمن كشميري‌ها، هندوها هستند؟ يا اولين دشمنانشان صهيونيست‌ها و آمريكا هست؟ اگر چنين اولويت‌بندي را انجام بدهند آن استراتژي و تاكتيكشان در برخورد و مواجهه با جهان كفر مشخص مي‌شود.

 اولويت‌مان را كار فرهنگي گذاشتيم. اولين مشكلي كه وجود داشت، تفرقه بود؛ فاصله بين روحانيت ايران و روحانيت كشمير در آن زمان خيلي زياد بود. به همين دليل تشخيص ما اين بود كه براي اينها حركت سياسي، خيلي زود است. اختلافات قومي كه در آن‌جا وجود دارد اصلاً با اسلام ربطي ندارد. غالبا" منافع شخصي است بين سه خاندان. الآن اميدي كه داريم همان تقويت حوزه علميه كشمير و تقويت دانشجويان يا طلابي كه از كشمير به ايران مي‌آيند، مي‌توانند در آينده كاري در ارتباط با شيعيان انجام بدهند. درگيري‌ها و جنگ‌هايي كه اتفاق افتاد و اختلاف‌هايي كه با دولت هند داشتند و تفرقه شديد روحانيت نه تنها كمكي به بسترسازي براي انقلاب در آن‌جا نكرد، بلكه فرصت‌ها را هم از بين برد. در كشمير، دشمن اول اسلام، هندوها نيستند. اگر اين‌ها مي‌خواهند مشي مبارزه مسلحانه و انقلابي را در هند استفاده كنند، شايد بتوانند اين پنج شش ميليون مسلمان خود را از هند جدا بكنند، آن صد و پنجاه ميليون ديگر كه در داخل هند هستند، آنها را چه كار مي‌خواهند بكنند. آنها كه نمي‌توانند براي خود يك كشور تشكيل بدهند. لذا بعضي جاها نسخه سياسي انقلاب اسلامي كه براي خود جغرافياي مشخصي مثلاً مشابه ايران داشته باشند، جواب نمي دهد. بلكه مسلمان‌ها در همان سيستم هندوها رشد پيدا بكنند و اسلام را خوب تبليغ بكنند و در حكومت هند پست‌هاي اساسي داشته باشند شرايط را خيلي مهياتر مي‌توانند بكنند براي جهان اسلام.

با روشي كه جمهوري اسلامي ايران در هند گرفت دولت هند خيالش راحت است كه ايران در كشمير دنبال انقلاب اسلامي به آن مفهوم سياسي نيست. مي‌خواهد كار فرهنگي بكند، الان هم فضا را مقداري آزاد گذاشتند. قبلاً رفت و آمد خيلي مشكل بود و الان راحت‌تر ويزا مي‌دهند و روحانيون راحت‌تر از گذشته مي‌توانند به تبليغ و سخنراني بروند. به خاطر اين‌كه پايه‌هاي فعاليت‌هاي سياسي در آن‌جا آماده نيست، فرضاً هم كه يك كار سياسي صورت بگيرد، چه كار مي‌خواهند بكنند؟ مثلاً مي‌خواهد كشمير را جزو پاكستان دربياورند كه خب، پاكستان هم يك سري مشكلاتي دارد. حالا درست است كه پاكستاني‌ها اظهار ارادت و برادري مي‌كنند ولي طالبان و القاعده در كجا شكل گرفته است و آموزش ديدند؟ جز در پاكستان! يا اين‌كه بگوييم كشمير مستقل شود به اتكاي چه پشتوانه‌اي؟ اتفاقاً اين كشورهايي كه خيلي كوچكند، اوايل فعاليت‌ها و اقدامات انقلابي داشته باشند ولي در آينده اصلاً معلوم نيست كه دست كي بيفتد؟ ديديد دست عوامل مرتبط به صهيونيست‌ها و آمريكا افتاد و اوضاع بدتر شد. آيا كشمير دست هند است بهتر است يا دست آمريكايي‌ها يا اسرائيلي‌ها بيفتد؟ اتفاقاً آن زمان‌ها بحث بود كه آمريكايي‌ها و اسرائيلي‌ها فعاليت‌هايي مي‌كنند تا بتوانند نفوذي در منطقه داشته باشند از طرق مختلف. از جمله از كانال دراويش كه در هند نفوذ هم دارند، بهايي‌ها هم فعاليت‌هايي را آغاز كرده بودند. در ايالتي كه نزديك كلكته بودم يك‌سري ايراني بودند كه بعد مشخص شد عوامل بهايي‌ها هستند، اطلاع هم داشتيم كه اسرائيل اين‌ها كمك مي‌كند ولي بعداً متوجه شديم كه همه‌شان رفتند اسرائيل.

ترس دولت هند از دانشجويان ايراني و طرفداران انقلاب

آن زمان حدود 30 درصد مردم كشمير شيعه بودند چيزي شبيه لبنان. غالب اين جمعيت شيعه از قبل از انقلاب، هم مقلد حضرت امام بودند. بعد از اين‌كه امام(ره) تشكيل حكومت داد، دولت هند هم از اين مي‌ترسيد كه مردم كشمير دارند از رئيس كشور ديگري حمايت مي‌كنند. در خانه‌هايشان عكس‌هاي امام را نصب مي‌كردند. لذا مقامات دولتي ‌ترسيدند. مقامات ايراني هم مي‌آمدند ارادت مردمشان را به انقلاب اسلامي ايران مي‌ديدند. سخنراني كه آقاي فخرالدين حجازي كرد خيلي بلوا به پا كرد. يا گروه‌هايي كه سيدمهدي هاشمي به منطقه مي‌فرستاد يا از گروه‌هايي در منطقه حمايت مي‌كرد. لذا اين نوع اقدامات شديداً حساسيت آن‌ها را برانگيخت. ما كاملاً زير نظر بوديم و به محض اين‌كه ما مي‌خواستيم يك حركتي را عليه دانشجويان عراقي سازمان‌دهي بكنيم، بازداشت مي‌شديم. مدتي هم ما را نگه داشتند، از دولت ايران هم مي‌ترسيدند، بعد ولمان مي‌كردند. از ما تعهد مي‌گرفتند كه اقدامات اين‌چنيني انجام ندهيم و آن‌ها هم متعهد مي‌شدند كه جلوي تحركات دانشجويان عراقي عليه ايران را بگيرند. عراقيها عده‌شان بيشتر از ما بود در حد بيست يا بيست‌وپنج.

ايران و كشمير

اسلام از طريق ايراني‌ها وارد كشمير شد. سيدعلي همداني با يك‌سري مبلغ مسلمان ديگر، اسلام را به كشمير بردند. بدين ترتيب فرهنگ، هنر و كشاورزي منطقه از ايران به آن‌جا رفته است. در آن‌جا شما با اسامي كرماني، شيرازي، يزدي و... مواجه هستيد. از نظر ژنتيكي و چهره هم برخلاف هند، چهره‌ها كاملاً ايراني است. آن‌قدر به ايران شباهت دارد كه به آن منطقه، «ايران صغير» مي‌گفتند و اين اسم تا صد سال قبل رايج بوده است و حتي زبان رسمي آن دوران، زبان فارسي بوده است. برخي پيرمردهايشان زبان فارسي را مي‌دانند. هنرهاي دستي‌شان، هنرهاي دستي ايران است و فرهنگشان با اين كه با فرهنگ هند قاطي شده اما رگه‌هاي ايراني زيادي دارد، خودشان را واقعاً مديون ايران و ايراني مي‌دانند. لذا اين حق را دارند كه بگويند هيچ چيزمان به هند نمي‌خورد و بايد جدا بشويم. بحث ما اين نيست كه اين حق را ندارند ولي ما مي‌گوييم شرايطشان براي احقاق چنين حقي آماده نيست. وحدت ندارند. پشتوانه‌هاي اقتصادي ندارند. انرژي‌هايشان به خاطر تفرقه و عدم آگاهي مستهلك مي‌شود. انرژي كه بايد عليه آمريكا و اسرائيلي‌ها مصرف شود در مورد هند مصرف مي‌كنند كه در خود هند هم صدوپنجاه ميليون مسلمان وجود دارد كه اصلاً نمي‌توانند كشور تشكيل دهند. كشميري‌ها در صورت استقلال، جز اين‌كه مستعمره بشوند جز ديگري برايش متصور نيستم. به جاي اين كار، بروند كار فرهنگي بكنند، ارتباطشان را با مسلمانان ديگر مناطق هند قوي كنند تا در دولت هند موقعيت‌هاي مناسب را به دست آورند تا سطح آگاهي و زندگي مسلمانان و حتي تصميم‌گيري‌شان افزايش يابد.

شخصيت هاي ما را مي شناسند

شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي و سياسي كشورمان براي مردم كشمير شناخته شده هستند در اين ميان شعرا كه حسابشان جداست. اكثر شعرهاي سعدي، حافظ و مولوي را كه حفظ‌اند. در شخصيت‌هاي معاصر، بعد از امام(ره) كه به خاطر جايگاه مرجعيت و رهبري انقلاب مشهور بودند، اين‌ها بيشتر آيت‌الله خامنه‌اي، هاشمي رفسنجاني و در بين شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي دكتر شريعتي معروف بود. چون كتاب‌هاي دكتر شريعتي به زبان اردو ترجمه شده بودند و انجمن ما آن را توزيع و پخش مي‌كرد. شهيد مطهري همين طور. ما در انجمن روي كتاب‌هاي ايشان خيلي كار مي‌كرديم. چون بحث‌هاي خارج از كشور به آيت‌الله منتظري سپرده شده بود ايشان هم شناخته شده بود.

كارگيلي ها شهداي ما را مي شناسند

مردم كشمير شهداي ما را خوب مي‌شناسند، خصوصاً شهيد چمران و امام موسي صدر را. به اين دو عشق مي‌ورزند. بعضي مناطق مانند كارگيل كه فكر مي‌كنيد ايران است. همه شهداي ما را مي‌شناسند: شهيد باكري، همت، خرازي و ديگران. بعضي جاهاي ديگر هم شدت و ضعف دارد. ولي آن‌هايي كه مسائل ايران و انقلاب را پيگيري مي‌كنند، كاملاً در جريان امور هستند و مثل مردم ما فكر مي‌كنند. شبكه هاي تلويزيوني ماهواره‌اي‌مان خيلي اثر گذاشته است.

كشمير را نمي شناسيم

تصور اساتيد و نويسندگان و رسانه‌ها و مطبوعات ما اصلاً كشمير را نمي‌شناسند. به نظرم اين‌ها از كشمير هيچ تلقي‌اي ندارند. كشمير را بايد رفت و ديد. قابليت‌هاي فراواني در جهان اسلام و خصوصا" کشمير وجود دارد كه از آن بي‌خبريم، از آن غفلت شده است. ما آن سازمان‌دهي لازم در منطقه را نداريم. بايد شيعيان و مردم آن منطقه را رشد بدهيم تا آن‌ها به جايگاه لازم خودشان دست پيدا كنند و دولت‌هاي منطقه هم به حقوق آنها بيشتر احترام بگذارند. در اين زمينه‌ها برنامه نداريم؛ به ظاهر برنامه‌ داريم. از يك طرف شناخت از آن منطقه كم است و از آن طرف، انتظار از ما خيلي زياد است.

كشمير به چمران و امام موسي صدر نياز دارد

بين شيعيان اختلاف است. اميدي هم به نسل قديمي‌اش نيست. به خاطر اين‌كه كاملاً قومي و باندي فكر مي‌كنند. بايد به نسل جديد اميدوار بود؛ طلبه‌هايي كه پس از انقلاب در حوزه‌ها مشغول تحصيل يا تدريس هستند. الآن كشمير نياز به آن طلبه‌ها و فكر اصيل و اسلام ناب دارد تا به موفقيت دست پيدا كند. ما نسل قديم روحانيت‌شان را ديديم و تعامل داشتيم. يك زماني هم كه آقاي مهدوي كني در سال‌هاي 61-60 به كشمير آمدند و ما مشكل تفرقه روحانيت منطقه را با ايشان درميان گذاشتيم، ايشان آقاي موحدي كرماني را به منطقه فرستادند. بنده خودم يك هفته در خدمت ايشان بودم، ايشان را خدمت تك‌تك علما و روحانيت شيعه منطقه بردم و با عمده روحانيت منطقه بحث و گفت‌وگو داشتيم، جلساتي را برگزار كرديم و در منزل آقاي سيديوسف موسوي، تفاهم‌نامه‌اي ميان روحانيت منطقه نوشتيم و در واقع شوراي روحانيت شيعيان كشمير را به وجود آورديم. ولي خوب، روحانيت منطقه به آن تفاهم‌نامه پايبند نبودند. تا زماني كه پيگيري مي‌كرديم تا يك جلساتي برقرار باشد، مراعات مي‌كردند. به محض اين‌كه ماها به ايران برگشتيم، هركس رفت دنبال كار خودش. بعضي از آن‌ها يك اقوامي را پشت سر خود داشتند و كاسب بودند. مثلاً يکي از مولوي هايشان كه در ايران و نجف هم درس خوانده بود، آدم خائني بود. از عرق شيعيان و تعصب‌شان به عزاداري، استفاده كرد و وارد تراست ميل وي شد. دولت هند او را خريد. او حتي مجوز كمپاني بزرگ ماشين‌ها در منطقه را به دست آورد. لذا اين شورا با افرادي مثل همان مولوي بيش از يك سال و نيم دوام نياورد.

ساماندهي روحانيت به جاي شعار!

كارهاي كليدي بكنيم به جاي اين‌كه كارهاي كيلويي بكنيم، كارهاي بي‌حساب و كتاب و اين‌كه هر سازمان و نهادي براي خودش سازي بزند چيزي ازش درنمي‌آيد جز اين‌كه بيت‌المال و انرژي‌مان هدر مي‌رود. شما نمي‌دانيد كه چقدر پول بليت هواپيماي اين آقايان مي‌شد كه وزارت‌خانه‌هاي مختلف مي‌پرداختند. هيچ چيزي هم از آن‌ها حاصل نمي‌شد. سوغات مي‌خريدند و برمي‌گشتند. شعارها و وعده و وعيدهايي هم مي‌دادند كه دولت ايران آنها را انجام نمي‌داد و مردم هم بدبين مي‌شدند. بايد به دنبال كارهاي ريشه‌اي در منطقه باشيم. تقويت فرستنده‌ها براي دريافت شبكه‌هاي تلويزيوني ما در منطقه بسيار مهم است. پخش اخبار ايران در اقصي نقاط كشمير خيلي مهم است. از طرفي توجه تلويزيون و صدا و سيماي ما به اين منطقه هم ضروري است، اخبار از منطقه منتشر شود، گزارش‌ها و تحليل‌هايي كه در اين خصوص كه سطح اطلاعات و آشنايي مخاطبان ما را با اين منطقه افزايش دهد.

كشمير مثل لبنان است اما...

اگر آمريكا جايي ده سمپات داشته باشد، روي آن‌ها سرمايه‌گذاري مي‌كند. كشمير يك منطقه‌اي مثل لبنان است فقط جلوي لبنان، اسرائيل است، كشمير جلويش، هندوها هستند. حالا ما بايد در كشمير روشمان فرق كند نياييم مثل دوستانمان در اوائل انقلاب، از جمله آقاي محسن ميردامادي كه الآن حزب مشاركتي و مخالف اين نوع برنامه‌ها شدند. ايشان هم كشمير آمد. به خاطر روحيه سيدمهدي هاشمي، روحيه انقلابي افراطي داشت در صورتي كه ما آن زمان نداشتيم. حالا آقايان اصلاً منكر و بي‌خيال اين فعاليت‌ها شدند، در صورتي كه ما هنوز سر حرف خودمان هستيم. يا مثل جريان سيدمهدي هاشمي اقدام‌هاي نظامي و مسلحانه را در دستور كار قرار دهيم.

وعده و وعيد زياد ايرانيها!

 با اين بدقولي‌هايي كه دولت ايران داشت، بايد بيشترين مخالف‌ها را در آن‌جا داشته باشيم ولي باز با اين حال، طرفداران نظام ما در آن‌جا، بيشتر از اين‌جاست. چون آقاي احمدي نژاد شعائري كه مي‌دهد، شعائر اسلام است در كشمير بسيار طرفدار دارد. ايشان را مرد اول مي‌دانند. ما بايد از اين فرصت‌ها استفاده بكنيم. اينها نيازمند برنامه‌ريزي و برنامه بلند مدت و بنيادي است.  با پيگيري‌هايي كه رسانه‌هايي مثل مجله شما از وزارت امور خارجه، حوزه‌هاي علميه، سازمان فرهنگ و سازمان تبليغات مي توانيم شاهد توجه بيشتر به اين منطقه باشيم. فراخوان تزهاي تحقيقاتي و پايان‌نامه‌هاي دانشگاهي درباره اوضاع كشمير ضروري است. اين‌كه چند پايان‌نامه و تحقيق جدي درباره اوضاع كشمير اختصاص بدهيم مي‌تواند بسيار به ما كمك بكند. شما رسانه‌هاي ما را ببينيد كه اگر يك مسيحي در اروپا يا آمريكا، مسلمان شود چه بوق و كرنايي مي‌كنند حالا اين سرمايه‌گذاري‌ها و توجه به اين مناطق بشود خيلي اثراتش بيشتر است. مثلاً شيخ تجمل كه بعداً وارد فاز مبارزات مسلحانه با مقامات دولتي شد، قبل از اين مرحله با ما كه ارتباط داشتند، سمينار ولايت فقيه برگزار كردند و مي‌گفتند ما اهل تسنن هم ولايت فقيه داريم. ولايت فقيه يعني چه؟ يعني اين‌كه يك عالم ديني مسئول سياسي جامعه باشد و اين نظريه فقط مال شيعيان نيست. عقل امروزي هم ايجاب مي‌كند كه ما از اين تز استفاده كنيم.

ضرورت حضور مجدد شخصيت هاي علمي و فرهنگي ما در منطقه

در سال‌هاي اول انقلاب، شخصيت‌هاي ايراني زيادي براي بازديد از منطقه و سخنراني آمدند. از جمله مرحوم علامه جعفري و آقاي دكتر احمدي، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، به كشمير آمدند. دهه اول محرم سال‌هاي 61-60 بود. از كسان ديگري كه آمدند همسر شهيد رجايي بود به همراه همسر آقاي نعمت‌زاده- كه قبلا" وزير صنايع بودند و الآن معاون وزير نفت هستند- و خانم دكتر مكنون. خانم نعمت‌زاده به زبان مسلط بود و مصاحبه‌اي هم با خبرنگاران روزنامه‌هاي مشهور بين‌المللي در آن‌جا داشتند كه اثرات خيلي خوبي داشت. البته مقام معظم رهبري هم در ايام رياست جمهوري به كشمير آمدند، اما من در آن موقع به ايران برگشته بودم.

كشميري ها به نمايش چهره معصومين خيلي حساسند

مردم كشمير فارسي را خوب مي‌فهمند، پخش اشعار حضرت امام هم شايد در آن‌جا خيلي خوب باشد. كتاب‌هايي كه بتواند در منطقه اثر مثبتي داشته باشد، فكر مي‌كنم كتاب‌هاي مرجع اسلامي باشد. كتاب‌هايي كه در زمينه‌هاي مختلف اسلامي باشد. كتاب‌هاي شريعتي و منتظري به وفور در آن‌جا پخش شده است و هست. فيلم‌هاي تاريخي كه صدا و سيما ساخته است درباره امام رضا(ع) و ديگران فكر مي‌كنم خيلي مؤثر باشد. منتها بايد اين نكته را توجه كنند كه آن‌ها به نمايش چهره خيلي حساسند. لذا چهره‌هاي ائمه نبايد نشان داده شود. اين‌كه ما شبيه خواني داريم آن‌جا اگر اجرا شود، فكر مي‌كنم بلوا بشود. پوشش‌هاي اسلامي هنرمندان و بازيگران ما در آن‌جا خيلي حساسيت برانگيز است. متأسفانه آن‌چه كه همه دنيا و همه مسلمانان درباره ما فكر مي‌كنند اين است كه ما حكومت اسلامي هستيم، هر چيزي كه ايران انجام مي‌دهد، پس اسلام است. در صورتي كه حضرت امام(ره) چنين ادعايي نكردند. بلكه گفتند تلاش‌مان اين است كه برويم به سمت تشكيل حكومت اسلامي. آن‌ها زود اشكالات را مي‌گيرند. چون شديداً هم متعصب هستند و دقيقاً بايد اسلام و ظواهر آن رعايت شود. آنها خيلي حساس بودند. اگر يك فيلمي با شواهد غيراسلامي پخش مي‌شد، مي‌گفتند واي! اسلام را از بين بردند! اسلام را عمل نكردند و فلان!

سفر مسؤولان به كشمير بسيار مهم است

الآن هم ضرورت دارد شخصيت هاي فرهنگي ما به آنجا بروند چرا كه آنها شديدا نياز دارند. در تيپ سياسي هم رفتن آقاي احمدي نژاد و وزيرخارجه و ديگر مسئولان ضروري است. ولي براي انتخاب چهره‌هاي ديگر، محيط به محيط فرق مي‌كند. در محيط دانشگاهي و روشنفكري بايد از اساتيد دانشگاه برد مانند آقاي ازغدي. ايشان حتماً براي دانشگاه‌هاي كشمير خوب و مؤثر است. در كشمير مخاطب براي شنيدن سخنان ايشان بسيار است.

western type؛ ايرادي كه علماي كشميري مي گرفتند

آن زمان كه در كشمير بوديم تازه اوايل فعاليت‌هاي حزب‌الله لبنان بود. الآن به مراتب آن‌ها محبوب‌تر هستند و به سيدحسن نصرالله عشق مي‌ورزند. واقعاً هم اعتقاد دارم كه اگر شخصيت‌هايي مثل چمران و امام موسي صدر داشته باشند، آن‌جا مي‌شود حزب‌الله لبنان. خوب هم شهيدچمران و امام موسي صدر را مي‌شناسند. اطلاعاتشان به روز است. آن‌هايي كه در ارتباط با انقلاب هستند، كاملاً از ما انقلابي‌ترند. ما يك مقدار مادي شديم. زماني كه انقلاب پيروز شد و ما به آن‌جا رفتيم، علما و بزرگان شيعه و اهل سنت‌شان چون دستر‌سي به ايران و انقلابيون ايران نداشتند، به ما مراجعه مي‌كردند و مي‌گفتند كه شما مباحث ما را به رهبران و انقلابيون انتقال بدهيد! يكي از اشكالات و سئوالاتي كه به انقلاب داشتند اين بود كه رژيم شاه مردم ايران را western type كرده يعني زندگي شما را زندگي غربي كرده است. شما زندگي‌تان براساس اصول اسلامي نيست. آن‌ها معتقد بودند همين كه غذا را با قاشق و چنگال مي‌خوريم يا كت و شلوار مي‌پوشيم اين تأثير فرهنگ اروپاست وگرنه در اسلام، با دست تميز بايد غذا خورد يا لباس‌هاي اسلامي بپوشيد. منسوخ شدن لباس اصيل ايراني و تبديل شدن آن به كت و شلوار در فرهنگ ايراني برايشان خيلي جاي سئوال بود و حتي خواست‌ها و فرهنگ زنان و دختران ايراني كه در زمان حكومت شاه فرهنگ غربي شده بود. الآن هم غالبا" در كشمير و پاكستان مردم لباس‌هاي سنتي خودشان را مي‌پوشند. مي‌گفتند موفقيت جمهوري اسلامي و حكومت اسلامي اين است كه ابتدا كار فرهنگي بكند. در ادامه مي‌گفتند كه درست است كه حالا حضرت امام آمده و كار ايشان نظامي نبوده و كار فرهنگي كردند، اما فكر مي‌كنيم آن خلوص اسلامي كه بايد به استاندارد مطلوبش برسد تا جمهوري اسلامي در حركات و سكناتش، تعاملات و تقابلاتش، در عرصه‌هاي فردي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي موفق بشود، ايران هنوز به آن حد نرسيده است ولي شما تشكيل حكومت داديد. اين مسائل بعداً شما را با مشكل مواجه مي‌كند. لذا شما اسلام را خراب مي‌كنيد! شما بياييد مثل اخوان‌المسلمين مصر يا جماعت اسلامي پاكستان قبل از اين‌كه تشكيل حكومت بدهيد كار فرهنگي و ريشه‌اي بكنيد كه پس از تشكيل حكومت با مشكل مواجه نشويد. اما ما از انقلاب دفاع مي‌كرديم و مي‌گفتيم آقا! كلاهت را بينداز بالا! اسرائيل دارد فلان مي‌كند! آمريكا آمده چنان كرده! ما بايد از امكاناتمان استفاده كنيم. همراه با تشكيل حكومت كار فرهنگي هم مي‌كنيم و...

بنده پس از بيست و پنج شش سال تجربه مديريت و فعاليت سياسي، معتقدم درست است كه ما ‌بايد حكومت اسلامي تشكيل مي‌داديم و الآن هم قدرتي برعليه استكبار جهاني به وجود آورديم، در آن قسمت خوب پيش رفتيم ولي در عرصه فرهنگي درجا زديم و عقب رفتيم؛ يعني اگر بخواهيم روي وضعيت جامعه تحقيق كنيم و در مسائل فرهنگي دقت بكنيم اين نقد را مي‌توانند وارد بكنند كه شما به خاطر همان ضعف فرهنگي و استفاده از الگوهاي غربي، الآن داريد گُل‌ها را مي‌خوريد. لذا من هميشه آن صحبت‌هاي آن‌ها در ذهنم هست. به نظرم مديران جنگ جنگيدند، اما مديران فرهنگي كارشان را به خوبي انجام ندادند.

تشكيل انجمن دوستي ايران و كشمير؛ آرزوي محقق نشده

به فكر انجمن دوستي يا فرهنگي ايران و كشمير افتاديم اما همتش را نداشتيم. من آن‌جا را وطن دوم خودم مي‌دانم. علي‌رغم اين‌كه خيلي هم به آن‌جا دعوت شدم پس از دوران دانشجويي به آن‌جا نرفتم. مشكلات جنگ و پس از جنگ، خانواده و مشغله‌هاي كاري نگذاشتند كه به كشمير بپردازيم. البته با دوستان فارغ‌التحصيل از دانشگاه كشمير هم ارتباط داريم، چندتا نشست و جلسه هم برگزار كرديم و ماه رمضان هر سال برنامه افطاري داشتيم ولي مسئوليت دوستان باعث شد كه ديگر ادامه پيدا نكند.

كشمير مستعد است. احساس وظيفه مي‌كنم كه بيشتر به كشمير بپردازم. اگر شما و دوستان جوان ديگر همت كنيد مي‌توانيم كارهاي خوبي انجام بدهيم. وقتي بتوانيم كشمير را سازمان‌دهي بكنيم عين اين است كه هند را سازمان‌دهي كرديم. مقام معظم رهبري زماني كه به كشمير آمدند در نمازجمعه كشمير گفت كه كشمير، قم هندوستان است. اگر روي كشمير كار و سرمايه‌گذاري كنيم مثل اين است كه روي هند كار و سرمايه‌گذاري كرديم.

منبع« نشریه فرهنگی تحلیلی راه/ سال ۱۳۸۷