* ارزیابی شما از رابطه روحانیت و انقلاب اسلامی چیست؟

 

ابتدا باید برای پاسخ به این سئوال باید ببینیم نسبت به خود حوزه‌های علمیه چه کرده‌ایم و چه باید بکنیم؛ بررسی رسالت ما نسبت به حوزه‌های علمیه ـ از نظر کمیت و کیفیت ـ مسئله مهمی است. یک رسالت برون حوزوی و جهانی نیز برای حوزه وجود داردکه دارای  دو رویکرد کلان فعالیت‌های درون کشوری و برون مرزی است.

 بنیان‌گذار این انقلاب، امام راحل(ره) بحث صدور انقلاب را مطرح کرد و امروز نباید فراموش کنیم که رسالت ها و وظایف ما جهانی است. به طور مسلم، صدور انقلاب در اندیشه حضرت امام(ره)، به معنای کشورگشایی، جنگ و تحمیل عقیده نیست. منظور امام(ره) از صدور انقلاب یعنی این که اگر آرمان‌ها و اهداف انقلاب درست در ایران عملی شود و ملت ایران زمین طعمش را بچشند، در دنیا نیز مشتاق پیدا می‏کند و جاذبه‏اش فراگیر می‌شود؛ چون اصول آن یک اصول عقلانی و الهی است که در فطرت مردم ریشه دارد.

 

لذا این سئوال مطرح می‏شود که تا چه میزان، عملکرد و تبلیغات و حرکت حوزه‌های ما توانسته است این بستر را برای صدور انقلاب فراهم کند. خوشبختانه در این زمینه توفیقاتی داشته‌ایم اما باید ببینیم آیا بیشتر از این نمی‌توانستیم کار بکنیم یا از ابزارها و فرصت‏هایی که داشتیم، استفاده کردیم؟

 

خوشبختانه آثار صدور انقلاب یا بازتاب انقلاب اسلامی را در کشورهای اسلامی می‌بینیم. کشورهای اسلامی که انقلاب کردند یا در شرف انقلاب‌اند می‌گویند دیر شده است و ما باید ۳۰ سال پیش، این انقلاب را شروع می‌کردیم. آیا آن‌ها مقصر بودند یا ما در این زمینه کوتاهی کردیم و در معرفی اصول انقلاب ضعیف عمل کنیم. آیا نمی‏توانستیم زمینه و بستر این حرکت‏ها را زودتر فراهم کنیم؟

 

 

به نظر شما، آیا توانسته‌ایم در معرفی این الگو موفق باشیم؟

 

حکومت جمهوری بر مبنای اسلام امکان‎پذیر است. دشمنان و بدخواهان می‌خواستند آن را نشدنی جلوه دهند، انقلاب اسلامی نشان داد شدنی است. این پیشتازی‏ها و پیشرفت‏هایی که تا به امروز برای کشورمان حاصل شده است، نشان داد که ما با همین مبانی اسلامی و با همین سیستمی که به وجود آورده‌ایم، یک نمونه و الگو به دنیا و جهان اسلام عرضه کرده‌ایم. این‌ها صادرات انقلاب ما است و در حال حاضر نیز دارد آثار و بازتابش را نشان می‏دهد. البته ما بهتر از این هم می‌توانستیم عمل کنیم. اگر دولت‌ها، حوزه‌های علمیه و کارگزاران نظام ما دقیق‌تر و جدی‌تر از این عمل می‌کردند، مسلماً ما الآن در صدور این انقلاب و الگوبودن جلوتر بودیم.

 

قرآن ما را به آینده‌نگری، تدبیر و تعقل دعوت می‌کند. ما اگر آن‌چه که در اختیار داریم به جریان بیندازیم، تحول بزرگی در جامعه ایجاد می‏شود. ما چقدر سرمایه در مملکت داریم؟! من این بحث را قبول ندارم که اگر جلوی نفت را بگیریم، نتوانیم کشور را اداره‌ کنیم و در اداره کشور می‌مانیم. ما باید جلوی هدر رفتن سرمایه‌های ملی را بگیریم، نه این که جلوی رشد جمعیت انسانی را بگیریم. می‌خواهم بگویم که برخی نگاه‌ها و فرصت‏سوزی‏ها، ضعف جامعه کلی بشری است. این‌که عده ای به خاطر ضعف، از آن‌چه خدا در این سرزمین خلق کرده یا مواهبی که در این طبیعت قرار داده است نمی‌توانند استخراج، بهره‌برداری و برنامه‌ریزی کنند، یا نمی‌تواند مصرف را تنظیم و عدالت اجتماعی برقرار کنند، از آن طرف می‌گویند جلوی رشد انسانی را بگیرید. وقتی آن طرف مثبت را نمی‌توانند استفاده کنند، از سمت سلبی و منفی‏اش وارد می‌شوند.

 

 

آیا فکر می‏کنید برای این امور، زمینه‌ و بستر لازم در حوزه و جامعه روحانیت و بدنه حاکمیت وجود دارد؟

 

بله! الآن حوزه علمیه‌مان اگر همین برنامه‌ریزی را برای احیای فقه پیش بگیرد، می‎تواند. قرآن، مکتب اهل بیت(ع) و فقه ما بسیار جامع و گسترده است و اگر ما همین‌ها را به جریان بیندازیم و احیا کنیم، می‏توانیم بیشتر تأثیرگذار شویم. به طور مثال، یک بحثی که خودم درباره آن تحقیق کردم نگاه اسلام به همزیستی مسالمت‌آمیز بود. در شرایطی که دنیا ما را متهم می‌کند که اسلام دین خشونت است و قرآن پیروانش را به ناسازگاری و خشونت تحریک می‏کند تا با دیگر اقوام و ملل درگیر شود، ولی این طور نیست. هم قرآن و هم آیات و روایات و هم فقه‌، فلسفه و‌ عرفان‏مان زندگی مسالمت‌آمیز با مردم دنیا را در نظر دارد. این نگاه‌ها تدوین و تبلیغ می‌خواهد. رسانه‌های ما آن را تبلیغ کنند. الآن دارند با زبان‌های مختلف علیه اسلام کار می‌کنند و ما هم باید در مقابل، مجلات، روزنامه‌ها و رسانه‏های خود را جهانی کنیم و برای آن‌ها بفرستیم؛ یعنی می‌توانیم تبلیغات آن‌ها را به طور کامل خنثی کنیم. متأسفانه یک عده به اسم اسلام بدبینی به وجود می‌آورند. باسد کاری کنسم که گفته شود اسلامی که ایران می‌گوید و انقلابی که ایران کرد، این اسلامی نیست که دیگران دارند. اسلام دین انفجار و انتحار و خشونت نیست و اگر به مواردی هم اشاره ممی شود مبنا و اصولی دارد و بی‏جهت نیست. اسلام دین همزیستی مسالمت‌آمیز است به تمام معنا. تبیین این‌ها، وظایف حوزه‌هاست؛ این مال فرهنگ دینی ماست و فرهنگ ما را حوزه‌ها باید احیا کنند و گسترش دهند و در اختیار مجریان و مدیران و مراکز فرهنگی قرار دهند.

 

 نمونه‌ دیگری که می‌خواهم بگویم این است که حوزه‌های علمیه ما می‌توانند بهترین فیلم‏ها را در ابعاد مختلف بنویسند یا فیلم‌های آموزنده بسازند: اعتقادی، اخلاقی، تاریخی، فرهنگی و اقتصادی. ما در تاریخ و فرهنگ اسلام دست مایه و ظرفیت مناسب را برای ساختن فیلم‌هایی که نیاز امروز مردم دنیاست داریم، چه سینمایی و چه تلویزیونی و حتی برای کودکان و زنان. ما با به کار گرفتن نیروهایمان در حوزه‌ها و منابعی که داریم می‏توانیم بهترین فیلم‌ها را بسازیم. شما ببینید الآن از فیلم‌های اسلامی که ساخته می‌شود مانند فیلم حضرت یوسف(ع)، مختارنامه وامثال آن نه فقط در داخل، بلکه در خارج از کشور هم استقبال می‌کنند. با این که عیب و نقص داشتند اما می‌بینیم مورد استقبال مردم‌ واقع شدند. متأسفانه دیدگاه بعضی از مسئولان و مدیران فرهنگی ما این است که اگر ما موسیقی نگذاریم یا فلان فیلم‌ها را از فلان کشورها نگیریم و مبادله نکنیم، مردم ما سراغ ماهواره‏ها و فیلم‌های خارجی می‏روند که این طور نیست بلکه عکس آن صادق است. اگر ما فیلم‌های خوب اسلامی درست کنیم، نه تنها در کشور ما بلکه در دیگر کشورهای اسلامی، استقبال می‏شود.

 

ما این‌جا ضعف داریم و اگر این ضعف‌ها و کاستی‏ها را جبران کنیم خواهیم دید که استقبال مردم به صداوسیما و سینماهای ما بیشتر می‌شود و حتی مردم دنیا خواهان آن می‏شوند. غالب فیلم‌هایی که غربی‏ها و شرقی‌ها می‌سازند، پیام‌های خطرناکی دارد و برای نسل جوان آسیب رسان است، ولی ما می‌توانیم با فیلم‌های خوب و با پیام‌های مثبت، جلوی این انحراف‌ها را بگیریم. به نظرم، اساس این کار در حوزه است و سپس در دانشگاه‌ها. الآن به نظرم هم لازم است و هم می‌توانیم گروه‌های فیلم‏سازی در حوزه و میان طلبه ها داشته باشیم؛ یعنی در حوزه این هنرها تدریس شود. به نظرم در این زمینه‏ها عقب افتادیم. پس از گذشت سه دهه از انقلاب ما چند گروه فیلم‏ساز اسلامی داریم؟ نسبت به این‌ها جدیت بیشتری در حوزه لازم داریم و باید شتاب کنیم.

 

 

* بحث هنر را مطرح کردید، برای هنر و سینما ساختاری در حوزه علمیه وجود ندارد که این امور را سروسامانی بدهد. اگر سخن از تأثیرگذاری است باید یک ساختار تحت عنوان معاونت هنری حوزه وجود داشته باشد که استعدادها را در این زمینه‏ها شناسایی کند، دوره‌های آموزشی برگزار کند یا حلقه فکر داشته باشد. نظر شما چیست؟

 

این‌ها کارهایی بوده است که ما تا به حال می‌بایست آن ها را پیگیری می کردیم. مقام معظم رهبری سال‌ها جلوتر حتی برای تأمین بودجه‌اش فرمودند نگران بودجه نباشید! من چون خودم یک مدتی معاون آموزش حوزه بوده‌ام خیلی خوشحال شدم و بعد از فرمایش مقام معظم رهبری این کار را پیگیری کردم، ولی آن‌هایی که بالاتر از ما بودند گفتند می‏خواهیم وضعیت موجود را حفظ کنیم. لذا من هم کار را رها کردم.

 

ما باید تمام مبانی آموزشی دنیا را ـ چه اسلامی و چه غیراسلامی ـ را بدانیم و تجربیات خوب‌شان را بگیریم. حوزه قم باید با تمام دنیا مرتبط باشد و با تمام نظام‌های آموزشی دنیا ارتباط داشته باشد. باید گروه‏های کارشناسی بفرستیم و آن‌ها را دعوت کنیم و شیوه‏هایی که مفید و سالم و ارزشمند است را به دست بیاوریم. این همان دستور اسلام است. پیغمبر(ص) فرمود «اعلم الناس من جمع علمنا الی علمه». باوجود این‌که آن شبه جزیره، از بی‏ثبات‌ترین و کم فرهنگ‌ترین مناطق آن زمان بود و فقط ۱۷ نفر در حد خواندن و نوشتن بلد بودند، پیامبر در این وضعیت آن جهاد علمی را راه انداخت و فرمود که در هر کجا، «اطلبوا العلم ولو بالصین» و تا هر زمان، «من المهد الی الحد» و از هر کس، «خذوا العلم ولو من مشرک الحکمت ظالت المؤمن» علم را بیاموزید.

 

برخی پژوهش‌ها یا برنامه‌هایی که در حوزه داریم با دیگر برنامه‏ها و پژوهش‌های مختلف هم‌زمان، تکراری یا خنثی می‏شود. این‌ها را می‌توان سامان داد. باید فکر کنیم که حوزه چه طور می تواند این نوع ضایعات و تلفات را نداشته باشد.

 

قبل از انقلاب با تبلیغات سنتی و منبر و حداکثر نوشتن کتاب به ترویج دین فکر می کردیم. البته به شرطی که رژیم از تبلیغ یا چاپ کتاب ممانعت نمی کرد. آیا می‌توانیم بعد از انقلاب، با وجود این دشمنان که تبلیغات فراوانی علیه ما راه انداخته اند، هنوز هم سنتی عمل کنیم؟ برخی شیوه‏های سنتی برای حوزه ما امتیاز است و حتی باید دیگران از ما الگو بگیرند، مانند انتخاب آزاد اساتید و دورس. یا این‌که بسیاری از اساتید ما با رویکرد مادی‌ تدریس نمی‌کنند. این سنت‏های ما باید حفظ شود که زیاد هم هستند. اما ما نباید در تبلیغات‏مان سنتی عمل کنیم. باید تبلیغات را به عرصه‏های جدید هنری به ویژه سمعی و بصری مثلاً صداوسیما، سینماها وامثال این عرصه ها بکشیم. امروز ما باید با انواع و اقسام نرم‌افزارها و شیوه‎هایی که در دنیاست اسلام را تبلیغ و تبیین کنیم. مگر می‌شود ما به شیوه‏های قدیمی مانند منابر بسنده کنیم.

 

بله! منابر را هم باید حفظ و پررنگ کنیم، ولی از شیوه‏های امروزی‌ هم بهره بگیریم. حضور و تبلیغ چهره به چهره هم ضروری و نیاز روز است. الآن نمی‌توانیم مانند سابق و با همان ادبیات، کتاب بنویسیم. باید با خصوصیات و نیازهای امروز جامعه، متنوع و با زبان روز و ادبیات روز کتاب ها را از حوزه تحویل جامعه دهیم. مجله، روزنامه، هفته‏نامه، ماهنامه و فصلنامه منتشر کنیم. تا دیروز ـ پیش از انقلاب ـ امکانات نداشتیم و شرایط این‌طور مهیا نبود، اما امروز حوزه می‌تواند برای آینده برنامه داشته باشد. باید از همین الآن برنامه‌ریزی شود برای ۵۰ سال یا ۱۰۰ سال آینده. عقیده‌ام این است که این کار شدنی است. کم‌کم باید پیش برویم؛ حوزه کارهای بسیاری می‌تواند بکند، زمینه هم دارد و فرصت هم هست.


منبع: سایت رصد: دفتر پژوهشهای فرهنگی روزنامه خراسان

http://rasad.org/1390/06/17/tah-hoze-rohaniat/