اشاره: مبارزه با مفاسد و تحقق عدالت یکی از آرمانهای جامعه اسلامی، اهداف بزرگ انقلاب اسلامی، مطالبات رهبران و مصلحان اسلامی و به تبع دانشجویان و تشکل‏های دانشجویی به ویژه تشکل‏های مذهبی و عدالتخواه است. تجربیات سالهای اخیر و مشاهده‏های حرکت‏های مختلف عدالت‏خواهانه در جامعه یا دانشگاه ما را بر آن داشت که ضمن انتقاد برخی از روش‏ها، راهکارهایی عملی را برای دوستان دانشجو و گروه‏ها و تشکل‏های مردمی ارائه دهیم. پیش از این، گفتاری مفصل که در یکی دو سال اخیر در گعدههای دانشجویی و مردمی ارائه شده بود، در فضای رسانه‏ای ارائه شد. اینک ادامه آن مباحث.

امیدواریم که این مباحث و تجربیات مورد توجه و عنایت فعالان تشکل‏های دانشجویی و مردمی ـ به ویژه شهرستانی‏ها ـ قرار گیرد و خداوند متعال ما را در حرکت عدالت‏خواهانه آنها سهیم کند.

***

آلت دست افراد و احزاب نشویم

یکی از مراقبت‏های ویژه تشکل‏های مردمی و دانشجویی این است که تمام تلاش خودشان را بکنند که آلت دست افراد و احزاب نشوند. مهم برایشان مبارزه با مفاسد و مفسد باشد تا حمایت از مدعیان عدالت‏خواهی و مبارزه با مفاسد. اگرچه قطعاً پیگیری مبارزه با مفاسد، به نفع عدالت‏خواهان تمام خواهد شد. تجربه نشان داده است که تکثر در عین همکاری و همسویی و به عبارتی دیگر، تشکیل یک جبهه در امر مبارزه با مفاسد بیشتر اثرگذارتر است تا تشکیل یک گروه. در جبهه، هر فرد وظیفه‏دان، باعث گشودن روزنه‏های امید جبهه خودی و همچنین ناامیدی جبهه دشمن می‏شود. شاید این گونه بیان شود که با تشکیل جبهه، پراکندگی فعالیت‏ها زیاد می‏شود و اثر کار کمتر می‏شود و روال طولانی‏تری را طی می‏کند ولی مزایایی دارد که طیف‏های گسترده‏تری را می‏توان در این مبارزه همسو کرد. از تک بُعدی و یک جانبه گرایی دور می‏شویم. با احتمال خطایا افراط یک بخش از جبهه، کل کار زیر سئوال نمی‏رود و بخش‏های دیگر می‏توانند خطاهای احتمالی پیش آمده را جبران نمایند و حتی منتقد آن نوع افراط و اشتباهات هم باشند. از سویی دیگر این مبارزه گسترش و عمومیت بیشتری می‏یابد و فراگیری این مبارزه باعث منفوریت مفسدین و مطالبه عمومی جدی‏تر از مسئولان دستگاه قضایی و حکومتی می‏شود.

 

حمایت از عدالت‏خواهان لزوماً نباید مستقیم و علنی باشد

یکی از تجربیات این حوزه این است که حمایت از عدالت‏خواهان، لزوماً به این نیست که مستقیم و علنی باشد. گاهی اوقات، اقتضائات و شرایط ایجاب می‏کند که حمایت‏ها غیرمستقیم و پنهانی باشد. گاهی اوقات حمایت‏های مستقیم و علنی باعث می‏شود که اصل مبارزه با مفاسد، دچار حاشیه شود. البته به صرف اینکه با حمایت علنی و مستقیم ممکن است مجموعه انگ بخورد، قابل توجیه نیست. لذا هر تشکل یا هر فردی که در این عرصه ورود پیدا می کند باید پی اَنگ‏ها و تهمت‏ها و دروغ‏ها را به جان بخرد و از جوسازی‏ها و اَنگ‏ها نترسد. اگرچه بهتر است به گونه‏ای دقیق و باظرافت عمل کند که به اصطلاح خودمان سوتی ندهد و در هر مرحله‏ای، به تبیین اوضاع و شرایط و علل حمایت‏ها بپردازد. چنین روشنگری‏هایی باعث می‏شود که تلاش‏های مفسدین و باندهای رسانه‏ای همسو با آنها ناکام بماند و همچنین برخی مسئولان دولتی و مردمی که زود فریب جوسازی‏ها و تبلیغات رسانه‏ای را می‏خورند یا اینکه تابع بولتن‏ها و احیاناً آمارها و گزارش‏های مشکوک یا غلط هستند، توجیه شوند و شک و شبهه‏هایشان برطرف شود.

 

ضرورت همراه نمودن بدنه مردمی  و نخبگانی

یکی از اساتید جبهه فرهنگی انقلاب می‏گفت که شما در سخنرانی‏های سید حسن نصرالله دقت کنید. همان اول نمی‏آید بگوید که ما چنین و چنان می‏کنیم و موضع‏گیری‏اش را سریع بیان نمی‏کند. او ابتدا تحلیل شرایط جهانی و منطقه‏ای را ارائه می‏دهد. سپس اهداف و مبانی‏ای که حزب‏الله بر اساس آن شکل گرفته است را بیان می‏کند و سپس اینکه در شرایطی فعلی هر انسان آزاده‏ای چه باید بکند و در نهایت با توجه به ارائه تحلیل و مقدمات، موضع حزب‏الله را صریحاً بیان می‏کند. این تبیین و مقدمات پیش از موضع‏گیری، باعث می‏شود که افکار عمومی بهتر بفهمند و راحت‏تر همراهی و همسویی بکنند.

الآن یکی از مشکلات جدی برخی از فعالیت‏های ما این است که مردم و افکار عمومی از غالب آرمان‏ها و مبانی فعالیت‏های ما بی‏خبرند و فکر می‏کنند هر اعتراض و انتقاد ما، صرفاً سیاسی و گروهی است. چرا که پیش از این گروهها و احزاب دیگری با عملکرد سیاسی خود، چنین ذهنیتی منفی را در اذهان مردم ایجاد کردند و لذا مردم و افکار عمومی، چندان توجهی به این فعالیت ها نمی‏کنند یا همراه نمی‏شوند. البته این یکی از دلایل عدم همراهی گسترده مردمی است و دلایل متعدد دیگری هم دارد. مردم اگر دقیق بشناسند و اعتماد بکنند، همراهی لازم را خواهند داشت. لذا هر چه عملکرد ما شفاف‏تر و استدلال‏ها و مستندات ما دقیق‏تر و منطقی‏تر باشد، امکان حمایت مردمی و افکار عمومی بیشتر است و بدنه سالم، ظلم‏ستیز و عدالت‏خواه در قوه قضائیه راحت‏تر می‏توانند این مسائل را پیگیر می‏کنند.

متأسفانه موارد زیادی پیش آمده است که با یک سری حرکات شتابزده دانشجویی و مردمی، و انتقاداتی که به نحوه بیان و نمایش اعتراض به مفاسد، صورت گرفته است، همه توجهات از اصل مبارزه با مفسدین و مفاسد، به خود آن حرکت و تشکل جلب شده و کار ناقص مانده است. مثلاً زمان و مکان برخی تحصن‏ها و حتی برخی شعارهایی که داده شد، باعث می‏شد که مسیر حرکت از مطالبه جدی منحرف شود و توجه همگان به اتفاقات در تحصن یا نوع شعارها جلب شود. لذا در هر نوع اقدامی که صورت می‏دهیم باید جوانب مختلف کار در نظر بگیریم. مثلاً در ماجرای زمین‏خواری در سیرجان، طلبه عدالت‎خواه چون قصد امضای طوماری اعتراضی داشت، به این مسأله هم متهم شد که از مردم برای زمین‏دار و خانه‏دار شدنشان ثبت نام به عمل آورد. اگرچه این اتهامی بیش نبود و در مسیر انحراف حرکت مطالبه‏گرانه ایشان صورت گرفت، ولی به هر حال، وقت و توان قابل توجهی از ایشان و همراهانشان برای تکذیب این نوع اتهامات گرفت. چرا باید یک تشکل یا مجموعه، در فعالیتش کاری بکند که وقتش برای پاسخ دادن به حواشی کارها سپری شود؟!

 

استناد و اتکای صرف به حرف‏های یک نفر، اشتباه استراتژیک و یک نوع حمایت از اوست

یکی از نکاتی که باید توجه داشته باشیم این است که در مبارزه با مفاسد و پیگیری مسأله‏ای، نباید صرفاً به حرف یک نفر یا یک گروه استناد و اتکا کنیم. همین امر یک اشتباه استراتژیک است و می‏تواند نوعی حمایت تلقی شود که نباید حرکت یک تشکلی این گونه باشد. مثلاً در ماجرای زمین‏خواری ها و مفاسد اقتصادی در استان فارس، با این که تشکل‏های دانشجویی ظلم‏ستیز و منتقد، رسماً از آقای عبدالله شهبازی، تاریخ‏نگار حمایت نکردند، امّا چون عمدتاً به نظرات و مستندات ایشان اتکاء می‏کردند، متهم به حمایت از آقای شهبازی شدند که به نظرم نباید چنین اتفاقی می‏افتاد. حداقل یکی از راهکارها این بود که مطالبه مبارزه با مفاسد اقتصادی در شیراز، نباید محدود به ایشان می‏شد. قطعاً گروهها و اساتید و فعالان دیگری بودند که می‏توانند در این ماجرا ورود پیدا کنند و در سخنرانی‏ها و نشست‏ها معترض این وضعیت بشوند. آنها وارد صحنه بشوند و بر مبارزه با مفاسد پافشاری بکنند و حتی مردم و مسئولان را در این مبارزه توجیه کنند. حالا شاید به اندازه آقای شهبازی صریح صحبت نمی‏کردند و در حد کلیات می‏گفتند که همین امر هم در جای خودش، بسیار مورد نیاز بود و جوسازی‏های، رسانه‏ای مفسدین و دیگر منفعت‏طلبان خنثی می‏شد. از سویی دیگر با ورود اساتید و گروهها و شخصیت‏های دیگر نمی‏توانستند به همه این فعالان و گروهها، اَنگ بزنند و خودشان را به جای یک فرد یا چند تشکل دانشجویی، با یک جبهه‏ای از اساتید و تشکل‏های دانشجویی و فعالان مردمی مواجه می‏دیدند. البته اینها پیشنهاداتی است که اگر در عرصه عمل اجرایی می‏شد می‏توانست خودش فرصت‏های جدید دیگری را ایجاد کند.

 

برخی گزارش‏ها به مسئولان نمی‏رسد یا ناقص می‏رسد

یکی از تجربیات مهم فعالان این حوزه این است که برخی گزارش‏ها جامع و کامل به گوش مسئولان حکومتی و قضایی نمی‏رسد و خود این گزارش‏ها ناقص و احیاناً جهت‏دار یا خنثی تنظیم شده‏اند. موارد بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد. لذا برای مرتفع ساختن این مشکل، باید چاره‏ای اندیشید. یکی از بهترین کارها این است که در هر مرحله از کار، گزارش‏هایی خطاب به مسئولان ارشد پیگیری آن ماجرا، ارسال شود و حتی ترجیحاً رسانه‏ای شود که تا حدی جلوی سوءاستفاده جریان‏های مفسد را بگیرد. این گزارش‏ها هم باید بسیار دقیق و محترمانه نوشته شود. اگرچه لحن نامه مطالبه‏گرانه است، ولی باید محترمانه و بدون هرگونه توهین و تحقیر و... باشد. رعایت همین نکات یعنی رعایت اخلاق نقد، باعث می‏شود که مسئول، تحت تأثیر گزارش‏های ناقص یا غرض‏آلود دیگر قرار نگیرد. پس با توجه به عظمت و گستردگی فساد صورت گرفته، باید برای مطلع ساختن مسئولان و توجیه افکار عمومی، بیانیه‏ها یا گزارش‏هایی مستمر را منتشر کرد. اگرچه نصف بیانیه و گزارش تکراری باشد ولی سعی شود که بیان شود. احتمال اینکه با یک یا دو بیانیه توانسته باشیم افکار عمومی و مسئولان را بیدار کرده باشیم بعید است. ممکن است بازتاب رسانه‏ای پیدا نکرده باشد و؛ بایکوت رسانه‏ای مواجه شده باشد. با راه‏اندازی یک یا چند وبلاگ می‏توان مجموعه بیانیه‏ها را در دسترس دیگران قرار داد. اما به این مهم بسنده نکنیم. چرا که مگر چند درصد مسئولان یا مدیران و حتی مردم اهتمام دارند که اخبار و گزارش‏ها را از طریق سایت‏ها و وبلاگ‏ها پیگیری کنند و حتی بالاتر از این، مگر چند درصد از آنها توانایی جستجوی اینترنتی و کسب اطلاع از منابع مختلف دارند. تعداد این افراد زیاد نیستند. سپس باید علاوه بر انتشار عمومی و رسانه‏ای، در قالب‏های دیگر این نوع گزارش‏ها یا بیانیه‏های روشنگرانه به دست مردم برسد. مثلاً در قالب جزوه‏ای مرتب و شکیل یا نشریات چند برگی منتشر شود و در تیراژ گسترده، در پایان نماز جمعه یا هیئت‏ها توزیع شود. البته باید برای توزیع هم چندین نفر یا گروه شوند و در چهارپنج گوشه اقدام به توزیع کنند و احیاناً اگر مشکلی در یک بخش پیش آمد، بقیه گروهها بتوانند آن جزوات یا نشریات را توزیع کنند. مواردی پیش آمده است که با توجه به حساسیت موضوع، عده‏ای از مفسرین و همسویانشان حتی بر ستاد اقامه نماز جمعه هم و مأموران انتظامی آنجا را تحریف کرده باشند و مانع توزیع آن جزوات شود، لذا باید با توجه به ابعاد فساد، برای مقابله با بایکوت رسانه‏ای و یا مخالفت توزیع در نماز جمعه هم برنامه‏ریزی کرد.

نکته دیگر اینکه این جزوات یا نشریات، به اطلاع خواص منطقه (از جمله ائمه جمعه‏ها، ائمه جماعات، پایگاه‏های بسیج، هیئت ها، اساتید دانشگاه، تشکل‏های دانشجویی، کارکنان و مدیران ادارات دولتی و حکومتی، نمایندگان مجلس منطقه و استان و...) اصلاً این انتظار و امید را که بیانیه‏ها یا گزارش‏ها به گوش آنها رسیده باشند، نداشته باشیم و خودمان اقدام به توجیه و تنویر آنها بکنیم. بارها پیش آمده که اعتراضاتی جدی دانشجویی یا مردمی کشوری صورت گرفته است و خیلی از مسئولان و نخبگان آن منطقه مطلع نشدند و وقتی با آنها مواجه شدیم و از آنها خواستیم موضع‏گیری کنند، اصلاً مطلع نبودند یا اینکه اخبار به گونه‏ای دیگر به گوش آنها رسیده است. شاید فکر کنیم عده زیادی از این نخبگان و خواص وارد عرصه حمایت و انتقاد نمی‏شوند و فعالیت اجتماعی و سیاسی ندارند، این نوع کارها، دقت گذاشتن بی فایده است ولی واقعاً اینگونه نیست. شاید کم فایده و در اولویت‏های بعدی باشند، ولی باید آنها هم در جای خودش و در جلسات محدودشان، سئوالات و مطالباتی را مطرح خواهند کرد.

از سویی این فعالیت باید درگیر شدن افکار عمومی با چنین مسأله‏ای می‏شود و زمانی که افکار عمومی در این زمینه مطالباتی مطرح کرد، مسئولان تحت فشار افکار عمومی، ناچارند یک واکنش وعکس‏العمل‏هایی نشان بدهند.

 

استفاده از تمام ظرفیت‏ها و قالب‏های موجود برای مطالبه و اطلاع‏رسانی

برای اطلاع‏رسانی و مطالبه، باید از تمام ظرفیت‏ها و پتانسیل‏های موجود استفاده کرد و حتی ابزارها و قالب‏های جدید را به کار گرفت. برای مثال در سال‏های اولیه شکل‏گیری جنبش عدالت‏خواه دانشجویی، در سال 1381 یا 1382، مجمع حزب‏الله دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، یک بیانیه تحلیلی مفصلی در نقد صدا و سیما منتشر کردند. طبیعی بود رسانه‏ها حاضر به چاپ متن کامل بیانیه نشود یا متن کامل بیانیه را ناقص و دلبخواه نماید و از سویی هم ممکن بود این بیانیه به افراد دغدغه‏مند و منتقد نرسد، لذا آنها این بیانیه را به صورت جزوه‏ای 16 صفحه‏ای تنظیم کردند و برای بیت رهبری، دفاتر علما و تک تک نمایندگان مجلس، بیش از 100 یا 200 تشکل دانشجویی، 100 یا 200 تا استاد حوزه و دانشگاه و... فرستادند. به این کار هم اکتفا نکردند. یک بار صبح زود، با یک تیم چند نفره در کنار ساختمان اصلی صداوسیما در خیابان حضرت ولی‏عصر(عج) حاضر شدند و تعداد زیادی از آن را به هر کس که وارد ساختمان می‏شد، دادند. یعنی کارکنان این سازمان هم در جریان این نقدها قرار گرفتند و کار به جایی رسید که این بیانیه انتقادی ـ تحلیلی به بدنه صداوسیما رسید. و در حد خودش اثرگذار شد. گاهی اوقات فشار درونی سازمانی، اثرش از فشار بیرون سازمانی هم بیشتر است. پس باید به این نکات هم توجه کرد. یا یک بار دوستان جنبش عدالت‏خواه دانشجویی وقتی بیانیه‏ای تحلیلی ـ انتقادی در نقد عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی و دبیرخانه آن منتشر کردند، علاوه بر رسانه‏ها، نماز جمعه‏ها، نمایندگان مجلس و برخی اساتید و تشکل‏های دانشجویی، در محل دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در ابتدای فلسلطین شمالی، در میان کارکنان دبیرخانه شورا هم  توزیع کردند. پس از گذشت نزدیک به یک سال، که یکی از کارکنان شورا را دیدیم از آن بیانیه احساس رضایت می‏کرد و این که مسئولان را به واکنش صریح و تکاپو و پاسخگویی به دیگر اعضا و مقامات مسئول وادار کرد و...

لذا محدود کردن و محدود شدن به چندتا شیوه خبررسانی و مطالبه، اشتباه است و باید از تمام ظرفیت‏های موجود برای مطالبه و اطلاع‏رسانی استفاده کرد. این که فقط بخواهیم از طریق سایت‏ها یا روزنامه‏ها حرف‏ و مطالبات‏مان را به دیگران برسانیم، اشتباه است و این را در نظر بگیریم که احتمال بایکوت رسانه‏ای حرکت و مطالبات‏مان زیاد است لذا باید به اقدامات ابتکاری در این زمینه دست بزنیم. شاید برای هر کدام از حرکت‏ها و بیان مطالبات‏مان خودمان می‏توانیم و باید یکی دو رسانه‏ یا ابزار و قالب رسانه‏ای جدید ابداع کنیم.

 

وعده‏های مسئولین را به راحتی نپذیریم و از آنها مطالبه و پیگیری کنیم

نکته مهم درباره این حوزه این است که وعده‏های مسئولین را به راحتی نپذیریم. معمولاً وقتی مسئولین می‏بینند کار مبارزه با مفاسد جدی شده است یا با انتقادات افکار عمومی مواجه می‏شوند، وعده‏های پیگیری و بررسی می‏دهند. تجربه نشان داده است که غالباً به این وعده‏ها عمل نشده است. در این خصوص وعده‏های بی عمل زیاد داده شده است و نموننه‏هایش فراوانند. لذا باید در نظر داشته باشیم که هر وقت مسئولین ـ خصوصاً مسئولین دستگاه قضایی ـ قول و وعده‏ای دادند، به شدت پیگیر این وعده‏ها باشیم و به صورت جدی، ماهانه یا دوماهانه آن وعده‏ها را پیگیری کنیم و از کنار ان وعده‏ها نگذریم. اگر فرصت کنیم و وعده‏های پوشالی و توخالی مسئولان ـ خصوصاً دولت و قوه قضائیه ـ را یادداشت و ثبت کنیم، شاید در طول یک سال از 100 مورد بیشتر شود.

باید مثل زمان‏سنج‏هایی که روی پروژه‏های عمرانی می‏گذارند برای هر کدام از وعده‎ها و قولهای جدی مسئولین چنین سیستمی رو تعبیه کنیم. متأسفانه ما جماعت حزب‎اللهی و مذهبی در پیگیری‏ها و مطالبه هر کاری، ضعیف هستیم و خیلی زود به حرفهای مسئولین قانع می‏شویم. یکی از علل اصلی این که ما در مبارزه با مفاسد خصوصاً مفاسد اقتصادی ضعیف بودیم و از مطلوب خودمان خیلی فاصله داریم، این است که پیگیر نیستیم. جدی و مستمر مطالبه نمی‏کنیم. اگر پیگیر جدی و مستمری باشیم، خیلی از اتفاقات و حتی انقلابات در این خصوص انجام می‏شود و به موفقیت‏های زیادی می‏رسیم و دریچه‏ها و افق‏های جدیدی برای جبهه انقلاب اسلامی گشوده می‏شود.

 الآن غالب نگاههای جهانیان به اوضاع داخلی ماست، اگر بتوانیم اوضاع داخلی خودمان را درست بکنیم، قطعاً توجهات جهانیان به ما بیش از این خواهد بود. کشوری که ادعای اسلامی و انقلابی که پایه‏اش حاکمیت دین و ارزشهای اسلامی و انسانی است، باید به مراتب درونش بهتر از بیرونش باشد. ظلم و فسادی در آن نباشد. رشوه و اختلاسی در آن نباشد. ضربه‏ای که این اختلاس 3 هزار میلیاردی به وجه جمهوری اسلامی زد، دست کمی از یک حمله نظامی به ایران نبود. کوتاهی‏ها و عدم قاطعیت در برخورد با متخلفین و مفسدین این اختلاس هم به مثابه ادامه حمله نظامی و پذیرش دشمن در خاک خودی است. همچنان که فتنه 1388 هم اینگونه بود و خیانت مدعیان قانونگرایی و اصلاحات و شبه روشنفکران غربزده و اشرافی هم دست کمی از یک وطن‏فروشی بزرگ و یک جنایت جنگی فراگیر علیه انقلاب اسلامی نداشت و در ایامی که انقلابات اسلامی و مردمی در منطقه به وقوع می‏پیوست، بزرگترین خیانت‏ها از سوی آنان در حق این انقلاب، مردم و کشور صورت گرفت. متأسفانه از این ظرافت‏های این چنینی غافل هستیم. امید که خداوند اوضاع همه ما و انقلاب ما به سامان کند و در حاکمیت دین و ارزشهای دینی و انسانی در جامعه، ثابت قدم‏تر نماید. انشاءالله.