راهکارهایی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی (بخش دوم)
اشاره: مبارزه با مفاسد و تحقق عدالت یکی از آرمانهای جامعه اسلامی، اهداف بزرگ انقلاب اسلامی، مطالبات رهبران و مصلحان اسلامی و به تبع دانشجویان و تشکلهای دانشجویی به ویژه تشکلهای مذهبی و عدالتخواه است. تجربیات سالهای اخیر و مشاهدههای حرکتهای مختلف عدالتخواهانه در جامعه یا دانشگاه ما را بر آن داشت که ضمن انتقاد برخی از روشها، راهکارهایی عملی را برای دوستان دانشجو و گروهها و تشکلهای مردمی ارائه دهیم. پیش از این، گفتاری مفصل که در یکی دو سال اخیر در گعدههای دانشجویی و مردمی ارائه شده بود، در فضای رسانهای ارائه شد. اینک ادامه آن مباحث.
امیدواریم که این مباحث و تجربیات مورد توجه و عنایت فعالان تشکلهای دانشجویی و مردمی ـ به ویژه شهرستانیها ـ قرار گیرد و خداوند متعال ما را در حرکت عدالتخواهانه آنها سهیم کند.
***
■ آلت دست افراد و احزاب نشویم
یکی از مراقبتهای ویژه تشکلهای مردمی و دانشجویی این است که تمام تلاش خودشان را بکنند که آلت دست افراد و احزاب نشوند. مهم برایشان مبارزه با مفاسد و مفسد باشد تا حمایت از مدعیان عدالتخواهی و مبارزه با مفاسد. اگرچه قطعاً پیگیری مبارزه با مفاسد، به نفع عدالتخواهان تمام خواهد شد. تجربه نشان داده است که تکثر در عین همکاری و همسویی و به عبارتی دیگر، تشکیل یک جبهه در امر مبارزه با مفاسد بیشتر اثرگذارتر است تا تشکیل یک گروه. در جبهه، هر فرد وظیفهدان، باعث گشودن روزنههای امید جبهه خودی و همچنین ناامیدی جبهه دشمن میشود. شاید این گونه بیان شود که با تشکیل جبهه، پراکندگی فعالیتها زیاد میشود و اثر کار کمتر میشود و روال طولانیتری را طی میکند ولی مزایایی دارد که طیفهای گستردهتری را میتوان در این مبارزه همسو کرد. از تک بُعدی و یک جانبه گرایی دور میشویم. با احتمال خطایا افراط یک بخش از جبهه، کل کار زیر سئوال نمیرود و بخشهای دیگر میتوانند خطاهای احتمالی پیش آمده را جبران نمایند و حتی منتقد آن نوع افراط و اشتباهات هم باشند. از سویی دیگر این مبارزه گسترش و عمومیت بیشتری مییابد و فراگیری این مبارزه باعث منفوریت مفسدین و مطالبه عمومی جدیتر از مسئولان دستگاه قضایی و حکومتی میشود.
■ حمایت از عدالتخواهان لزوماً نباید مستقیم و علنی باشد
یکی از تجربیات این حوزه این است که حمایت از عدالتخواهان، لزوماً به این نیست که مستقیم و علنی باشد. گاهی اوقات، اقتضائات و شرایط ایجاب میکند که حمایتها غیرمستقیم و پنهانی باشد. گاهی اوقات حمایتهای مستقیم و علنی باعث میشود که اصل مبارزه با مفاسد، دچار حاشیه شود. البته به صرف اینکه با حمایت علنی و مستقیم ممکن است مجموعه انگ بخورد، قابل توجیه نیست. لذا هر تشکل یا هر فردی که در این عرصه ورود پیدا می کند باید پی اَنگها و تهمتها و دروغها را به جان بخرد و از جوسازیها و اَنگها نترسد. اگرچه بهتر است به گونهای دقیق و باظرافت عمل کند که به اصطلاح خودمان سوتی ندهد و در هر مرحلهای، به تبیین اوضاع و شرایط و علل حمایتها بپردازد. چنین روشنگریهایی باعث میشود که تلاشهای مفسدین و باندهای رسانهای همسو با آنها ناکام بماند و همچنین برخی مسئولان دولتی و مردمی که زود فریب جوسازیها و تبلیغات رسانهای را میخورند یا اینکه تابع بولتنها و احیاناً آمارها و گزارشهای مشکوک یا غلط هستند، توجیه شوند و شک و شبهههایشان برطرف شود.
■ ضرورت همراه نمودن بدنه مردمی و نخبگانی
یکی از اساتید جبهه فرهنگی انقلاب میگفت که شما در سخنرانیهای سید حسن نصرالله دقت کنید. همان اول نمیآید بگوید که ما چنین و چنان میکنیم و موضعگیریاش را سریع بیان نمیکند. او ابتدا تحلیل شرایط جهانی و منطقهای را ارائه میدهد. سپس اهداف و مبانیای که حزبالله بر اساس آن شکل گرفته است را بیان میکند و سپس اینکه در شرایطی فعلی هر انسان آزادهای چه باید بکند و در نهایت با توجه به ارائه تحلیل و مقدمات، موضع حزبالله را صریحاً بیان میکند. این تبیین و مقدمات پیش از موضعگیری، باعث میشود که افکار عمومی بهتر بفهمند و راحتتر همراهی و همسویی بکنند.
الآن یکی از مشکلات جدی برخی از فعالیتهای ما این است که مردم و افکار عمومی از غالب آرمانها و مبانی فعالیتهای ما بیخبرند و فکر میکنند هر اعتراض و انتقاد ما، صرفاً سیاسی و گروهی است. چرا که پیش از این گروهها و احزاب دیگری با عملکرد سیاسی خود، چنین ذهنیتی منفی را در اذهان مردم ایجاد کردند و لذا مردم و افکار عمومی، چندان توجهی به این فعالیت ها نمیکنند یا همراه نمیشوند. البته این یکی از دلایل عدم همراهی گسترده مردمی است و دلایل متعدد دیگری هم دارد. مردم اگر دقیق بشناسند و اعتماد بکنند، همراهی لازم را خواهند داشت. لذا هر چه عملکرد ما شفافتر و استدلالها و مستندات ما دقیقتر و منطقیتر باشد، امکان حمایت مردمی و افکار عمومی بیشتر است و بدنه سالم، ظلمستیز و عدالتخواه در قوه قضائیه راحتتر میتوانند این مسائل را پیگیر میکنند.
متأسفانه موارد زیادی پیش آمده است که با یک سری حرکات شتابزده دانشجویی و مردمی، و انتقاداتی که به نحوه بیان و نمایش اعتراض به مفاسد، صورت گرفته است، همه توجهات از اصل مبارزه با مفسدین و مفاسد، به خود آن حرکت و تشکل جلب شده و کار ناقص مانده است. مثلاً زمان و مکان برخی تحصنها و حتی برخی شعارهایی که داده شد، باعث میشد که مسیر حرکت از مطالبه جدی منحرف شود و توجه همگان به اتفاقات در تحصن یا نوع شعارها جلب شود. لذا در هر نوع اقدامی که صورت میدهیم باید جوانب مختلف کار در نظر بگیریم. مثلاً در ماجرای زمینخواری در سیرجان، طلبه عدالتخواه چون قصد امضای طوماری اعتراضی داشت، به این مسأله هم متهم شد که از مردم برای زمیندار و خانهدار شدنشان ثبت نام به عمل آورد. اگرچه این اتهامی بیش نبود و در مسیر انحراف حرکت مطالبهگرانه ایشان صورت گرفت، ولی به هر حال، وقت و توان قابل توجهی از ایشان و همراهانشان برای تکذیب این نوع اتهامات گرفت. چرا باید یک تشکل یا مجموعه، در فعالیتش کاری بکند که وقتش برای پاسخ دادن به حواشی کارها سپری شود؟!
■ استناد و اتکای صرف به حرفهای یک نفر، اشتباه استراتژیک و یک نوع حمایت از اوست
یکی از نکاتی که باید توجه داشته باشیم این است که در مبارزه با مفاسد و پیگیری مسألهای، نباید صرفاً به حرف یک نفر یا یک گروه استناد و اتکا کنیم. همین امر یک اشتباه استراتژیک است و میتواند نوعی حمایت تلقی شود که نباید حرکت یک تشکلی این گونه باشد. مثلاً در ماجرای زمینخواری ها و مفاسد اقتصادی در استان فارس، با این که تشکلهای دانشجویی ظلمستیز و منتقد، رسماً از آقای عبدالله شهبازی، تاریخنگار حمایت نکردند، امّا چون عمدتاً به نظرات و مستندات ایشان اتکاء میکردند، متهم به حمایت از آقای شهبازی شدند که به نظرم نباید چنین اتفاقی میافتاد. حداقل یکی از راهکارها این بود که مطالبه مبارزه با مفاسد اقتصادی در شیراز، نباید محدود به ایشان میشد. قطعاً گروهها و اساتید و فعالان دیگری بودند که میتوانند در این ماجرا ورود پیدا کنند و در سخنرانیها و نشستها معترض این وضعیت بشوند. آنها وارد صحنه بشوند و بر مبارزه با مفاسد پافشاری بکنند و حتی مردم و مسئولان را در این مبارزه توجیه کنند. حالا شاید به اندازه آقای شهبازی صریح صحبت نمیکردند و در حد کلیات میگفتند که همین امر هم در جای خودش، بسیار مورد نیاز بود و جوسازیهای، رسانهای مفسدین و دیگر منفعتطلبان خنثی میشد. از سویی دیگر با ورود اساتید و گروهها و شخصیتهای دیگر نمیتوانستند به همه این فعالان و گروهها، اَنگ بزنند و خودشان را به جای یک فرد یا چند تشکل دانشجویی، با یک جبههای از اساتید و تشکلهای دانشجویی و فعالان مردمی مواجه میدیدند. البته اینها پیشنهاداتی است که اگر در عرصه عمل اجرایی میشد میتوانست خودش فرصتهای جدید دیگری را ایجاد کند.
■ برخی گزارشها به مسئولان نمیرسد یا ناقص میرسد
یکی از تجربیات مهم فعالان این حوزه این است که برخی گزارشها جامع و کامل به گوش مسئولان حکومتی و قضایی نمیرسد و خود این گزارشها ناقص و احیاناً جهتدار یا خنثی تنظیم شدهاند. موارد بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد. لذا برای مرتفع ساختن این مشکل، باید چارهای اندیشید. یکی از بهترین کارها این است که در هر مرحله از کار، گزارشهایی خطاب به مسئولان ارشد پیگیری آن ماجرا، ارسال شود و حتی ترجیحاً رسانهای شود که تا حدی جلوی سوءاستفاده جریانهای مفسد را بگیرد. این گزارشها هم باید بسیار دقیق و محترمانه نوشته شود. اگرچه لحن نامه مطالبهگرانه است، ولی باید محترمانه و بدون هرگونه توهین و تحقیر و... باشد. رعایت همین نکات یعنی رعایت اخلاق نقد، باعث میشود که مسئول، تحت تأثیر گزارشهای ناقص یا غرضآلود دیگر قرار نگیرد. پس با توجه به عظمت و گستردگی فساد صورت گرفته، باید برای مطلع ساختن مسئولان و توجیه افکار عمومی، بیانیهها یا گزارشهایی مستمر را منتشر کرد. اگرچه نصف بیانیه و گزارش تکراری باشد ولی سعی شود که بیان شود. احتمال اینکه با یک یا دو بیانیه توانسته باشیم افکار عمومی و مسئولان را بیدار کرده باشیم بعید است. ممکن است بازتاب رسانهای پیدا نکرده باشد و؛ بایکوت رسانهای مواجه شده باشد. با راهاندازی یک یا چند وبلاگ میتوان مجموعه بیانیهها را در دسترس دیگران قرار داد. اما به این مهم بسنده نکنیم. چرا که مگر چند درصد مسئولان یا مدیران و حتی مردم اهتمام دارند که اخبار و گزارشها را از طریق سایتها و وبلاگها پیگیری کنند و حتی بالاتر از این، مگر چند درصد از آنها توانایی جستجوی اینترنتی و کسب اطلاع از منابع مختلف دارند. تعداد این افراد زیاد نیستند. سپس باید علاوه بر انتشار عمومی و رسانهای، در قالبهای دیگر این نوع گزارشها یا بیانیههای روشنگرانه به دست مردم برسد. مثلاً در قالب جزوهای مرتب و شکیل یا نشریات چند برگی منتشر شود و در تیراژ گسترده، در پایان نماز جمعه یا هیئتها توزیع شود. البته باید برای توزیع هم چندین نفر یا گروه شوند و در چهارپنج گوشه اقدام به توزیع کنند و احیاناً اگر مشکلی در یک بخش پیش آمد، بقیه گروهها بتوانند آن جزوات یا نشریات را توزیع کنند. مواردی پیش آمده است که با توجه به حساسیت موضوع، عدهای از مفسرین و همسویانشان حتی بر ستاد اقامه نماز جمعه هم و مأموران انتظامی آنجا را تحریف کرده باشند و مانع توزیع آن جزوات شود، لذا باید با توجه به ابعاد فساد، برای مقابله با بایکوت رسانهای و یا مخالفت توزیع در نماز جمعه هم برنامهریزی کرد.
نکته دیگر اینکه این جزوات یا نشریات، به اطلاع خواص منطقه (از جمله ائمه جمعهها، ائمه جماعات، پایگاههای بسیج، هیئت ها، اساتید دانشگاه، تشکلهای دانشجویی، کارکنان و مدیران ادارات دولتی و حکومتی، نمایندگان مجلس منطقه و استان و...) اصلاً این انتظار و امید را که بیانیهها یا گزارشها به گوش آنها رسیده باشند، نداشته باشیم و خودمان اقدام به توجیه و تنویر آنها بکنیم. بارها پیش آمده که اعتراضاتی جدی دانشجویی یا مردمی کشوری صورت گرفته است و خیلی از مسئولان و نخبگان آن منطقه مطلع نشدند و وقتی با آنها مواجه شدیم و از آنها خواستیم موضعگیری کنند، اصلاً مطلع نبودند یا اینکه اخبار به گونهای دیگر به گوش آنها رسیده است. شاید فکر کنیم عده زیادی از این نخبگان و خواص وارد عرصه حمایت و انتقاد نمیشوند و فعالیت اجتماعی و سیاسی ندارند، این نوع کارها، دقت گذاشتن بی فایده است ولی واقعاً اینگونه نیست. شاید کم فایده و در اولویتهای بعدی باشند، ولی باید آنها هم در جای خودش و در جلسات محدودشان، سئوالات و مطالباتی را مطرح خواهند کرد.
از سویی این فعالیت باید درگیر شدن افکار عمومی با چنین مسألهای میشود و زمانی که افکار عمومی در این زمینه مطالباتی مطرح کرد، مسئولان تحت فشار افکار عمومی، ناچارند یک واکنش وعکسالعملهایی نشان بدهند.
■ استفاده از تمام ظرفیتها و قالبهای موجود برای مطالبه و اطلاعرسانی
برای اطلاعرسانی و مطالبه، باید از تمام ظرفیتها و پتانسیلهای موجود استفاده کرد و حتی ابزارها و قالبهای جدید را به کار گرفت. برای مثال در سالهای اولیه شکلگیری جنبش عدالتخواه دانشجویی، در سال 1381 یا 1382، مجمع حزبالله دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، یک بیانیه تحلیلی مفصلی در نقد صدا و سیما منتشر کردند. طبیعی بود رسانهها حاضر به چاپ متن کامل بیانیه نشود یا متن کامل بیانیه را ناقص و دلبخواه نماید و از سویی هم ممکن بود این بیانیه به افراد دغدغهمند و منتقد نرسد، لذا آنها این بیانیه را به صورت جزوهای 16 صفحهای تنظیم کردند و برای بیت رهبری، دفاتر علما و تک تک نمایندگان مجلس، بیش از 100 یا 200 تشکل دانشجویی، 100 یا 200 تا استاد حوزه و دانشگاه و... فرستادند. به این کار هم اکتفا نکردند. یک بار صبح زود، با یک تیم چند نفره در کنار ساختمان اصلی صداوسیما در خیابان حضرت ولیعصر(عج) حاضر شدند و تعداد زیادی از آن را به هر کس که وارد ساختمان میشد، دادند. یعنی کارکنان این سازمان هم در جریان این نقدها قرار گرفتند و کار به جایی رسید که این بیانیه انتقادی ـ تحلیلی به بدنه صداوسیما رسید. و در حد خودش اثرگذار شد. گاهی اوقات فشار درونی سازمانی، اثرش از فشار بیرون سازمانی هم بیشتر است. پس باید به این نکات هم توجه کرد. یا یک بار دوستان جنبش عدالتخواه دانشجویی وقتی بیانیهای تحلیلی ـ انتقادی در نقد عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی و دبیرخانه آن منتشر کردند، علاوه بر رسانهها، نماز جمعهها، نمایندگان مجلس و برخی اساتید و تشکلهای دانشجویی، در محل دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در ابتدای فلسلطین شمالی، در میان کارکنان دبیرخانه شورا هم توزیع کردند. پس از گذشت نزدیک به یک سال، که یکی از کارکنان شورا را دیدیم از آن بیانیه احساس رضایت میکرد و این که مسئولان را به واکنش صریح و تکاپو و پاسخگویی به دیگر اعضا و مقامات مسئول وادار کرد و...
لذا محدود کردن و محدود شدن به چندتا شیوه خبررسانی و مطالبه، اشتباه است و باید از تمام ظرفیتهای موجود برای مطالبه و اطلاعرسانی استفاده کرد. این که فقط بخواهیم از طریق سایتها یا روزنامهها حرف و مطالباتمان را به دیگران برسانیم، اشتباه است و این را در نظر بگیریم که احتمال بایکوت رسانهای حرکت و مطالباتمان زیاد است لذا باید به اقدامات ابتکاری در این زمینه دست بزنیم. شاید برای هر کدام از حرکتها و بیان مطالباتمان خودمان میتوانیم و باید یکی دو رسانه یا ابزار و قالب رسانهای جدید ابداع کنیم.
■ وعدههای مسئولین را به راحتی نپذیریم و از آنها مطالبه و پیگیری کنیم
نکته مهم درباره این حوزه این است که وعدههای مسئولین را به راحتی نپذیریم. معمولاً وقتی مسئولین میبینند کار مبارزه با مفاسد جدی شده است یا با انتقادات افکار عمومی مواجه میشوند، وعدههای پیگیری و بررسی میدهند. تجربه نشان داده است که غالباً به این وعدهها عمل نشده است. در این خصوص وعدههای بی عمل زیاد داده شده است و نموننههایش فراوانند. لذا باید در نظر داشته باشیم که هر وقت مسئولین ـ خصوصاً مسئولین دستگاه قضایی ـ قول و وعدهای دادند، به شدت پیگیر این وعدهها باشیم و به صورت جدی، ماهانه یا دوماهانه آن وعدهها را پیگیری کنیم و از کنار ان وعدهها نگذریم. اگر فرصت کنیم و وعدههای پوشالی و توخالی مسئولان ـ خصوصاً دولت و قوه قضائیه ـ را یادداشت و ثبت کنیم، شاید در طول یک سال از 100 مورد بیشتر شود.
باید مثل زمانسنجهایی که روی پروژههای عمرانی میگذارند برای هر کدام از وعدهها و قولهای جدی مسئولین چنین سیستمی رو تعبیه کنیم. متأسفانه ما جماعت حزباللهی و مذهبی در پیگیریها و مطالبه هر کاری، ضعیف هستیم و خیلی زود به حرفهای مسئولین قانع میشویم. یکی از علل اصلی این که ما در مبارزه با مفاسد خصوصاً مفاسد اقتصادی ضعیف بودیم و از مطلوب خودمان خیلی فاصله داریم، این است که پیگیر نیستیم. جدی و مستمر مطالبه نمیکنیم. اگر پیگیر جدی و مستمری باشیم، خیلی از اتفاقات و حتی انقلابات در این خصوص انجام میشود و به موفقیتهای زیادی میرسیم و دریچهها و افقهای جدیدی برای جبهه انقلاب اسلامی گشوده میشود.
الآن غالب نگاههای جهانیان به اوضاع داخلی ماست، اگر بتوانیم اوضاع داخلی خودمان را درست بکنیم، قطعاً توجهات جهانیان به ما بیش از این خواهد بود. کشوری که ادعای اسلامی و انقلابی که پایهاش حاکمیت دین و ارزشهای اسلامی و انسانی است، باید به مراتب درونش بهتر از بیرونش باشد. ظلم و فسادی در آن نباشد. رشوه و اختلاسی در آن نباشد. ضربهای که این اختلاس 3 هزار میلیاردی به وجه جمهوری اسلامی زد، دست کمی از یک حمله نظامی به ایران نبود. کوتاهیها و عدم قاطعیت در برخورد با متخلفین و مفسدین این اختلاس هم به مثابه ادامه حمله نظامی و پذیرش دشمن در خاک خودی است. همچنان که فتنه 1388 هم اینگونه بود و خیانت مدعیان قانونگرایی و اصلاحات و شبه روشنفکران غربزده و اشرافی هم دست کمی از یک وطنفروشی بزرگ و یک جنایت جنگی فراگیر علیه انقلاب اسلامی نداشت و در ایامی که انقلابات اسلامی و مردمی در منطقه به وقوع میپیوست، بزرگترین خیانتها از سوی آنان در حق این انقلاب، مردم و کشور صورت گرفت. متأسفانه از این ظرافتهای این چنینی غافل هستیم. امید که خداوند اوضاع همه ما و انقلاب ما به سامان کند و در حاکمیت دین و ارزشهای دینی و انسانی در جامعه، ثابت قدمتر نماید. انشاءالله.