کار فرهنگی در مساجد (تجربیات، آسیبشناسی و راهکارها)/ بخش دوم
■ هنر و ادبیات ابزارند نه هدف!
متأسفانه برخی از ما حزباللهیها و فعالین مساجد، از ظرفیت هنر و ادبیات و رسانه غافلیم یا این که در استفاده از آنها، افراط میکنیم. چون مواردی دیدهام که شخص معارف اسلامی حداقلی، کلیات اندیشههای امام و رهبری و تاریخ انقلاب را آشنا نیست، ولی غالب رمانهای نویسندگان غربی و ایرانی را خوانده است یا شب و روز چتبازی، وبلاگبازی و وبلاگگردی میکند، اما چه فایده! وقتی مبانی فکری محکم و استواری ندارد؟ من منکر خواندن رمان، شعر، داستان و فیلم نیستم، ولی هر کدام باید ضریب خاص خودشان را داشته باشند. دانستن کلیات اندیشه اسلامی، اندیشه امام و رهبری و تاریخ معاصر و انقلاب برای همه ضروری است و اگر کسی اینها را نداند، احتمال اشتباه و انحراف و غلتیدنش بسیار زیاد است، ولی داستان و رمان و فیلم چطور؟ پس به این نکته توجه کنیم. هنر و ادبیات و رسانه، وسیله و ابزارند. پس جای فرع و اصل را فراموش نکنیم. هنر و ادبیات و رسانه ابزاری برای بیان و گسترش معارف اسلامی و انقلاب اسلامی هستند نه رقیب آن معارف. لذا هر کتابی را هم نباید خواند. موضوعات مورد نیاز و ضروری گروه را تعیین کنید و در این موضوعات، از قالبهای جذاب و مختلف استفاده کنید. در قالبهای ارائه این موضوعات خلاق و مبتکر باشید و محدود نباشید. این یک تذکری بود که به نظرم ضروری است در ابتدای فعالیت، بحث استفاده از هنر و رسانه مطرح شود. این افراط و تفریط در همه زمینههای مختلف یک آفت است برای ما و فعالان فرهنگی و سیاسی و... کلاً نیروهای حزباللهی. یک وقت آقای احمدینژاد را میپرستند و الآن میخواهند سر به تن او نباشد. چرا؟ چون در دوره اول، اجازه نقد آقای احمدینژاد یا دولتش را نمیدادند و الآن جلسات خودشان را با نقد ایشان و جریان انحرافی آغاز میکنند؟ چرا ما این طوریایم؟ چرا دجار این وضعیت شدیم؟
نمونه دیگرش، برخوردهای دوگانه با آقای حسن عباسی، رئیس مرکز دکترینال بدون مرز است. یک زمانی ایشان، در حد مغز متفکر جهان اسلام و هنری کسینجر جهان اسلام مطرح میشود و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی، صحبت می کند، ولی بعد از آن سخنرانی سال 1383 در مشهد، از سوی عدهای از همین نیروهای مذهبی، آدم بیسواد، شهرتطلب و جنجالی مطرح میشود که مدرک هم ندارد و... این انوع تفاقات افتاده است و هر روز هم به گونهای دیگر و در حوزهای دیگر تکرار میشود. پس مواظب این نوع افراط و تفریط ها باشیم و ضریب خاص را به هر یک از اساتید و موضوعات بدهیم. در استفاده از ظرفیت هنر و رسانه هم باید ظرفیت و ضریب این ابزار را بدانیم و ضریب لازم را در برنامههایمان به آن بدهیم. استفاده از آنها ولی غرق نشدن و محو نشدن در آنها مدنظرمان باشد.
■ استفاده از ظرفیت هنر و ادبیات انقلاب
اما درباره ظرفیتهای هنر و ادبیات انقلاب اسلامی. این ابزاری است که ما میتوانیم از آن در راستای اهداف خودمان استفاده کنیم. از یک سو میتوانیم هنر و رسانه را در خدمت اهداف فرهنگی و دینی خودمان بگیریم و از سویی دیگر، از ظرفیتهای مسجد، کانونها و تشکلهای مذهبی و هیئت برای گسترش و تعمیق هنر و اندیشه انقلاب اسلامی استفاده کنیم. پس دو تا موضوع مطرح است: خدمت متقابل هنر و مسجد. الآن ما حرفهای زیادی داریم که بیان هنری در قالب فیلم یا مستند، نقاشی یا سرود یا عکس میتواند آن را ماندگار و تأثیرگذار بکند. چه بسا اثرگذاری یک فیلم یا مستند خوب، از مطالعه صدها کتاب و دهها دوره آموزشی و معرفتی هم بیشتر باشد. لذا باید از این ظرفیتها و فرصتهای موجود استفاده کنیم. همین فیلمها و سریالهایی که تلویزیون ما پخش کرده است مانند حضرت یوسف پیامبر(ع)، امام علی(ع) مریم مقدس(س)، مختارنامه و... ـ با همه انتقاداتی که به آنها وارد است ـ چقدر در بین مردم و جامعه و حتی جهان اسلام تأثیرگذار بوده است، یا دیگر فیلمهای اجتماعی و سیاسی دیگر مانند آژانس شیشهای، از کرخه تا راین، به رنگ خدا و....
برای نمونه عرض کنم، اگر کسی میخواهد درباره صادق هدایت، نویسنده معروف دوره معاصر، بداند و این که از چه کسانی و از کجا الگو گرفته، عوض این که دهها کتاب نقدی که محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)، احمد شاکری و شهریار زرشناس و دیگران نوشتهاند، را بخواند بیاید فیلم «گفتگو با سایه» به کارگردانی خسرو سینایی را ببیند و آن را در مسجد یا دانشگاه خودش پخش کند. این فیلم سعی کرده است شخصیت و زندگی واقعی صادق هدایت را به تصویر بکشد. چون پَتِه خیلی از روشنفکران و نویسندگان غربزده را زده است، کمتر مورد توجه قرار گرفته است و اصلاً توزیع درستی نشد و حتی بایکوت شد. شما بیایید این نوع فیلمها و فیلمهای کارگردانهای مذهبی را در مساجد و دانشگاههای خودتان پخش کنید. محقق این فیلمنامه، هم آقای حبیب احمدزاده است که از نیروهای جبهه و جنگ و از نویسندگان خوب ادبیات پایداری است که کتابهایی چون «قصههای شهر جنگی» و رمان «شطرنج با ماشین قیامت» را نوشته است. یا حتی فیلمهای ضعیف دیگری چون «ناسپاس» (درباره گاو بنیاسرائیل که به سفارش شبکه سحر، برای مخاطبان عمومی ساخته شده است) یا حتی فیلم حضرت ابراهیم(ع) به کارگردانی آقای محمدرضا ورزی. در دوره عدم دسترسی به فیلمهای خوب، باید از ظرفیت این نوع فیلمها استفاده کنیم. شما بیایید در پایگاههای مساجد، تشکلهای مدارس یا حتی دانشگاهها، به صورت برنامهریزی شده، ده تا فیلم و ده تا مستند خوب را به نمایش بگذارید. ده تا نمایشگاه کاریکاتور و عکس و نقاشی خوب برگزار کیند. اگر احیاناً گروه سرود یا تئاتری در شهر یا استانتان فعال است، از آنها دعوت کنید تا در مسجد و محله شما اجرا داشته باشند. هم این که از آنها حمایت میکنید و هم این که آنها انگیزه پیدا میکنند و فعالتر و جدیتر میشوند. از سویی دیگر، خیلی از فعالیتهای مساجد شما باید با زبان هنری و ادبی ارائه شوند و از این ابزار برای خود تقویت و تعمیق فعالان مساجد استفاده کنید.
■ ثبت و ضبط تاریخ شفاهی مساجد و منطقه
خاطرات فعالان و شهدای مساجد خودتان را ثبت و ضبط و سپس منتشر کنید. درباره فعالیتهای مساجد یا فعالان مسجدی ـ که سابقه جبهه و جنگ یا مبارزات انقلابی دارند ـ مستند بسازید. الآن دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، بنیاد حفظ آثار و کنگره سرداران شهید، حوزه هنریها و برخی دیگر از مراکز فرهنگی ـ هنری در این زمینهها بسیار فعالند. برای نمونه چند تا از دوستان شما در همین سبزوار با آنها همکاری میکنند. الآن دو نفرند، ولی صد نفر هم باشند باز هم کم هستند و نمیتوانند فعالیتهای صورت گرفته برای منطقه را برای انقلاب و دفاع مقدس ثبت و ضبط کنند. از صداوسیمای استان یا مراکز فرهنگی و هنری مانند بنیاد شهید، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان ملی جوانان یا سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری بخواهید در این زمینه ورود کنند و از فعالیتهای شما و دیگر دوستان این حوزه حمایت کنند. انجام این نوع فعالیتها را از این سازمانها و مسئولان فرهنگی و مذهبی شهر خودتان مطالبه کنید.
■ معرفی شخصیتهای فرهنگی و انقلابی شهر
از سویی دیگر شخصیتهای فرهنگی، سیاسی و انقلابی شهر خودتان را معرفی کنید. چرا نباید جزوه، کتاب و نرمافزارهایی از اینان منتشر شده باشد؟! چرا نباید یک مستندی از زندگی اینان باشد که کل کشور اینان را بشناسند. پس ما میتوانیم کار بکنیم، کار زمین مانده هم زیاد است ولی کاهلیم. این کاهلی به همه ما، مسئولان شهر و منطقه، شاگردان و حتی خانواده ایشان برمیگردد. بر فرض مثال، اگر مسئولان تا الآن این کارها را نکردند و حتی الآن هم از این کار حمایت نکنند، مردم که حمایت میکنند. مردم هم به خاطر ارادتشان از این کار استقبال میکنند. این محصول را برای مردم تهیه کنید.
■ سیدقاسم یاحسینی؛ الگویی برای ثبت تاریخ شفاهی شهرستانیها
شما قطعاً اسم سیدقاسم یاحسینی را شنیدید یا کتابهای ایشان را خواندهاید یا دیدهاید؟ از نویسندگان ادبیات پایداری است. مواضع و گرایشات سیاسی ایشان را نمیدانم و فعلاً کاری به آن ندارم، ولی در عرصه تاریخ شفاهی دفاع مقدس زحمت کشیده است و بسیار فعال است. انتشارات سوره مهر حدود 10 جلد و انتشارات فاتحان هم حدود 5 جلد کتاب از ایشان در زمینه دفاع مقدس منتشر کرده است. اهل بوشهر است؛ یعنی شهرستانی است. تقریباً 50 ساله است و بالای یکصد جلد کتاب دارد که حدود شصت تایش درباره بوشهرشناسی است، ولی بقیه، غالباً در زمینه دفاع مقدس، انقلاب و تاریخ معاصر است. ایشان هر وقت تهران میآید، گویا با خودش دو سه تا کتاب برای چاپ میآورد. نویسندهای شهرستانی است ولی بسیار فعال است. پس صرف این که شما در شهرستانید و از امکانات کمتری برخوردارید، دلیل بر این نمیشود که فرصتهای خودتان و ظرفیتهای منطقه را قدر ندانید. ایشان در کتابهایش، خاطرات شفاهی خیلی از رزمندگان بوشهری و آبادانی و... را به جامعه معرفی کرده است. ای کاش هر استان و منطقهای یک سیدقاسم یاحسینی میداشت تا هم رزمندگان و شهدای غیر تهرانی و گمنام شناخته میشدند و هم این که ادبیات دفاع مقدس و انقلاب ما، این قدر تهرانیزده نمیشد. شما هم میتوانید کاری مشابه ایشان را در سطح شهر و منطقه خودتان پیگیری کنید و از این طریق، میتوانید در فضای فرهنگی منطقه و حتی کشور تأثیرگذار شوید و هم از سویی به نیروهای رزمنده و حزباللهی و زحمتکشیده منطقه خودتان و کل شهرستانیها انگیزه دهید. حتی در هنگام ثبت خاطرات و تاریخ شفاهی منطقه و گفتگو با فعالان منطقه، ضبط تصویری هم داشته باشید تا بعداً امکان استفادههای بیشتر هم باشد. به عنوان مثال، تا مواد خامی برای تهیه مستند هم باشد باشد. حتی میتوانید در صداوسیمای استان یا حتی کشور پخش کنید یا به صورت نرمافزار صوتی و تصویری، در سطح کشور توزیع کنید. پایگاه غالب این افراد و خانوادههایشان، مسجد و هئیت است و متأسفانه تا به حال، کمتر کسی با این نگاه سراغشان رفته است یا این که اصلاً مورد بیتوجهی و بیمهری کامل واقع شدهاند.
■ اساتید متعهد شهر خودتان را شناسایی کنید!
خودتان دست به کار شوید. کار فرهنگی چیزی نیست که از آسمان بیاید. منتظر نباشید استاد x یا y از تهران یا مشهد دعوت شود تا بیاید برای شما سخنرانی کند. آن کار جای خود، ولی ظرفیتها و فرصتهای منطقه خودتان را هم خوب شناسایی کنید و به کار بگیرید. نگذارید اینها به راحتی از دست بروند و خودشان را دست کم بگیرند یا این که بیانگیزه شوند. اگر قابلیت دارند و افرادی خودساخته و اهل فکرند، جلسات منظم برایشان بگیرید و حتی بحثهایشان را ضبط و مکتوب کنید، در مراحل اولیه به صورت جزوات و بعداً پس از ویرایش و اصلاحات و افزودنیهای لازم به صورت کتاب و کتابچههای 200ـ150 صفحهای و حتی بیشتر منتشر کنید. من همیشه به دوستان شهرستانی خودم گفتم و میگویم که بروید امثال حاج حیدر رحیمپور، حاج آقا روح یا نظافت یا استاد طاهرزاده شهر خودتان را پیدا کنید. استاد طاهرزاده اصفهان را میشناسید که تاکنون حدود 30 کتاب از ایشان منتشر شده است. ایشان در شهرستان و دور از تهران است، ولی آثار ایشان در سراسر کشور توزیع میشود و مورد استفاده همه مردم و به ویژه دانشجویان سراسر کشور قرار میگیرد: از دانشگاه زاهدان و کرمان گرفته تا مشهد و بابل و تبریز و اهواز. فعالیتهای گروه فرهنگی لبالمیزان ایشان هم یک الگو برای شهرستانیهاست. نمونه دیگرش، فعالیتهای کانون رهپویان وصال شیراز حاج آقای انجوینژاد است که این هم از جهانی هم یک الگو و تجربهای دیگر برای شهرستانیهاست. موسسه اشراق بابل زیرنظر حاج آقای مویدی یا نوع فعالیتهای حاج آقا نیکزاد در این شهر هم نمونهها و الگوهای دیگر هستند. شما هم قطعاً اساتید قابل استفاده و خوبی در منطقه خودتان دارید. حال ممکن است در شهر شما باشد یا در مشهد یا تهران یا جاهای دیگر باشد. حالا بعد از چند جلسه سخنرانی یا چند مدت ارتباط در مییابید که از ایشان در چه زمینههایی بهتر میتوانید استفاده کنید. آیا تا به حال شده است که آنها را دعوت کنید. شما باید ظرفیتها و اساتید متعهد و انقلابی و مذهبی شهر خودتان را خوب بشناسید و تا حد ممکن از آنها در زمینههای تخصصی خودتان استفاده کنید. پس لازم است اساتید و فضلای متعهد فعلی این منطقه را در قم، تهران و مشهد و... شناسایی کنید و بنا به ظرفیت و تخصصشان از آنها استفاده کنید وگرنه مجبورید با وضعیت فعلی بسازید و به آنها بسنده کنید. نادیده گرفتن همه پتانسیلها و غفلت از برخی فرصتهای منطقه اشتباه است.
■ ضرورت آشنایی با اساتید و آثار جبهه فرهنگی انقلاب
همانطوری که اشاره کردم اساتید متعهد شهر خودتان را شناسایی کنید! باید برنامههای شما در مساجد و دانشگاهها به سمت و سویی باشد که هر کسی با شما همکاری یا رفاقت میکند اساتید و آثار جبهه فرهنگی و فکری انقلاب را بشناسد، خوانده باشد و حداقل اینکه اسم این افراد و کتابها و مراکز به گوشش خورده باشد. مثلاً آثار و محصولات مهم مرتبط به امام خميني(ره)، رهبر معظم انقلاب، شهید بهشتي، شهید آويني، استاد محمدرضا حكيمي، دکتر رضا داوري، شعرای برجسته انقلاب مانند علي معلم دامغاني، مرحوم سيد حسن حسيني، مرحوم قيصر امين پور، مرحوم سلمان هراتی، علیرضا قزوه، محمدکاظم کاظمی، قادر طهماسبي و... اساتید و فعالان حوزوی چون حضرات آیات مصباح يزدي و جواديآملي، مرحوم استاد علي صفايي حائري، استاد میرباقری (رئیس دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم)، استاد سيد هادي خسروشاهي (فعال در حوزه جهان اسلام)، استاد رحيمپور ازغدي، حجتالاسلام رسول جعفريان (محقق تاریخ)، حجتالاسلام حميد پارسانيا و... نویسندگانی چون جلال آلاحمد، رحيم مخدومي، رضا اميرخاني، مرحوم دکتر محمد مددپور، علي موذني، یعقوب توکلی، سيد مهدي شجاعي، محمدرضا سرشار، هدايتالله بهبودي، شهريار زرشناس، استاد اصغر طاهرزاده در اصفهان، مرتضي سرهنگي و... همچنین اساتید متعهد دانشگاهها مانند دکتر مهدي گلشني، دکتر سعيد زيباكلام، دکتر حسين كچويان، دکتر ابراهیم فیاض، دکتر محمدصادق کوشکی و... و آثار دهها و صدها شخصیت دیگر این جبهه را بشناسد. موسسات فرهنگی و ناشرانی چون سوره مهر، ليله القدر، دفتر نشر معارف، بوستان كتاب، مركز اسناد انقلاب اسلامي، كتاب دانشجويي، كتاب صبح، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، روايت فتح، طرح فردا، سپيده باوران، موعود، نيستان، بقعه، مرکز نشر اسراء، مدرسه، صدرا، شاهد، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، كانون انديشه جوان، روايت فتح، موسسه آرمان مشهد، موعود عصر، موسسه شهيد شهبازي، موسسه جهادي(صهبا) و... را بشناسد و بداند در چه حوزههایی فعالند. نشریاتی مانند سوره، راه، نیستان، پنجره، پلاک هشت، یادماندگار، زمانه، امتداد، ادبیات داستانی، موعود، پگاه حوزه، معرفت، سلام بچهها، پوپک و دهها نشریه این جبهه را بشناسد و حداقل تورق زده باشد. با سایتهایی مثل پاتوق کتاب، باشگاه اندیشه، عدالتخواهی، جهان نیوز، رجانیوز، فارس، مهر، الف و... را هم ناآشنا نباشد.
■ برنامهریزی برای اشتغال و آینده زندگی فعالان مسجدی
نکته دیگر اینکه، غالب دوستان فعال ما در اینجا، در سن ازدواج یا سربازی هستند، ما برای اشتغال و ازدواج این فعالان مسجدی مرتبط چه برنامهای داریم؟ ما اگر قصد تأثیرگذاری ماندگار در فضای شهر و منطقه در آید باید برای آینده تک تک فعالان مسجدی مرتبط خودمان هم برنامهریزی داشته باشیم. هم جویای درس و بحث ایشان باشیم و هم جویای اشتغال به کار ایشان. اگر کسی در شرف ازدواج است و نیاز به کمک مالی دارد، کمک و حمایتش کنیم. الآن ما فعالان فرهنگی به فکر تأسیس یک صندوق قرضالحسنهای باشیم تا هر کسی که نیاز مالی پیدا کرد، بتوانیم حمایتش کنیم. برویم موسسه، شرکت، تعاونی یا NGO راه بیندازیم و نیروهای به درد بخور خودمان را در راستای فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی انقلاب هم مشغول به کار میکنیم و هم این که اینها با فراغت بال، وقتهای خودشان را در اختیار ما، مسجد و نیروهای جدید مسجدی میگذارند.
یکی از اشتباهات جدی فعالان مسجدی ما این است که بدون توجه و اهتمام به آینده نیروهایشان، میخواهند فعالیت ماندگار و موثر داشته باشند. این طوری نمیشود. باید باتجربههایمان، نیروهای جدید را راهنمایی و حمایت کنند، به آنها مشاوره بدهند تا در جای خودشان مشغول به فعالیت شوند. از سویی دیگر ارتباط خودشان را با آنها حفظ کنند تا حتی اگر در شهرها و محیطهای دیگری رفتند بتوانند فعالیتهای مشابه اینجا را در آن منطقه پیگیری کنند. اگر به دانشگاه، حوزه یا اداره رفتند در دانشگاه، حوزه یا ادارهای خودشان هم تأثیرگذار باشند. اگر در ادارهای مشغول به کار شدند، در آنجا هم تأثیرگذار باشند و یک کارمند با دغدغه و اهل کار باشند، نه اینکه فقط دغدغه داشته باشند، ولی نتوانند کاری بکنند.
لذا من پیشنهادم این است که هر کدام از شما دوستان، از همین الآن به فکر تأسیس تعاونی صندوق قرضالحسنه، ثبت موسسه و NGO باشید و از امکاناتی که به موسسات یا NGO ها صورت میگیرد، در راستای اهداف و برنامههایتان استفاده کنید. از سویی دیگر، بخشی از فعالیتهای خودمان را در قالب این نوع موسسات هم میتوانیم پیگیری کنیم. لذا اگر خدای ناکرده، هیئت امنای مسجد نظرشان تغییر کرد یا برخی از شخصیتهای شهری بر مسجد فشار آوردند و اجازه فعالیت به ما و برنامههایمان ندادند، دیگر نمیخواهد از صفر شروع کنیم و دنبال پایگاه و پاتوق باشیم.
■ مسجد پایگاه اصلی باشد، اما به فکر پاتوق مستقل هم باشید!
نظرم این است که پایگاه اصلیمان همان مساجد باشند. در کنار مساجد، میتوانیم این قالبها را هم داشته باشیم. مثلاً برخی از نیروهای باتجربه حزباللهی ما، هم یک موسسه فرهنگی دارند و هم این که در ادارهای دولتی، مشغول فعالیتند. اگر بتوانند آن فعالیتهایشان را از طریق ارگانهای دولتی پیگیری کنند، از آن طریق فعالیت میکنند. چون هم امکانات هست و هم گستره کارشان بیشتر میشود و اگر نشد، همان کارها را از طریق موسسه خودشان پیگیری میکنند. نمونهاش آقای احسان محمدحسنی است که موسسه فرهنگی عاشورا را تأسیس کرده است و الآن در معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس هم فعالیت میکند. فعالان فرهنگی دیگر هم همین طور. قطعی و یقینی بدانید که امثال این فعالان فرهنگی، اگر بر آنها فشار نبود و سیاستهای مسئولان فرهنگی کشور تغییر نمیکرد، آنها به سمت موسسه راهاندازی موسسه و NGO های فرهنگی نمیرفتند! چه کنیم که از این اتفاقات در فضای فرهنگی و سیاسی کشور زیاد میافتد. پس از این تجربه نیروهای حزباللهی و فرهنگی با سابقه و با تجربه، درس بگیریم. نوع کارهای آنها میتواند برای ما الگو باشد. نمونه دیگرش، دوستان ما در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی هستند که پیش از این در ماهنامه سوره فعالیت میکردند. مدیرمسئول نشریه (رئیس وقت حوزه هنری) بنا به دلایل متعددی از جمله فشار برخی مسئولان، روحیات محافظهکاری خودش و رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، عذر اعضای تحریریه را خواست و 18 نفر از فعالان تحریریه، رسماً از نشریه اخراج شدند. حدود یکی دو سال طول کشید که توانستند دوباره روی پا بایستند و این دفتر راه افتاد و نشریه راه منتشر شد. اما این یکی دو سال، خیلی از فرصتهایی که ایجاد شده بود، از دست رفت. مشابه این اتفاق بعداً برای دوستان و فعالان فرهنگی در انتشارات سوره مهر پیش آمد و این بار 28 نفر از کارکنان این انتشارات در اعتراض به مدیریت حوزه هنری و فساد مالی که داشت صورت میگرفت، در اقدامی اعتراضی، استعفا دادند و جلوی فساد مالی و حیف و میل بیتالمال را گرفتند و اینها هم بعد از حدود دو سال از دست دادن برخی از نیروهای خوبشان و تحمل سختیهای فراوان و از این اداره به آن اداره رفتن، اخیراً توانستند دوباره دور هم جمع شوند و موسسه عصر کتاب را راه بیندازند. این تجربه ای است که در این سه چهار سال اخیر پیش آمده است و پیش روی همه فعالان فرهنگی از جمله شماست. باید از این اتفاقات درس عبرت بگیرید و تجربیات فعالان فرهنگی را در شهرهای دیگر داشته باشید.
■ حمایت از فعالیتهای فرهنگی مثبت در منطقه
الآن حمایت از فعالیتهای فرهنگی و فعالان این عرصه باید مورد توجه شما باشد. برای مثال، یک فروشگاه کتاب خوب به عنوان پایگاه توزیع محصولات فرهنگی انقلاب اسلامی در شهرتان فعال است. شما فعالان مسجدی و نیروهای حزباللهی، اگر نتوانید از وی حمایت کنید و کتابهای خودتان را از آن مرکز نخرید، ممکن است فروشگاهش دچار مشکل شود و خدای ناکرده تعطیل شود یا تغییر ماهیت بدهد و مثل خیلی از کتابفروشیهای دیگر شهر شود و هر نوع کتاب و محصولی را توزیع کند. لذا اگر میخواهید مسابقه کتابخوانی برگزار کنید، سعی کنید کتابهایش را از فروشگاه ایشان تهیه کنید. ایشان هم قطعاً تخفیفات لازم را خواهند داد. نمونه دیگر، فعالیت دوستان تان در اتحادیه انجمن اسلامی دانشآموزان این شهر، مدارس، بسیج دانشجویی یا انجمن اسلامی آنجاست، لذا شما باید از سنگرهای خودتان در شهرستان و منطقه حمایت کنید. شما باید همین پایگاهها و سنگرهایی که داریم ، خوب حفظ کنیم و سپس درصد تأسیس و فتح سنگرهای دیگر باشیم. نه این که به بهانه فتح سنگرها و تأسیس پاتوقهای جدید، سنگرها یا پاتوقهای قدیمی ما، در اثر بی توجهیها، از دست برود.
در پایان تأکیدم، توجه به تقویت مبانی خودمان و خودسازی است. آقای قرائتی ـ که خدا حفظش کند ـ حرف مبنایی زیبایی زدند که روزی حداقل 15 دقیقه قرآن و تفسیر بخوانید. ما باید رابطهمان را با قرآن و متون اصلی دینمان بیشتر کنیم. کتابهای احادیث خوبی داریم که از آنها غافلیم. مثلاً حداقل یک دوره اصول کافی شیخ کلینی(ره) یا میزان الحکمه (انتشارات دارالحدیث) را بخوانیم. خلاصه این که باید همت کنیم. قدر این فضای معنوی دوستانه را بدانیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم الآن چشم امید خیلی از جهانیان و مردم، ما هستیم. پس قدر این فرصت خودتان را بدانیم و امانتی که در حال حاضر دست ماست صحیح و سالم به آیندگان برسانیم.
* گزیده این متن، در شماره ۲۰ دوره جدید (شماره پیاپی ۱۰۷) ماهنامه زمانه (وابسته به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) منتشر شده است.