هنر و ادبیات ابزارند نه هدف!

متأسفانه برخی از ما حزب‏اللهی‏ها و فعالین مساجد، از ظرفیت هنر و ادبیات و رسانه غافلیم یا این که در استفاده از آنها، افراط می‏کنیم. چون مواردی دیده‏ام که شخص معارف اسلامی حداقلی، کلیات اندیشه‏های امام و رهبری و تاریخ انقلاب را آشنا نیست، ولی غالب رمانهای نویسندگان غربی و ایرانی را خوانده است یا شب و روز چت‏بازی، وبلاگ‏بازی و وبلاگ‏گردی می‏کند، اما چه فایده! وقتی مبانی فکری محکم و استواری ندارد؟ من منکر خواندن رمان، شعر، داستان و فیلم نیستم، ولی هر کدام باید ضریب خاص خودشان را داشته باشند. دانستن کلیات اندیشه اسلامی، اندیشه امام و رهبری و تاریخ معاصر و انقلاب برای همه ضروری است و اگر کسی اینها را نداند، احتمال اشتباه و انحراف و غلتیدنش بسیار زیاد است، ولی داستان و رمان و فیلم چطور؟ پس به این نکته توجه کنیم. هنر و ادبیات و رسانه، وسیله و ابزارند. پس جای فرع و اصل را فراموش نکنیم. هنر و ادبیات و رسانه ابزاری برای بیان و گسترش معارف اسلامی و انقلاب اسلامی هستند نه رقیب آن معارف. لذا هر کتابی را هم نباید خواند. موضوعات مورد نیاز و ضروری گروه را تعیین کنید و در این موضوعات، از قالب‏های جذاب و مختلف استفاده کنید. در قالب‏های ارائه این موضوعات خلاق و مبتکر باشید و محدود نباشید. این یک تذکری بود که به نظرم ضروری است در ابتدای فعالیت، بحث استفاده از هنر و رسانه مطرح شود. این افراط و تفریط در همه زمینه‏های مختلف یک آفت است برای ما و فعالان فرهنگی و سیاسی و... کلاً نیروهای حزب‏اللهی. یک وقت آقای احمدی‏نژاد را می‏پرستند و الآن می‏خواهند سر به تن او نباشد. چرا؟ چون در دوره اول، اجازه نقد آقای احمدی‏نژاد یا دولتش را نمی‏دادند و الآن جلسات خودشان را با نقد ایشان و جریان انحرافی آغاز می‏کنند؟ چرا ما این طوری‏ایم؟ چرا دجار این وضعیت شدیم؟

 نمونه دیگرش، برخوردهای دوگانه با آقای حسن عباسی، رئیس مرکز دکترینال بدون مرز است. یک زمانی ایشان، در حد مغز متفکر جهان اسلام و هنری کسینجر جهان اسلام مطرح می‏شود و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی، صحبت می کند، ولی بعد از آن سخنرانی سال 1383 در مشهد، از سوی عده‏ای از همین نیروهای مذهبی، آدم بی‏سواد، شهرت‏طلب و جنجالی مطرح می‏شود که مدرک هم ندارد و... این انوع تفاقات افتاده است و هر روز هم به گونه‏ای دیگر و در حوزه‏ای دیگر تکرار می‏شود. پس مواظب این نوع افراط و تفریط ها باشیم و ضریب خاص را به هر یک از اساتید و موضوعات بدهیم. در استفاده از ظرفیت هنر و رسانه هم باید ظرفیت و ضریب این ابزار را بدانیم و ضریب لازم را در برنامه‏هایمان به آن بدهیم. استفاده از آنها ولی غرق نشدن و محو نشدن در آنها مدنظرمان باشد.

استفاده از ظرفیت هنر و ادبیات انقلاب

اما درباره ظرفیت‏های هنر و ادبیات انقلاب اسلامی. این ابزاری است که ما می‏توانیم از آن در راستای اهداف خودمان استفاده کنیم. از یک سو می‏توانیم هنر و رسانه را در خدمت اهداف فرهنگی و دینی خودمان بگیریم و از سویی دیگر، از ظرفیت‏های مسجد، کانون‏ها و تشکل‏های مذهبی و هیئت برای گسترش و تعمیق هنر و اندیشه انقلاب اسلامی استفاده کنیم. پس دو تا موضوع مطرح است: خدمت متقابل هنر و مسجد. الآن ما حرف‏های زیادی داریم که بیان هنری در قالب فیلم یا مستند، نقاشی یا سرود یا عکس می‏تواند آن را ماندگار و تأثیرگذار بکند. چه بسا اثرگذاری یک فیلم یا مستند خوب، از مطالعه صدها کتاب و دهها دوره آموزشی و معرفتی هم بیشتر باشد. لذا باید از این ظرفیت‏ها و فرصت‏های موجود استفاده کنیم. همین فیلم‏ها و سریال‏هایی که تلویزیون ما پخش کرده است مانند حضرت یوسف پیامبر(ع)، امام علی(ع) مریم مقدس(س)، مختارنامه و... ـ با همه انتقاداتی که به آنها وارد است ـ چقدر در بین مردم و جامعه و حتی جهان اسلام تأثیرگذار بوده است، یا دیگر فیلم‏های اجتماعی و سیاسی دیگر مانند آژانس شیشه‏ای، از کرخه تا راین، به رنگ خدا و....

برای نمونه عرض کنم، اگر کسی می‏خواهد درباره صادق هدایت، نویسنده معروف دوره معاصر، بداند و این که از چه کسانی و از کجا الگو گرفته، عوض این که دهها کتاب نقدی که محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)، احمد شاکری و شهریار زرشناس و دیگران نوشته‏اند، را بخواند بیاید فیلم «گفتگو با سایه» به کارگردانی خسرو سینایی را ببیند و آن را در مسجد یا دانشگاه خودش پخش کند. این فیلم سعی کرده است شخصیت و زندگی واقعی صادق هدایت را به تصویر بکشد. چون پَتِه خیلی از روشنفکران و نویسندگان غربزده را زده است، کمتر مورد توجه قرار گرفته است و اصلاً توزیع درستی نشد و حتی بایکوت شد. شما بیایید این نوع فیلم‏ها و فیلم‏های کارگردانهای مذهبی را در مساجد و دانشگاه‏های خودتان پخش کنید. محقق این فیلم‏نامه، هم آقای حبیب احمدزاده است که از نیروهای جبهه و جنگ و از نویسندگان خوب ادبیات پایداری است که کتابهایی چون «قصه‏های شهر جنگی» و رمان «شطرنج با ماشین قیامت» را نوشته است. یا حتی فیلم‏های ضعیف دیگری چون «ناسپاس» (درباره گاو بنی‏اسرائیل که به سفارش شبکه سحر، برای مخاطبان عمومی ساخته شده است) یا حتی فیلم حضرت ابراهیم(ع) به کارگردانی آقای محمدرضا ورزی. در دوره عدم دسترسی به فیلم‏های خوب، باید از ظرفیت این نوع فیلم‏ها استفاده کنیم. شما بیایید در پایگاه‏های مساجد، تشکل‏های مدارس یا حتی دانشگاه‏ها، به صورت برنامه‏ریزی شده، ده تا فیلم و ده تا مستند خوب را به نمایش بگذارید. ده تا نمایشگاه کاریکاتور و عکس و نقاشی خوب برگزار کیند. اگر احیاناً گروه سرود یا تئاتری در شهر یا استانتان فعال است، از آنها دعوت کنید تا در مسجد و محله شما اجرا داشته باشند. هم این که از آنها حمایت می‏کنید و هم این که آنها انگیزه پیدا می‏کنند و فعال‏تر و جدی‏تر می‏شوند. از سویی دیگر، خیلی از فعالیت‏های مساجد شما باید با زبان هنری و ادبی ارائه شوند و از این ابزار برای خود تقویت و تعمیق فعالان مساجد استفاده کنید.

ثبت و ضبط تاریخ شفاهی مساجد و منطقه

 خاطرات فعالان و شهدای مساجد خودتان را ثبت و ضبط و سپس منتشر کنید. درباره فعالیت‏های مساجد یا فعالان مسجدی ـ که سابقه جبهه و جنگ یا مبارزات انقلابی دارند ـ مستند بسازید. الآن دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، بنیاد حفظ آثار و کنگره سرداران شهید، حوزه هنری‏ها و برخی دیگر از مراکز فرهنگی ـ هنری در این زمینه‏ها بسیار فعالند. برای نمونه چند تا از دوستان شما در همین سبزوار با آنها همکاری می‏کنند. الآن دو نفرند، ولی صد نفر هم باشند باز هم کم هستند و نمی‏توانند فعالیت‏های صورت گرفته برای منطقه را برای انقلاب و دفاع مقدس ثبت و ضبط کنند. از صداوسیمای استان یا مراکز فرهنگی و هنری مانند بنیاد شهید، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان ملی جوانان یا سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری بخواهید در این زمینه ورود کنند و از فعالیت‏های شما و دیگر دوستان این حوزه حمایت کنند. انجام این نوع فعالیت‏ها را از این سازمان‏ها و مسئولان فرهنگی و مذهبی شهر خودتان مطالبه کنید.

معرفی شخصیت‏های فرهنگی و انقلابی شهر

از سویی دیگر شخصیت‏های فرهنگی، سیاسی و انقلابی شهر خودتان را معرفی کنید. چرا نباید جزوه، کتاب و نرم‏افزارهایی از اینان منتشر شده باشد؟! چرا نباید یک مستندی از زندگی اینان باشد که کل کشور اینان را بشناسند. پس ما می‏توانیم کار بکنیم، کار زمین مانده هم زیاد است ولی کاهلیم. این کاهلی به همه ما، مسئولان شهر و منطقه، شاگردان و حتی خانواده ایشان برمی‏گردد. بر فرض مثال، اگر مسئولان تا الآن این کارها را نکردند و حتی الآن هم از این کار حمایت نکنند، مردم که حمایت می‏کنند. مردم هم به خاطر ارادت‏شان از این کار استقبال می‏کنند. این محصول را برای مردم تهیه کنید.

سیدقاسم یاحسینی؛ الگویی برای ثبت تاریخ شفاهی شهرستانی‏ها

شما قطعاً اسم سیدقاسم یاحسینی را شنیدید یا کتاب‏های ایشان را خوانده‏اید یا دیده‏اید؟ از نویسندگان ادبیات پایداری است. مواضع و گرایشات سیاسی ایشان را نمی‏دانم و فعلاً کاری به آن ندارم، ولی در عرصه تاریخ شفاهی دفاع مقدس زحمت کشیده است و بسیار فعال است. انتشارات سوره مهر حدود 10 جلد و انتشارات فاتحان هم حدود 5 جلد کتاب از ایشان در زمینه دفاع مقدس منتشر کرده است. اهل بوشهر است؛ یعنی شهرستانی است. تقریباً 50 ساله است و بالای یکصد جلد کتاب دارد که حدود شصت‏ تایش درباره بوشهرشناسی است، ولی بقیه، غالباً در زمینه دفاع مقدس، انقلاب و تاریخ معاصر است. ایشان هر وقت تهران می‏آید، گویا با خودش دو سه تا کتاب برای چاپ می‏آورد. نویسنده‏ای شهرستانی است ولی بسیار فعال است. پس صرف این که شما در شهرستانید و از امکانات کمتری برخوردارید، دلیل بر این نمی‏شود که فرصت‏های خودتان و ظرفیت‏های منطقه را قدر ندانید. ایشان در کتابهایش، خاطرات شفاهی خیلی از رزمندگان بوشهری و آبادانی و... را به جامعه معرفی کرده است. ای کاش هر استان و منطقه‏ای یک سیدقاسم یاحسینی می‏داشت تا هم رزمندگان و شهدای غیر تهرانی و گمنام شناخته می‏شدند و هم این که ادبیات دفاع مقدس و انقلاب ما، این قدر تهرانی‏زده نمی‏شد. شما هم می‏توانید کاری مشابه ایشان را در سطح شهر و منطقه خودتان پیگیری کنید و از این طریق، می‏توانید در فضای فرهنگی منطقه و حتی کشور تأثیرگذار شوید و هم از سویی به نیروهای رزمنده و حزب‏اللهی و زحمت‏کشیده منطقه خودتان و کل شهرستانی‏ها انگیزه دهید. حتی در هنگام ثبت خاطرات و تاریخ شفاهی منطقه و گفتگو با فعالان منطقه، ضبط تصویری هم داشته باشید تا بعداً امکان استفاده‏های بیشتر هم باشد. به عنوان مثال، تا مواد خامی برای تهیه مستند هم باشد باشد. حتی می‏توانید در صداوسیمای استان یا حتی کشور پخش کنید یا به صورت نرم‏افزار صوتی و تصویری، در سطح کشور توزیع کنید. پایگاه غالب این افراد و خانواده‏هایشان، مسجد و هئیت است و متأسفانه تا به حال، کمتر کسی با این نگاه سراغشان رفته است یا این که اصلاً مورد بی‏توجهی و بی‏مهری کامل واقع شده‏اند.

اساتید متعهد شهر خودتان را شناسایی کنید!

 خودتان دست به کار شوید. کار فرهنگی چیزی نیست که از آسمان بیاید. منتظر نباشید استاد x یا y از تهران یا مشهد دعوت شود تا بیاید برای شما سخنرانی کند. آن کار جای خود، ولی ظرفیت‏ها و فرصت‏های منطقه خودتان را هم خوب شناسایی کنید و به کار بگیرید. نگذارید اینها به راحتی از دست بروند و خودشان را دست کم بگیرند یا این که بی‏انگیزه شوند. اگر قابلیت دارند و افرادی خودساخته‏ و اهل فکرند، جلسات منظم برایشان بگیرید و حتی بحث‏های‏شان را ضبط و مکتوب کنید، در مراحل اولیه به صورت جزوات و بعداً پس از ویرایش و اصلاحات و افزودنی‏های لازم به صورت کتاب و کتابچه‏های 200ـ150 صفحه‎ای و حتی بیشتر منتشر کنید. من همیشه به دوستان شهرستانی خودم گفتم و می‏گویم که بروید امثال حاج حیدر رحیم‏پور، حاج آقا روح یا نظافت یا استاد طاهرزاده شهر خودتان را پیدا کنید. استاد طاهرزاده اصفهان را می‏شناسید که تاکنون حدود 30 کتاب از ایشان منتشر شده است. ایشان در شهرستان و دور از تهران است، ولی آثار ایشان در سراسر کشور توزیع می‏شود و مورد استفاده همه مردم و به ویژه دانشجویان سراسر کشور قرار می‏گیرد: از دانشگاه زاهدان و کرمان گرفته تا مشهد و بابل و تبریز و اهواز. فعالیت‏های گروه فرهنگی لب‏المیزان ایشان هم یک الگو برای شهرستانی‏هاست. نمونه دیگرش، فعالیت‏های کانون رهپویان وصال شیراز حاج آقای انجوی‏نژاد است که این هم از جهانی هم یک الگو و تجربه‏ای دیگر برای شهرستانی‏هاست. موسسه اشراق بابل زیرنظر حاج آقای مویدی یا نوع فعالیت‏های حاج آقا نیکزاد در این شهر هم نمونه‏ها و الگوهای دیگر هستند. شما هم قطعاً اساتید قابل استفاده و خوبی در منطقه خودتان دارید. حال ممکن است در شهر شما باشد یا در مشهد یا تهران یا جاهای دیگر باشد. حالا بعد از چند جلسه سخنرانی یا چند مدت ارتباط در می‏یابید که از ایشان در چه زمینه‏هایی بهتر می‏توانید استفاده کنید. آیا تا به حال شده است که آنها را دعوت کنید. شما باید ظرفیت‏ها و اساتید متعهد و انقلابی و مذهبی شهر خودتان را خوب بشناسید و تا حد ممکن از آنها در زمینه‏های تخصصی خودتان استفاده کنید. پس لازم است اساتید و فضلای متعهد فعلی این منطقه را در قم، تهران و مشهد و... شناسایی  کنید و بنا به ظرفیت و تخصص‏شان از آنها استفاده کنید وگرنه مجبورید با وضعیت فعلی بسازید و به آنها بسنده کنید. نادیده گرفتن همه پتانسیل‏ها و غفلت از برخی فرصت‏های منطقه اشتباه است.

ضرورت آشنایی با اساتید و آثار جبهه فرهنگی انقلاب

همانطوری که اشاره کردم اساتید متعهد شهر خودتان را شناسایی کنید! باید برنامه‏های شما در مساجد و دانشگاه‏ها به سمت و سویی باشد که هر کسی با شما همکاری یا رفاقت می‏کند اساتید و آثار جبهه فرهنگی و فکری انقلاب را بشناسد، خوانده باشد و حداقل اینکه اسم این افراد و کتابها و مراکز به گوشش خورده باشد. مثلاً آثار و محصولات مهم مرتبط به امام خميني(ره)، رهبر معظم انقلاب، شهید بهشتي، شهید آويني، استاد محمدرضا حكيمي، دکتر رضا داوري، شعرای برجسته انقلاب مانند علي معلم دامغاني، مرحوم سيد حسن حسيني، مرحوم قيصر امين پور، مرحوم سلمان هراتی، علیرضا قزوه، محمدکاظم کاظمی، قادر طهماسبي و... اساتید و فعالان حوزوی چون حضرات آیات‏ مصباح يزدي و جوادي‌آملي، مرحوم استاد علي صفايي حائري، استاد میرباقری (رئیس دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم)، استاد سيد هادي خسروشاهي (فعال در حوزه جهان اسلام)، استاد رحيم‌پور ازغدي، حجت‏الاسلام رسول جعفريان (محقق تاریخ)، حجت‏الاسلام حميد پارسانيا و... نویسندگانی چون جلال آل‌احمد، رحيم مخدومي، رضا اميرخاني، مرحوم دکتر محمد مددپور، علي موذني، یعقوب توکلی، سيد مهدي شجاعي، محمدرضا سرشار، هدايت‌الله بهبودي، شهريار زرشناس، استاد اصغر طاهرزاده در اصفهان، مرتضي سرهنگي و... همچنین اساتید متعهد دانشگاهها مانند دکتر مهدي گلشني، دکتر سعيد زيباكلام، دکتر حسين كچويان، دکتر ابراهیم فیاض، دکتر محمدصادق کوشکی و... و آثار دهها و صدها شخصیت دیگر این جبهه را بشناسد. موسسات فرهنگی و ناشرانی چون سوره مهر، ليله القدر، دفتر نشر معارف، بوستان كتاب، مركز اسناد انقلاب اسلامي، كتاب دانشجويي، كتاب صبح، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، روايت فتح، طرح فردا، سپيده باوران، موعود، نيستان، بقعه، مرکز نشر اسراء، مدرسه، صدرا، شاهد، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، كانون انديشه جوان، روايت فتح، موسسه آرمان مشهد، موعود عصر، موسسه شهيد شهبازي، موسسه جهادي(صهبا) و... را بشناسد و بداند در چه حوزه‏هایی فعالند. نشریاتی مانند سوره، راه، نیستان، پنجره، پلاک هشت، یادماندگار، زمانه، امتداد، ادبیات داستانی، موعود، پگاه حوزه، معرفت، سلام بچه‏ها، پوپک و دهها نشریه این جبهه را بشناسد و حداقل تورق زده باشد. با سایت‏هایی مثل پاتوق کتاب، باشگاه اندیشه، عدالتخواهی، جهان نیوز، رجانیوز، فارس، مهر، الف و... را هم ناآشنا نباشد.

برنامه‏ریزی برای اشتغال و آینده زندگی فعالان مسجدی

نکته دیگر اینکه، غالب دوستان فعال ما در اینجا، در سن ازدواج یا سربازی هستند، ما برای اشتغال و ازدواج این فعالان مسجدی مرتبط چه برنامه‏ای داریم؟ ما اگر قصد تأثیرگذاری ماندگار در فضای شهر و منطقه در آید باید برای آینده تک تک فعالان مسجدی مرتبط خودمان هم برنامه‏ریزی داشته باشیم. هم جویای درس و بحث ایشان باشیم و هم جویای اشتغال به کار ایشان. اگر کسی در شرف ازدواج است و نیاز به کمک مالی دارد، کمک و حمایتش کنیم. الآن ما فعالان فرهنگی به فکر تأسیس یک صندوق قرض‏الحسنه‏ای باشیم تا هر کسی که نیاز مالی پیدا کرد، بتوانیم حمایتش کنیم. برویم موسسه، شرکت، تعاونی یا NGO راه بیندازیم و نیروهای به درد بخور خودمان را در راستای فعالیت‏های فرهنگی و اجتماعی انقلاب هم مشغول به کار می‏کنیم و هم این که اینها با فراغت بال، وقت‏های خودشان را در اختیار ما، مسجد و نیروهای جدید مسجدی می‏گذارند.

 یکی از اشتباهات جدی فعالان مسجدی ما این است که بدون توجه و اهتمام به آینده نیروهایشان، می‏خواهند فعالیت ماندگار و موثر داشته باشند. این طوری نمی‏شود. باید باتجربه‏هایمان، نیروهای جدید را راهنمایی و حمایت کنند، به آنها مشاوره بدهند تا در جای خودشان مشغول به فعالیت شوند. از سویی دیگر ارتباط خودشان را با آنها حفظ کنند تا حتی اگر در شهرها و محیط‏های دیگری رفتند بتوانند فعالیت‏های مشابه اینجا را در آن منطقه پیگیری کنند. اگر به دانشگاه، حوزه یا اداره‏ رفتند در دانشگاه، حوزه یا اداره‏ای خودشان هم تأثیرگذار باشند. اگر در اداره‏ای مشغول به کار شدند، در آنجا هم تأثیرگذار باشند و یک کارمند با دغدغه و اهل کار باشند، نه اینکه فقط دغدغه داشته باشند، ولی نتوانند کاری بکنند.

لذا من پیشنهادم این است که هر کدام از شما دوستان، از همین الآن به فکر تأسیس تعاونی صندوق قرض‏الحسنه، ثبت موسسه و NGO باشید و از امکاناتی که به موسسات یا NGO ها صورت می‏گیرد، در راستای اهداف و برنامه‏هایتان استفاده کنید. از سویی دیگر، بخشی از فعالیت‏های خودمان را در قالب این نوع موسسات هم می‏توانیم پیگیری کنیم. لذا اگر خدای ناکرده، هیئت امنای مسجد نظرشان تغییر کرد یا برخی از شخصیت‏های شهری بر مسجد فشار آوردند و اجازه فعالیت به ما و برنامه‏هایمان ندادند، دیگر نمی‏خواهد از صفر شروع کنیم و دنبال پایگاه و پاتوق باشیم.

مسجد پایگاه اصلی باشد، اما به فکر پاتوق مستقل هم باشید!

نظرم این است که پایگاه اصلی‏مان همان مساجد باشند. در کنار مساجد، می‏توانیم این قالب‏ها را هم داشته باشیم. مثلاً برخی از نیروهای باتجربه حزب‏اللهی ما، هم یک موسسه فرهنگی دارند و هم این که در اداره‏ای دولتی، مشغول فعالیتند. اگر بتوانند آن فعالیت‏هایشان را از طریق ارگان‏های دولتی پیگیری کنند، از آن طریق فعالیت می‏کنند. چون هم امکانات هست و هم گستره کارشان بیشتر می‏شود و اگر نشد، همان کارها را از طریق موسسه خودشان پیگیری می‏کنند. نمونه‏اش آقای احسان محمدحسنی است که موسسه فرهنگی عاشورا را تأسیس کرده است و الآن در معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و ارزش‏های دفاع مقدس هم فعالیت می‏کند. فعالان فرهنگی دیگر هم همین طور. قطعی و یقینی بدانید که امثال این فعالان فرهنگی، اگر بر آنها فشار نبود و سیاست‏های مسئولان فرهنگی کشور تغییر نمی‏کرد، آنها به سمت موسسه راه‏اندازی موسسه و NGO های فرهنگی نمی‏رفتند! چه کنیم که از این اتفاقات در فضای فرهنگی و سیاسی کشور زیاد می‏افتد. پس از این تجربه نیروهای حزب‏اللهی و فرهنگی با سابقه و با تجربه، درس بگیریم. نوع کارهای آنها می‏تواند برای ما الگو باشد. نمونه دیگرش، دوستان ما در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی هستند که پیش از این در ماهنامه سوره فعالیت می‏کردند. مدیرمسئول نشریه (رئیس وقت حوزه هنری) بنا به دلایل متعددی از جمله فشار برخی مسئولان، روحیات محافظه‏کاری خودش و رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، عذر اعضای تحریریه را خواست و 18 نفر از فعالان تحریریه، رسماً از نشریه اخراج شدند. حدود یکی دو سال طول کشید که توانستند دوباره روی پا بایستند و این دفتر راه افتاد و نشریه راه منتشر شد. اما این یکی دو سال، خیلی از فرصت‏هایی  که ایجاد شده بود، از دست رفت. مشابه این اتفاق بعداً برای دوستان و فعالان فرهنگی در انتشارات سوره مهر پیش آمد و این بار 28 نفر از کارکنان این انتشارات در اعتراض به مدیریت حوزه هنری و فساد مالی که داشت صورت می‏گرفت، در اقدامی اعتراضی، استعفا دادند و جلوی فساد مالی و حیف و میل بیت‏المال را گرفتند و اینها هم بعد از حدود دو سال از دست دادن برخی از نیروهای خوبشان و تحمل سختی‏های فراوان و از این اداره به آن اداره رفتن، اخیراً توانستند دوباره دور هم جمع شوند و موسسه عصر کتاب را راه بیندازند. این تجربه ای است که در این سه چهار سال اخیر پیش آمده است و پیش روی همه فعالان فرهنگی از جمله شماست. باید از این اتفاقات درس عبرت بگیرید و تجربیات فعالان فرهنگی را در شهرهای دیگر داشته باشید.

حمایت از فعالیت‏های فرهنگی مثبت در منطقه

الآن حمایت از فعالیت‏های فرهنگی و فعالان این عرصه باید مورد توجه شما باشد. برای مثال، یک فروشگاه کتاب خوب به عنوان پایگاه توزیع محصولات فرهنگی انقلاب اسلامی در شهرتان فعال است. شما فعالان مسجدی و نیروهای حزب‏اللهی، اگر نتوانید از وی حمایت کنید و کتابهای خودتان را از آن مرکز نخرید، ممکن است فروشگاهش دچار مشکل شود و خدای ناکرده تعطیل شود یا تغییر ماهیت بدهد و مثل خیلی از کتاب‏فروشی‏های دیگر شهر شود و هر نوع کتاب و محصولی را توزیع کند. لذا اگر می‏خواهید مسابقه کتاب‏خوانی برگزار کنید، سعی کنید کتاب‏هایش را از فروشگاه ایشان تهیه کنید. ایشان هم قطعاً تخفیفات لازم را خواهند داد. نمونه دیگر، فعالیت دوستان تان در اتحادیه انجمن اسلامی دانش‏آموزان این شهر، مدارس، بسیج دانشجویی یا انجمن اسلامی آنجاست، لذا شما باید از سنگرهای خودتان در شهرستان و منطقه حمایت کنید. شما باید همین پایگاه‏ها و سنگرهایی که داریم ، خوب حفظ کنیم و سپس درصد تأسیس و فتح سنگرهای دیگر باشیم. نه این که به بهانه فتح سنگرها و تأسیس پاتوق‎های جدید، سنگرها یا پاتوق‏های قدیمی ما، در اثر بی توجهی‏ها، از دست برود.

در پایان تأکیدم، توجه به تقویت مبانی خودمان و خودسازی است. آقای قرائتی ـ که خدا حفظش کند ـ حرف مبنایی زیبایی زدند که روزی حداقل 15 دقیقه قرآن و تفسیر بخوانید. ما باید رابطه‎مان را با قرآن و متون اصلی دین‏مان بیشتر کنیم. کتابهای احادیث خوبی داریم که از آنها غافلیم. مثلاً حداقل یک دوره اصول کافی شیخ کلینی(ره) یا میزان الحکمه (انتشارات دارالحدیث) را بخوانیم. خلاصه این که باید همت کنیم. قدر این فضای معنوی دوستانه را بدانیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم الآن چشم امید خیلی از جهانیان و مردم، ما هستیم. پس قدر این فرصت خودتان را بدانیم و امانتی که در حال حاضر دست ماست صحیح و سالم به آیندگان برسانیم.

* گزیده این متن، در شماره ۲۰ دوره جدید (شماره پیاپی ۱۰۷) ماهنامه زمانه (وابسته به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) منتشر شده است.