در عرصه کارشناسی سرمایهگذاری نکردیم؛ فرصتهای غرب آفریقا در گفتگو با حجتالاسلام حکیم الهی
اشاره: حجتالاسلاموالمسلمین مجید حکیم الهی، هماکنون معاونت بینالملل جامعه المصطفی(ص) العالمیه است. وی سابقه طولانی فعالیت در غرب آفریقا دارد و دانشگاه اسلامی غنا را تأسیس کرده است که سالها در کشورهای غرب آفریقا، حضور فعال و پر ثمری داشته است. وی در این گفتگو از فرصتها و بایسته های ما در این منطقه سخن میگوید. گفتگوی کوتاه ما با وی در زیر میآید:
* با توجه به حضور طولانی و مؤثری که در غرب آفریقا داشتید، در ابتدا تحلیلی از وضعیت فرهنگی، اجتماعی، دینی و… منطقه ارائه نمایید تا مخاطبان این منطقه را بهتر بشناسند؟
خیلی تشکر میکنم از شما که وقتی را برای آفریقا در اختیار ما قرار دادید و به آفریقا پرداختید. از این امر خوشحال شدم. امید دارم که بخشهای دیگر هم به همین سمت و سو بروند و یک نگرش جدیدی نسبت به منطقه آفریقا پیدا بکنند.
باید عرض بکنم که آفریقا واقعاً مظلوم است و مظلومیتش همین است که شناختهشده نیست و در اکثر کشورها، مردم دنیا وقتی که اسم آفریقا را میشنوند، یک انسانهای گرسنه و شکمهای برآمده یا مردمی از تمدن و فرهنگ و از پیشرفتهای بشری و تکنولوژیهای جدید به دور هستند به ذهنشان میآید. در صورتیکه وضع اینچنین نیست. علت اینکه در این قاره، جنگهای خانمانسوز زیادی وجود دارد، این است که در این جنگها، قدرتهای استعماری از منابع مادی خودشان میخواهند بهره ببرد. قدرتهای استعمارگر سعی بر این داشتند که آفریقا را آن طور که خودشان میخواهند، معرفی کنند و از طرفي سعی میکنند که دولتها را با مردم و مردمی را با خودشان و قومیتها را با هم دیگر در این قاره به جان هم بیندازند تا افراد و نگاههای کمتری به طرف آفریقا برود تا بتوانند به چپاول خودشان ادامه بدهند.
شما میدانید جنگ آینده ما، جنگ آب است نه جنگ نفت. و قارهای که بیشترین آب را در اختیار دارد. قاره آفریقا است. جنگ آینده ما، جنگ زمین است برای کشاورزی و تنها جایی که میتواند تأمینکننده نیاز غذایی مردم باشد، قارة آفریقا و آمریکای لاتین است. لذا اگر در این دهه اخیر یا شاید دو دهه اخیر، نگاهی به رویکرد کشورها به آفریقا بکنیم میبینیم که رویکرد کشورها به آفریقا کلاً عوض شده است.
از طرفي بیش از پنجاه درصد مردم این قاره، مسلمان هستند. با بررسی ابتدایی وضعیت مسلمانان در غرب آفریقا و همچنین شرق این قاره، اسلام شان خیلی به اسلام شیعی ما نزدیک است. یعنی هم بحث زیارت قبور دارند، هم توسل، اسم بچههای دوقلویشان حتماً حسن و حسین میگذارند. اسم فاطمه در بین دختران در آنجا شایع و رایج است. این از مواردی است که برای حوزه ها، برخي مسئولان و مخاطبان ما ناشناخته است. لذا وظیفه امروز ما و مسئولان ما این است كه براي قاره آفریقا، بیشتر برنامهریزی و فعالانه تر عمل کنند.
* در سوابق جنابعالی، راهاندازی دانشگاه اسلامی غنا وجود دارد. آیا چنین کاری قابلیت تکثیر وتعمیم در کشورهای دیگر منطقه هست؟ آیا موانعی بر سر راه تأسیس این مرکز آکادمیک داشتهاید؟
ما در کشور غرب آفریقا، حوزههای علمیه برای تربیت عالمان دین داشتهایم و هنوزهم داریم و انشاءالله استمرار پیدا خواهد کرد، ولی برای اینکه بخواهیم در مجامع علمی و آکادمیک آموزش عالی حضور پیدا کنیم، نیاز به طرحهای جدیدی داشتیم که بتوانیم افرادی را آموزش بدهیم که اینها بتوانند در سطح دانشگاهها تدریس بکنند و به عنوان استاد دانشگاه پذیرفته بشوند. به دنبال این نیاز، ما بر آن شدیم که دانشگاه اسلامی غنا را راهاندازی کنیم. وقتی این دانشگاه راهاندازی شد دانشگاهی که الآن کل منطقه را پوشش میدهد؛ یعنی دانشجویان دانشگاه از کشورهای همجوار و حتی از کشورهای شرق آفریقا، هستند و به لطف الهی، یکی از بهترین دانشگاههای خصوصی آن کشور هست و امروز، برخی از مسئولین سیاسی و مدیران ارشد آن کشور، فرزندان خودشان را برای ادامه تحصیل به این دانشگاه میفرستند و فرزندان بسیاری از آنها در این دانشگاه دارند تحصیل میکنند. دانشگاه اسلامی الگوی خوبی در کشور غنا و کشورهای غرب آفریقا است و این الگو هم باید گسترش پیدا کند و تکثیر شود. لذا در کشورهای دیگر هم به دنبال این هستیم که دانشگاههای متناسب با نیاز جوامع تأسیس بکنیم و پاسخی مثبت به نیاز جوامع دینی و اسلامی منطقه داده باشیم.
* آیا اساتید دانشگاه بومیاند یا ایرانی؟
برخی اساتید بومی هستند. از ایران هم هستند.
* اینکه آنها میدانستند که مؤسس و رئیس این دانشگاه، یک فرد ایرانی و شیعه هست. از لحاظ امنیتی و حکومتی مشکلی برای شما و دانشگاه ایجاد نکردند؟
همه میدانند که دانشگاه شیعی و يك دانشگاه ایرانی است. اصلاً میدانند که این دانشگاه توسط ایرانیان و شیعیان تأسیس شده است. بنده هم که به عنوان مؤسس دانشگاه و رئیس دانشگاه بودم، یک طلبه هستم و با ذی طلبگی در آنجا حاضر میشدم. نمازی که آنجا میخواندیم، بر مبنای مذهب شیعه است و در ایام حضورم، خودم امام جماعت آنجا بودم. خودم امام جمعه دانشگاه بودم. مناسبتهای مذهبی و دینی شیعه را ما آنجا برگزار میکردیم. ده شب برای محرم مراسم داشتیم. از همه جا هم دعوت میکردیم و آنها بنا به فراخور شرکت میکردند. حتی ما دانشجویان غیرمسلمان هستیم. وقتی از آنها میپرسیم که چطوری شما به این دانشگاه میآیید با اینکه دانشگاه اسلامی است؟ میگفتند به خاطر اینکه در این دانشگاه، مسائل اخلاقی رعایت میشود خصوصاً پدران دختران، میگفتند ما با خیال آسوده و آسودگی خاطر، دخترانمان را به اینجا میفرستیم.
* امثال شبکه رادیویی مثل رادیوی هوسایی که سازمان صداوسیمای کشورمان دارد، توانسته تأثیرگذار باشد؟
یقیناً رادیو هوسا تأثیرگذار است. البته بیشتر تودههای مردم گوش میکنند. اما کسانی که تصمیمگیر هستند که بیشتر به تلویزیونها و رسانههای خبری معروف گوش میدهند. ایران اخیراً رسانهای به اسم پرس تی وی(Press TV) راه انداخته که اگر بتواند قلمروی بیشتری را تحت پوشش قرار دهد، موفقتر خواهد بود، ولی در عین حال به همین امکانات و سرمایهگذاریهایی که شده است، خیلی خوب عمل کرده است و با بعضی از مسئولین که نشست داشتم گفتند که ما همیشه کانال تلویزیونمان روی پرس تی وی تنظیم شده است. خوب اگر پرس تی وی بتواند خوب رفتار کند و اخبار را به موقع انعکاس بدهد، یقیناً میتواند افراد بیشتری را جذب بکند. اما با این حال ما نیازمند تقویت و گسترش این شبکهها و رسانهها هستیم و باید کاربرد رسانهها را دست کم نگیریم و از ظرفیتهای آن غافل نباشیم. این امر نیازمند برنامهریزی و سرمایهگذاری و حمایت است.
* با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به دین در عرصه بینالمللی و گرایش به شیعه و اسلام ناب، یک سری مراکز اسلامشناسی و شیعهشناسی در کشورهای مختلف اروپایی و غرب راه افتاده است و آنها شعباتی در برخی کشورهای اسلامی از جمله در آفریقا دارند و تحقیقاتی را انجام میدهند. راهاندازی چنین مراکزی از سوی غربیها را باید به فال نیک گرفت یا اینکه نسبت به نتایج تحقیقات آنها باید بدبین و مشکوک بود؟
اگر ما بتوانیم خوراک خوبی را برای اینها تهیه کنیم، باید این فعالیتها را به فال نیک گرفت و کار خوبی است. باز هم خوب است که آنها این گونه با حقیقت تشیع آشنا میشوند. چون تاکنون تمام مستشرقین، منابع مطالعاتیشان منابع اهل سنت بود. خوب اگر با شیعه آشنا شوند و به یک سری منابع شیعی دست پیدا کنند، یقیناً خیلی خوب است. البته ممکن است یک فکر استعماری هم پشت اینها باشد که بتوانند خوب شیعه را بشناسند و راههای نفوذ در تشیع و ضربه زدن به آن را فرا بگیرند ولی در عین حال، خوب است که بتوانند با حوزه فکری تشیع آشنا شوند و ما باید کمک بکنیم. یعنی واقعاً باید کمک بکنیم و بگذاریم و روی آن خط صحیح قرار بگیرند و اندیشههای شیعی را به آنها معرفی بکنیم.
* شما چه پیشنهاداتی را در این حوزه و منطقه، برای حوزههای علمیه، مراکز علمی و تحقیقاتی و رسانهها دارید؟
مشکل اول و اساسی ما این است که ما همیشه دایره فعالیت خود را محدود کردیم به آنجایی که چشممان میبیند و خارج از محدوده خودمان فعالیت نکردیم. لذا پیشنهاد من این است به اصحاب قلم و رسانهها و حوزههای علمیه و مراکز علمی و دانشگاهی و حتی خیرین و انجمنهای خیریه این است که بیش از مقداری که چشمشان میبیند، ببیند. دیدشان را وسیعتر کنند. به قول امیرالمؤمنین(علیهالسلام) آخر خط را ببیند. دید تیزبینی داشته باشند. این پیشنهاد اول ما است که انشاءالله عملی میشود.
پیشنهاد دوم این است که ما متأسفانه در عرصه کارشناسی و نیازسنجی، سرمایهگذاری نکردیم. الآن حوزه علمیه، طلبه تربیت میکند، ولی برای چی طلبه تربیت میکند؟ برای کجا و بر چه اساسی؟ برای رفع چه نیازی طلبه تربیت میکند. آیا بر اساس نیازهای جوامع است هدف و کشورهای مخاطب، طلبه تربیت میکند؟ آیا آموزشهای ما براساس این نیازها طراحی شده است؟ آیا به تعداد نیازها، ما داریم طلبه تربیت میکنیم؟ و چه مقداری نیاز است؟ آیا تا به حال رفتیم ببینیم در کشورهای اروپایی چه مقدار مبلغ میخواهیم؟ در کشورهای آسیایی، افریقایی و عربی و مناطق مختلف آسیا مبلغ نیاز داریم؟ آیا آموزشهای ما متناسب با شرایط و نیازهای آن مناطق هست؟ آیا تا به حال نیازهای علمی و به روز جامعه را شناسایی کردهایم که بر اساس آن نیازها، آموزشهای خودمان را ارائه بدهیم؟ و هزاران آیای دیگر؟ خلاصه اینکه، ما باید به کار کارشناسی، اهمیت بدهیم و بر اساس کارشناسی دقیق، عمیق و همهجانبه، برنامههای آموزشی و فعالیتهای خودمان را سامان بدهیم.
نکته سوم، ترسیم چشمانداز و همچنین استراتژی و تدوین برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت است. به هر جهت حوزه علمیه ما به کجا میخواهد برسد؟ و امروز کجا هست؟ و در آینده چگونه میخواهد کار کند؟ اینکه ما به روز تصمیم بگیریم، دردی را دوا نمیکند. ما باید از امروز برای پنج سال آینده، ده سال آینده، بیست سال آینده، تصمیمگیری و برنامهریزی کنیم و نیازهای ده بیست سال آینده، را پیشبینی کنیم و پاسخی را برای آن نیازها، آماده کنیم. البته من در حدی نیستم که توصیهای داشته باشم ولی بخش خیرین ما، آنهایی که دلسوز مکتب اهل بیت (علیهمالسلام) هستند، در کمکهای خود، اولویتها را در نظر بگیرند و یک بخشی از این کمکها را بگذارند برای نیازهای شیعیان کشورهای دیگری که نیاز بیشتری دارند و آنها در ابتدای کار هستند. اجازه بدهند که آنجا هم بذر تشیع، کاشته شود و فکر و اندیشه تشیع و اسلام اصیل گسترش یابد و ثبات و بادوام شود.
* در خصوص مراکز علمی و تحقیقاتی، ما مراکز برای مطالعات و تحقیقات درباره آفریقا داریم مانند مرکز مطالعات آفریقا در دانشگاه تربیت مدرس یا گروه مطالعات آفریقا در سازمان فرهنگ و ارتباطات، مؤسسه اندیشهسازان نور و... اما عدهای معتقد بودند که در سیاستگذاری و فعالیتهای دیپلماسی و برنامهریزی، توجهی به آنها نمیشود. فکر میکنید علت این بیتوجهی یا کم توجهی به مراکز مطالعاتی چیست؟
دلایل متعددی دارد. یک بخش را قبلاً عرض کردم که ما باید به کار کارشناسی اهمیت بدهیم. شاید بخشی دیگر به خاطر آن است که کارشناسیشان، کارشناسی جامع و دقیق نیست. یک نکته را عرض کنم که برخی مراکز تحقیقاتی و پژوهشی درباره آفریقا وجود دارد، تحقیقات و کارهای خوبی انجام دادهاند اما دو علت مهم هست که از آنها استفاده نمیشود.
علت اولش این است که ما درونگرا هستیم. انسان وقتی از چیزی استفاده میکند که احساس نیاز به آن بکند. اگر احساس نیاز به آن نکرد، از آن استفاده نمیکند. من کی آب میخورم؟ وقتی احساس نیاز به آب پیدا کنم. کی دست به قلم میبرم؟ وقتی که احساس نیاز کنم. چرا کامپیوتر میخرم و دیگر آن ماشینهای تایپ قدیمی را نمیخرم؟ چون نیاز به آن ندارم و نیاز به این دارم. تا حوزههای دینی و فکری ما، دانشگاه، ارگانها و سازمانها و حتی خیرین ما احساس نیاز نکنند که باید به گستره وسیعتری فکر بکنند، یقیناً به سمت مراکز پژوهشی نخواهند رفت. این یک. اما آن مراکز پژوهشی دوتا وظیفه دارند: وظیفه اولشان، ایجاد نیاز و ایجاد احساس نیاز در این ادارات و ارگانها و نهادها ست. حال راهکارش چیست؟ بحث مفصل و مجزایی را میطلبد. یعنی بگونهای عمل کنند که در حوزههای دینی و فکری، شاید احساس نیاز به آن ایجاد شود. مثل موقعی که مردم اصلاً نوشابه یا چیپس نمیخوردند، ولی این نیازها را در مردم ایجاد کردند و الآن مردم علاقهمند به نوشیدن و خوردن آنها هستند.
نکته دوم، اینکه مباحث در این مراکز، بیشتر، تئوریک نباشد. بیایند یکسری مباحث کاربردی را مطرح کنند و ضمن ارائه تحلیل، نسبت به جریانات وجود، پیشنهاد عملی ارائه بدهند که در حوزه دین، اگر ما میخواهیم موفق باشیم با این چالش مواجه هستیم. پنج سال دیگر این چالشها پیش خواهد آمد. ده سال دیگر و بیست سال دیگر و... چالشها مواجه خواهیم بود. لذا، الآن برای پنج سال آینده ما باید این کارها را بکنیم. ده سال آینده باید این کارها را بکنیم. بیست سال آینده هم باید این کارها را انجام بدهیم؛ یعنی مطالعات آنها باید مطالعاتی باشد که منتهی به نتیجه و کاربردی بشود که نتیجه ملموس باشد، ولی اگر بنشینند یکسری تحلیلهای فکری و اندیشهای بکنند که هیچ مطابقتی با واقع هم نداشته باشد، تحقیقاتشان مشتری نخواهد داشت.
* آیا راهاندازی و ایجاد رشتههای بین رشتهای مثل مطالعات آفریقا میتواند مؤثر باشد؟
مطالعات آفریقا و رشتههایی از این دست، رشتههایی است که معمولاً غرب با توجه به نیازهایش تأسیس کرده است. و در واقع ما این رشتهها را از غرب اخذ میکنیم. غرب به خاطر اهداف استعماری خودش این رشتهها را راهاندازی کرده است و از دل آنها تحقیقات، یک سری مطالبی را به دست میآورد. ما هم رفتیم و سعی ما این است که همان تحلیلها و همان روش غربی را در خصوص مسائل مختلف پیگیری میکنیم یا درصدد پیگیری آنها هستیم. مطالعات آفریقا خوب است، ولی سمت و سویش چه باید باشد؟ حرف ما درباره سمت و سوی این مطالعات است. باید مشخص باشد که سمت و سوی مطالعات در زمینه اقتصادی این است و باید به این سمت برویم. به زمینههای دینی، بهداشتی، عمرانی و... باید به کدام سمت و سوها باشد تا موفقیتآمیز باشد. آن وقت است که این مطالعات، جواب خوبی را خواهد داد و در راستای اهداف و آرمانهای دینی ما خواهد بود و ما نیازمند این گونه رشتهها هستیم به شرط اینکه، این رشتهها براساس چشمانداز ما طراحی شود و در آن زمینهها فعالیت و تحقیق نمایند.
* منتشر شده در ماهنامه حلقه وصل، شماره دوم، فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۲